پیمان شکنی تا به کجا؟!!
انتشار: 03 فرو ماه 1395 ساعت 12:01 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت  «اصحاب عشق»نوشت:

«توبه» از مهم ترین آموزه های تربیتی و اخلاقی است که آثار بی شمار و ره آورد گران بها و پی آمدهای مثبت فراوانی دارد: بازیابی شخصیت؛ محبوب خدا شدن؛ تبدیل شدن سیئات به حسنات، رستگاری ابدی، افزایش روزی و… از مهم ترین آثار توبه به شمار می آید.

فرآوری: آمنه اسفندیاری
3(5)

توبه یکی از موضوعات مهم و اساسی است که در مکتب اسلام و همه ادیان آسمانی مورد توجه قرار گرفته، و نزد اولیای الهی و عارفان دارای جایگاه ویژه است.
توبه در هر لحظه و هر آن لازم است؛ چون انسان اگرچه ممکن است به ظاهر گناهی مرتکب نشود، اما از وسوسه هایشیطان و افکار متفرقه که دل را از یاد خدا غافل می کند خالی نیست، و اگر فرض شود که از آن هم در امان باشد، از غفلت و قصور در شناخت و معرفت حق تعالی و صفات و آثار او خالی نیست، و همه اینها نقصی است که بازگشت از آنها که توبه باشد را در هر حال لازم می کند؛ لذا سالکان الی الله و اولیای الهی هر آن، در حال توبه بودند.
اگرچه واژه شناسان توبه را رجوع و بازگشت از گناه معنا نموده اند، اما روشن است که این معنا در حق پیامبران و اوصیای آنها مفهوم پیدا نمی کند؛ چرا که آن بزرگواران مصون از خطا و گناهند.
در روایت آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزی هفتاد بار توبه می کرد، در حالی که گناهی مرتکب نشده بود. (عده اى از علماء، الأصول السته عشر، ص ۱۵۸)
با این توضیحات باید گفت؛ نه تنها هر روز که هر آن و هر لحظه باید در حال توبه – که همان بازگشت و رجوع از دوری به قرب و نزدیکی است – بود. حتی اگر انسان مرتکب هیچ گناهی نشود، اشتغالات به مسائل روز مره باعث غفلت انسان از خدای متعال خواهد شد، همین مقدار دوری نیز اقتضای رجوع و بازگشت را دارد.
حال سوال مهمی که اینجا مطرح است این است که: چرا با وجود این همه توبه و استغفار باز هم پیمان شکنی می کنیم؟
بازگشت به گناه و پیمان شکنی علل متعددی دارد، در زیر به تعدادی از این علت ها اشاره می شود:

١ـ ضعف ایمان

از مهمترین علل گناه و بازگشت مجدد به آن پس از توبه، ضعف ایمان به خدا، ملائکه، بهشت و جهنم، رسول خدا، قرآن و… است. (دستغیب، گناهان کبیره، انتشارات کانون تربیت، ج ۲، ص ۵۷۸ (اقتباس)

٢ـ ندانستن معنی توبه حقیقی

بسیاری گمان می کنند که توبه کرده اند؛ امّا نمی دانند که توبه تنها یک لفظ نیست؛ بلکه انسان باید از گذشته خود پشیمان باشد، عزم جدی داشته باشد بر برگشت ننمودن به آن گناه، حق الناس را برگرداند، به عبادت های واجب روی آورد و اگر قضا نکرده بجا آورد و… (امام خمینی، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۷۱، ص ۲۷۷، با کمی تغییر)

٣ـ وسوسه شیطان و نفس امّاره

گاهی شیطان و نفس اماره انسان را ناامید می کنند و او را نسبت به خداوند و رحمت وسیع او بدبین می گردانند و توبه را آن قدر بزرگ و نشدنی جلوه می دهند که از آن منصرف می شود.

۴ـ مداومت نداشتن بر توبه

یکی از علل بازگشت به گناه عدم مداومت بر توبه است. انسان اگر پیوسته مشغول استغفار باشد و با خواندن دعای توبه مخصوصاً دعای ۳۱ صحیفه سجادیه و مناجات تائبین حالش را با گفتارش یکی نماید، پیوسته در حالت آگاهی به سر می برد و همیشه موقع گناه متوجه حضور حضرت حق است.

۵ـ دوستان ناشایست

از دیگر عوامل غفلت و رجوع به گناه، تشویق دوستان ناباب با حرف و عمل است. انسان موجودی اجتماعی است و از دیگران خواهی نخواهی اثر مثبت یا منفی می گیرد. چه بهتر است انسان در انتخاب دوست نهایت تلاش خود را انجام دهد و تنها با کسی رفت و آمد کند که طبق فرمایش بزرگان دین، سه خصلت داشته باشد: (مطهری، احمد، رابطه دوستی و محبت، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۶۵، ص ۸۰ با تلخیص)
۱٫ دیدن او شما را به یاد خدا بیندازد ۲٫ گفتار او به علم و آگاهی شما بیفزاید ۳٫ و عمل او شما را تشویق کند که کارهای نیک انجام دهید.

۶ـ غفلت از مرگ

گاهی انسان دچار وسوسه شیطان و نفس می شود و گمان می کند که همیشه زمان برای بازگشت وجود دارد و متوجه نیست که مرگ کسی را خبر نمی کند. زمانی به سراغ ما می آید که دچار گناهان بسیاری شده ایم و وقت و راه بازگشت و توبه حقیقی نداریم. با یاد مرگ و توجه به حضور حضرت حق می توانیم از تکرار توبه و توبه شکنی جلوگیری کنیم.

٧ـ عدم داشتن ذکر دائم

ذکر باعث توجه دائمی به خداوند می شود. در روایت داریم مؤمن حقیقی دائماً در حال تفکر و مشغول به ذکر حضرت حق است. (محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دوره چهار جلدی، دارالحدیث، جلد ۲، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص ۹۶۶) امام علی علیه السّلام : «المؤمن دائم الذکر و کثیر الفکر». مسلم است که اگر فرشته یاد و ذکر خداوند وارد حریم دل گردد دیو سیاه گناه، از خانه دل بیرون می رود.

٨ـ اصرار بر گناه کوچک و بزرگ

گناه چه کوچک باشد چه بزرگ، یعنی ناراضی کردن حضرت حق. گناه یعنی عقب گرد انسان در مسیر ضد کمال، گناه یعنی اینکه انسان با تبر تیز عصیان ریشه های فطرت الهی و وجدان خودش را قطع کند و خودش را از میوه های شیرین وصال به خداوند رحمان محروم نماید. کسی که اندک اندک بر گناهان خود می افزاید متوجه نیست که آهسته آهسته به خصلت های حیوانی نزدیک تر می شود و از مقام روحانی خود فاصله می گیرد و این کارها باعث سیاه شدن قلب می گردد؛ چنین خصلتی باعث می شود حساسیت وجدان و فطرت و عقل را نسبت به گناه از بین ببرد تا جایی که گناه برای این فرد یک امر عادی می شود؛ بدون اینکه در باطن هیچ احساس ناراحتی داشته باشد. (امام خمینی، چهل حدیث، ص ۲۷۲ (اقتباس)

٩ـ محیط گناه آلود

از امام صادق علیه السّلام روایت داریم که «برای مؤمن سزاوار نیست در مجلسی بنشیند که در آن نافرمانی خداوند می شود و او نمی تواند آن مجلس را تغییر دهد» (مکارم شیرازی، ناصر،۱۵۰ درس زندگی) این مجالس در درازمدت بر طبیعت انسان اثر می گذارند و آهسته آهسته او را از مسیر کمال باز می دارند. سزاوار است انسان اگر نمی تواند با دعوت به اعمال و افکار مثبت جلوی گناه را بگیرد حداقل خودش را از آتش این مجالس نجات بدهد و گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

١٠ ـ اراده ضعیف

گاهی انسان می خواهد از گناه و توبه شکنی فاصله بگیرد؛ امّا به دلیل ضعف اراده نمی تواند. علمای اخلاق اسلامی توصیه می کنند که با انجام فرائض و توجه به امور معنوی (دعاها، نیایش، نصیحت شنوی، مطالعه کتب اخلاقی، دیدار علماء، انتخاب دوست مناسب و…) و بعد معنوی و روحانی خود را تقویت کنیم تا بتوانیم بر بعد حیوانی (شهوت، هوس، وسوسه و…) غلبه کنیم.


منابع:
سایت اندیشه قم
سایت اسلام کوئیست

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن