مسابقه با موضوع «پیاده روی اربعین»
انتشار: 05 آبا ماه 1395 ساعت 16:08 دیدگاه ها: ۱۵ تا

با سلام

گلستان بلاگ در نظر دارد مسابقه ای با عنوان “پیاده روی اربعین”  برگزار نماید.

دوستان علاقمند به شرکت در این مسابقه می توانند مطالب و آثار  خود  را

با موضوعات مطالب وبلاگی
عکاسی
گرافیک
کلیپ صوتی و تصویری

قالب وبلاگی

دلنوشته
و…  

در همین  پست ارائه دهند.

303

جوایز نفرات برتر:

نفر اول 100 هزار  تومان .

نفر دوم 70 هزار تومان .

نفر دوم 50 هزار تومان .

 

مهلت ارسال آثار:

15 آذرماه 95

 

عنوان مسابقه گلستان بلاگ در آثار قید گردد.

 

با تشکر و آرزوی موفقیت.

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

15 نظر به "مسابقه با موضوع «پیاده روی اربعین»"

  1. حمیدرضادانشور می‌گه:

    دلنوشته :
    حماسه کربلا حقیقتی را در کهکشان عشق و خون به تصویر کشید تا دیگر کسی برای چشم پوشیدن از آفتاب حقیقت، بهانه ای نیابد.

  2. حمیدرضادانشور می‌گه:

    مسابقه گلستان بلاگ
    دلنوشته :
    حماسه کربلا حقیقتی را در کهکشان عشق و خون به تصویر کشید تا دیگر کسی برای چشم پوشیدن از آفتاب حقیقت، بهانه ای نیابد.

  3. سلام همسنگر عزیزم خدا قوت .
    همسنگر عزیزم پست زیر را برای شرکت در مسابقه با موضوع اربعین ارسال میکنم .
    ———————————————————————–
    عنوان پست : پوسترهای بسیار زیبا با موضوع پیاده روی اربعین
    آدرس پست :
    http://jnarm.blogfa.com/post/356
    ———————————————————————-
    آدرس دانلود پوستر های طراحی شده :
    http://s8.picofile.com/file/8272399950/tarhhearbaeen0022.jpg
    http://s8.picofile.com/file/8272400076/arbaeen0022.jpg
    http://s8.picofile.com/file/8272400168/tahheashoura0022.jpg
    http://s8.picofile.com/file/8272430618/tahahoseen0022.jpg
    —————————————————————————
    از زحماتتان سپاس گذارم .اگر مشکلی در پوستر ها یا پست ام بود اطلاع دهید .یاعلی

    —————– به کوری چشم دشمنان اسلام و شیعیان بلند بگو……..لبیک یا حسین———-

  4. سلام خسته نباشید .
    پست زیر را برای شرکت در مسابقه پیاده روی اربیعین ارسال میکنم .

    http://radepayeeshg.mihanblog.com/post/672

  5. علی می‌گه:

    با سلام و احترام فراوان خدمت مدیریت عزیز
    ببخشید یک خواهش عاجزانه از شما داشتم ، می شه مهلت ارسال اثر را تا پایان ماه صفر تمدید بفرمایید ؟ خواهش می کنم !

  6. علی می‌گه:

    ببخشید نظرتون رو راجع به تمدید نفرمودید ؟

  7. علی می‌گه:

    ببخشید نظرتون رو راجع به تمدید نفرمودید ؟

  8. علی انارب می‌گه:

    وکربلا محشری دیگر شد.خاک غرق به خون بود وصدایی به جز چکاوک شمشیرها به گوش نمی رسید وهفتاد ودو گل پر پر شدند تا دین خدا ماندگار شود تا ابد.
    کم نبودند کسانی که که با عقل باژگونه خورشید صورتت را دیدند وپشت کردند بر مطلع نور دو عالم، پور بهترین مردان وتاج دار عالم، به گمان مانا شدن در جهانی فانی با ثروت فناپذیر پس خورشید را بر نیزه کردند غافل از ان که قلب هزاران عاشق به عشقت خواهد تپید ودیوانه وارخدایت را خواهند پرستید وراهت را ادامه خواهند داد وفراموش خواهند شد در تاریخ وتنها لعن است که خیرات روحشان خواهد شد.
    ای نازنین وسرور جوانان بهشت همانا خون پاکت برای حفظ دین بر خاک ریخت و هامون را گلگون ساخت وقدم بر صحرایی گذاشتی که برش شهادت بود، تو ویاران گزیده ات از شراب شیرین شهادت نوشیدید ویزیدیان را تا آخر قیامت خوار ساختید.
    ای والا مقام، تو را به طفلی شش ماهه وبه دستان بریده طلایه دار سپاهت وبه غنچه های برادر که به شهادت لبخند زدند وشکفتند وبه مروارید اشکی که صورت دخترکت را نوازش داد وبه داغی که بر چگر زینب ماند،زندگیمان رابه عشقت پیوند ده ودیدگانمان را به نور دیدارتان در آخرت روشن ساز…

  9. محمداناری می‌گه:

    سلام بر خون خدا
    سلام بر رحمه‌الله‌الواسعه
    سلام بر نور چشم رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
    سلام بر فرزند شهید امیرالمومنین علی علیه‌السلام و بی‌بی فاطمه زهرا ‌سلام‌الله‌علیها
    سلام بر شافع روز جزا
    سلام بر آن که ملائک در عزایش می‌گریند
    سلام بر کسى که بیعتش را شکستند
    سلام بر آقایى که حامى دیگران بود و خود بی‌یاور ماند
    سلام بر محاسن خضاب شده‏‌اش
    سلام بر چهره به خاک و خون آلوده‏‌اش
    سلام بر دندان کوبیده‏ مولا با چوب خیزران و چوب‌دستی عبیدالله ملعون
    سلام بر سر مقدسی که بر فراز نیزه عدوان زده شد.
    سلام بر تشنگى کشیده در کنار نهر آب
    سلام بر حسین (ع) و فرزندان فرزانه و اصحاب عزیزش
    و سلام بر دشت تفتیده عشق
    سلام بر میدان عشق‌بازی یاران عاشق دلباخته کوى معشوق
    سلام بر تو اى کربلا
    سلام بر تو اى دشت پربلا
    سلام مرا با گلوى بغض فروخورده‌ات و چشمان مواج از دریاچه اشک دل‌تنگی‌ات و با جگر سوخته‏‌ات و قلب پاره‌پاره‌ات پاسخ‌گو
    کربــلا! می‌خواهم که با تو سخن بگویم!
    می‌‏خواهم بقچه حرف‌هاى بر دوش مانده‏‌ام را براى تو پهن کنم؛ نمى‏‌دانم، نمى‏‌دانم تاب شنیدن حرف‌هایم را دارى یا نه؟ با تو سخن می‌گویم تویی که آن محزون‌ترین روز را در خود دیدی! تویی که از غم مولایت از ازل تا به ابد عزاداری
    کربلا، از غروب عاشورا بگو…..
    براستی آن روز چه کشیدی؟ شنیده‌ام که غروب روز عاشورا براى تو سخت التهاب آور بود؟
    یقین دارم که اگر در اسارت خاک نبودی هر آن لباس رزم بر تن می‌کردی و غران و آتش‌فشان بار، بر آن ملعونان و نفرین‌شدگان ابدی، حمله می‌بردی
    کربلا! بگو که آن سه روز و دو شبى که پیکرهاى شقایق رنگ قافله عشق بر پیشانى پینه‌بسته‌ات میهمان بودند با آنان چه‌ها گفتى؟
    کربلا ، برایم از اصحاب بگو! آنان که باوفاترین اصحاب تاریخ بودند. از چهره‌های برافروخته و هیجان‌زده‌شان برای تکه تکه شدن در راه حسین (ع) بگو…..
    کربلا !از علی‌اکبر (ع) بگو که شبیه‌ترین بنی‌هاشم به رسول‌الله (ص) بود آن‌قدر که آن ملعونان لحظه‌ا‌ی پنداشتند مبادا رسول خدا (ص) به میدان آمده! از داغ شهادت فرزند بگو؛ چگونه قلب سیدالشهدا (ع) را جریحه‌دار کرد! از آن لحظه‌ای بگو که آقا از روی اسب میدان را تماشا می‌کرد پی‌درپی با هر ضربه علی (ع) می‌گفت ماشاءالله! لا حول و لا قوه الا بالله! و به یک‌باره ذکر لبش شد:
    «انا لله و انا الیه راجعون!»
    از لحظه‌ای بگو که سر در کنار پیکر دردانه‌اش گذاشت و ملتمسانه منتظر بود تا فرزند بار دیگر پدر را صدا بزند! از پیکر مثله شده و اربا اربا شده عزیز زهرا (س) بگو! بگو برایم چگونه جوانان بنی‌هاشمی بدن علی اکبر (ع) را به خیمه‌ها بازگرداندند! بگو….
    کربلا، از قاسم (ع) که امانت برادر بود بگو! از پسربچه‌ای که خطاب به عمویش شهادت را «احلی من العسل» خواند! او که هیچ لباس رزمی اندازه تنش یافت نمی‌شد! از لحظه‌ی وداع برادرزاده با عمویی بگو که برایش پدر بود! از نبرد حیدری فرزند مجتبی (ع) بگو و از پیکر قد کشیده‌اش پس از شهادت….
    کربلا، از باب الحوائج شش ماهه، مظلوم‌ترین مظلوم تاریخ بگو! از علی‌اصغر (ع) آن طفل شیرخواره‌ای که آن دم که نوای «هل من ناصر ینصرنی» پدر را شنید خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر غریبش بپیوندد! بگو که چگونه تیر سه شعبه گلوی نازنینش را درید و او را در آغوش پدر شهید کرد…..
    کربلا بگو: «سقاى تشنه‌لب‏» یعنی چه؟ آیا عجیب نیست؟ مى‌‏دانم که در حافظه‏‌ات این تصویر مانده است آنجا که سقایى تشنه‌لب بر لب آب جان به جانان تقدیم کند. از آن لحظه‌ای بگو که فاطمه زهرا (س) ناله می‌زد: «وای پسرم!» از اولین و آخرین باری بگو که قمر بنی‌هاشم، مولایش را برادر خطاب کرد! از داغ زاده‌‌ ام البنین (س). بگو که کمر مولا را شکست! از لحظه‌ای بگو که امام حسین (ع) دستان بریده عباس (ع) را در آغوش گرفته بود و می‌بوسید! از آن لحظه‌ای که آقا به‌سوی خیمه‌ها رفت و پرچم خیمه عمو را پایین کشید، ناله اهل حرم بلند شد و امیدشان ناامید! حرم…عمو…آب…عطش….
    کربلا بگو آیا یادت هست که خیل خصم سر کبوتر قافله‌سالار عشق را بر سرنیزه کردند و با خود بردند؛ ولى هنوز دشت پر از نور و صفا بود؟ خیمه‏‌هاى اهل حرم را به آتش کشیدند تا شاید خشم و غضبشان فرونشیند و غافل از این‌که آه طفلان حرم باز آنان را به آتش خواهد کشانید!
    کربلا از دل ام‌المصائب (س) بگو! از حرقه قلب دخت امیرالمونین (ع)! بگو که چگونه آتش‌گرفته بود و زبانه‏‌هاى جان‌سوز غم سنگین‌دل زینب (س) هم‌چنان و پس از سال‌ها گذر از آن واقعه، دل اهل ولاى على (ع) را به درد مى‏‌آورد. کربلا برایم از سخت‌ترین و عاشقانه‌ترین خداحافظی تاریخ بگو. آن دم که امام حسین (ع) برای آخرین بار به خیمه خواهر رفت.
    کربلا می‌دانم دردکشیده و غم‌دیده‌ای؛ ولی تو هیچ‌گاه سوخته آتش فراق مولا نبودی! کربلا تو تازیانه و سیلی نخورده‌ای! تو غم غربت نچشیده‌ای! تو سرپرست کاروان یتیمان و رنج‌کشیده‌ترین طفلان تاریخ نبودی! ای کربلا امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س) که چه گذشت بر او
    این‌ها را من برایت می‌گویم می‌دانی در شام، آن ملعون منحوس طلعت، برای رقیه (س) چه هدیه‌ای فرستاد؟ می‌دانی…
    آه! آه! آه! این‌ها را ندیدی؛ ولی من طاقت ادامه ندارم! نمی‌خواهم روضه‌خوان تو باشم‌ که نه تو تاب شنیدن داری و نه من تاب گفتن
    کربلا تو از روز ازل از خورشید حسین (ع) سوختی و در عزایش خون گریستی، شاید به همین خاطر باشد که آن‌قدر سوزانی و خشک
    ای کربلا تو بزرگ‌ترین مصیبت تاریخ را کشیده‌ای. مصیبتی به وسعت زمین و آسمان‌ها و به پاداش این داغ بزرگ خداوند بر تو منت نهاد و پیکر دردانه‌اش را در تو جای داد تا مرهم غمت باشد و تو افضل سرزمین‌های عالم شدی! و تو را با خاک تفوق داد! ای کربلا تو خاک نیستی اگر نه خوردنت مستحب نبود
    کربلا نامت را که بر زبان جارى مى‏‌کنم سیل اشک از دیدگانم جارى مى‏‌شود؛ نمى‏‌دانم و واقعا هم نمى‏‌دانم چه سرى در میان نهفته است در حیرتم که کام جان تو از فرط تشنگى خشک خشک است؛ ولى دل من از دورى روى تو و از زمزمه نام تو به دیدگانم فرمان سیل اشک مى‏‌دهد و…
    تو خود بگو چه رازى در این میان نهفته است.
    کربلا، مدت‌هاست در آرزوى دیدار تو مى‏‌سوزم و مى‏‌سازم
    کربلا عطش استشمام بوی سیب وجودم را ذوب می‌کند
    کربلا تو خود عنایتى کن و مرا به آستانت ‏بخوان
    کربلا جواب سلامم را بده با هر زبانى که تو را بیشتر رضاست.
    و ای کربلا! می‌دانم تو هم مثل ما منتظری! منتظر منتقم خون حسین (ع)
    الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم
    عجل لولیک الفرج

  10. مهران یوسفی می‌گه:

    سلام و عرض تسلیت رحلت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

    اینفوگرافیک اربعین 95 رو برای مسابقه طراحی نمودیم ، لطفا در مسابقه شرکت دهید

    http://mannan12.mihanblog.com/post/1415

    موفق باشید … یا علی

  11. یاعلی می‌گه:

    سلام
    خسته نباشید
    بنده یک طرح گرافیکی و پوستر برای مسابقه به حضورتان ارسال می کنم . خواهش می کنم بنده را نیز در مسابقه شرکت دهید .

    این آدرس :
    http://arbaein-95.blogfa.com/

  12. ناشناس می‌گه:

    سلام خسته نباشید .ببخشید نتایج کی اعلام خواهد شد .تشکر

نظر دادن