پوریای ولیِ امام خمینی (به بهانه مسابقات جام جهانی کشتی آزاد – آمریکا)
انتشار: 24 فرو ماه 1394 ساعت 19:01 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ«ستارگان» نوشت:

مسابقات قهرمانی باشگاه ها بود.سال پنجاه و پنج.

13930203000113_PhotoA

مقام اول مسابقات، هم جایزه نقدی می گرفت هم به انتخابی کشور می رفت.ابراهیم در اوج آمادگی بود.هرکس یک مسابقه از او می دید ایم مطلب را تایید می کرد. مربیان می گفتند: امسال در 74 کیلو کسی حریف ابراهیم نیست.

مسابقات شروع شد.ابراهیم همه را یکی یکی از پیش رو بر می داشت.با چهار کشتی که برگزار کرد به نیمه نهائی رسید. کشتی ها را یا ضربه می کرد یا با امتیاز بالا می بُرد…

حریف پایانی او آقای محمود.ک بود.ایشان همان سال قهرمان مسابقات ارتش های جهان شده بود…ابراهیم روی تشک رفت.جلو رفت و با لبخند به حریفش سلام کرد و دست داد.

حریف او چیزی گفت که متوجه نشدم!!! اما ابراهیم سرش را به علامت تائید تکان داد…

نفهمیدم چه گفتند و چه شد!!!

اما ابرهیم خیلی بد کشتی را شروع کرد…

حریف ابراهیم با اینکه در ابتدا خیلی ترسیده بود اما جرات پیدا کرد.مرتب حمله می کرد.ابراهیم با خونسردی مشغول دفاع بود.

داور اولین اخطار و بعد دومین اخطار را به ابراهیم داد. در پایان هم ابراهیم باخت و حریف ابراهیم قهرمان 74 کیلو شد!!!

وقتی داور دست حریف را بالا می برد ابراهیم خوشحال بود انگار که خودش قهرمان شده!

حریف ابراهیم در حالی که از خوشحالی گریه می کرد خم شد و دست ابراهیم را بوسید…

جلوی در ورزشگاه هنوز شلوغ بود همان حریف فینال ابراهیم با مادر و کلی از فامیلها و رفقا دور هم ایستاده بودند…

وقتی مرا دید به سمتم آمد و گفت: آقا عجب رفیق با مرامی دارید. من قبل مسابقه به آقا ابرام گفتم، شک ندارم که از شما می خورم، اما هوای ما رو داشته باش، مادر و برادرام بالای سالن نشستند.کاری کن ما خیلی ضایع نشیم.

 

رفیقتون سنگ تموم گذاشت.نمی دونی مادرم چقدر خوشحاله.شهید ابراهیم هادی

بعد هم گریه اش گرفت و گفت: من تازه ازدواج کرده ام. به جایزه نقدی مسابقه هم خیلی احتیاج داشتم، نمی دونی چقدر خوشحالم.

 

منبع: کتاب سلام بر ابراهیم – ص 39 -37

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظرات بسته شده اند