یک جمعه ی دیگر…
انتشار: 18 ارد ماه 1394 ساعت 13:02 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «کردکوی نیوز» نوشت:

jamkaran

دیرگاهیست در ظلمت بی فردای این روزگار زمین در انتظار است تا کسی بیاید که کس باشد و تا مردمان با نگاهی در او کس را از ناکس بازشناسند.
امروز که آدمیان صداقت را به زیر آوار فراموشی ها از یاد برده اند؛

حالا که خاک از خون سرخ عدالت گلگون است؛ زمین در حسرت یک مرد میسوزد.
حالا که سپیدی ها همه در سیاهی دلهای آدمیان رنگ باخته اند؛ دیدگان زمین در انتظار اندکی حتی سپیدی چون پلک خیس سپیده دم بارانی ست.
راه درازیست از اینجا تا صداقت و زمین در انتظار است تا مردی بیاید از جنس آسمان تا با قدوم نازنینش جسورانه شقاوت را؛ خیانت را از هستی پاک کند.

تا شب دریده شود و دیدگان آدمیان طلوعی از جنس عدالت را به نظاره بنشینند.
راه دشواری نیست از اینجا تا مصیبت و دستان سرد آدمیان گرمای دستانی را به یاری می خواند تا در مرداب بی رحمی دنیا امیدبخش رهایی باشد.
علی که از جنس آسمان بود به برق یک شمشیر به آسمان رفت . علی به ستوه آمده از آدمیانی از جنس شقاوت و قساوت به برق یک شمشیر از عمق وجود فریاد برآورد که : فزت و رب الکعبه
و از آن روز که عدالت همراه علی به آسمان رفت, زمین و زمان در انتظار وجود پر وجودی ست تا برخیزد،شمشیر برگیرد و جهانی را روشنی بخشد.
او خواهد آمد…

اللهم عجل لولیک الفرج

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن