انگلیس، دلواپس رئیس جمهور چهار ساله شد؟!
انتشار: 15 آبا ماه 1395 ساعت 20:08 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو ، وب سایت “ قلم تو ” به نقل از  وبلاگ ” وزنه سیاسی ” نوشت :

14649

به نام خدا و برای خدا

متأسفانه رئیس جمهورمان رویه غلطی را در خصوص “بــــرجــــام” در پیش گرفته که موجب تعجب ملت ایران و جهان شده است. جناب روحانی، که گاه با ملت ایران سخن می گوید؛ از موفقیت کامل برجام سخن بر زبان جاری کرده و به منتقدین برجام حمله ور می شود، ولیکن وقتی با مسئولین غربی روبرو می شود، ذلیلانه خواستار اجراء برجام از سوی طرف مقابل، آنهم بدون ذکر نام کشور گردن کلفت می شود! شاید علت ترس و اضطراب رئیس جمهورمان، بخاطر آن است، که در سال 92 آمریکا را کدخدای ده خوانده است!

بر این اساس آقای حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در دیدار فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، باز هم با التجاء خواستار اجراء برجام از سوی طرف مقابل شد و گفت: «جمهوری اسلامی ایران در اجرای توافق برجام به همه تعهدات خود پایبند بوده و انتظار دارد برای پایداری برجام، طرف مقابل نیز به همه اصول و تعهدات خود به طور کامل عمل کند.»

عدم اجراء کامل برجام از سوی آمریکا، دوستان انگلیسی! رئیس جمهورمان را نگران کرده و لذا آقای “سِر ریچارد دالتون”لسفیر سابق انگلیسدر ایران، دلواپس رأی نیاوردن جناب روحانی در انتخابات سال 96 شده و طی مقاله ای می نویسد: «روحانی اعتدال‌گرا با شرایط سختی در این انتخابات مواجه است. انتظارات بالا از توسعه اقتصادی در ایران با نتیجه مثبت همراه نشده است. ناامیدی از مزایای محدودی که این توافق برای ایران به همراه داشت در حال افزایش است. این برای انتخاب مجدد روحانی در سال 2017 اصلاً شرایط مطلوبی نیست

کاش جناب روحانی ایمان واقعی داشت! و بخاطر نابودی و خسارت زیادی که به خاطر اجراء فوری برجام به کشور وارد نموده، در محضر ملت و رهبر بخاطر خوشبینی و اعتماد افراطی به کدخدا(آمریکا) عذرخواهی می کرد، تا مصداق این داستان می گردید، که گویند: غ«روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است. فکر می کنید آن مرد چه کرد؟! خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت؟

بازرگان با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : “خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟

مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت و روی آن نوشت: “مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!”»

والسلام

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن