پنج راهکار طلایی برای نجات از شهوات
انتشار: 04 آذر ماه 1396 ساعت 19:09 دیدگاه ها: هيچ

گلستان بلاگ منتشر کرد:

با کمی دقت و تأمل در علت و اساس شقاوت و هلاکت بسیاری از انسان ها به خوبی می توان نفس اماره و همچنین کارکرد منفی شهوات مدیریت نشده را در این مسیر پررنگ دید. به راستی اگر بسیاری از انسان ها در حیات مادی خود می توانستند افسار و عنان شهوات را به درستی مدیریت و کنترل کنند، در بسیاری مواقع از سقوط در پرتگاه شقاوت و نابودی، نجات یابند.

6(5)

نفس شناسی و مراتب آن

نفس شناسی از جمله سخت ترین و پیچیده ترین مباحث فلسفی و معارفی است، که دانشمندان علوم اسلامی بیانات مختلفی در خصوص آن داشته اند، ولی از مجموعه آن مباحث می توان این چنین دریافت که، نفس موجودی مجرد است که از جنس مادیات به شمار نمی آید، بسیاری از علمای اسلامی نفس را همان روح انسان معرفی  کرده اند، هر چند که روح در فرهنگ قرآن دارای حقایق مختلفی است، ولی شناخت انسان از واقعیت روح بسیار اندک است: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً؛[اسراء آیه85] و از تو درباره «روح» سؤال مى‏کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکى از دانش، به شما داده نشده است!.»، در روایتی از امام علی (علیه السلام) در خصوص نفس این چنین نقل شده است: «إِنَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَهٌ ثَمِینَهٌ مَنْ صَانَهَا رَفَعَهَا وَ مَنِ ابْتَذَلَهَا وَضَعَهَا؛[1] بدرستى که نفس گوهرى است گرانبها هر که نگاهدارى کند آن را بلند گرداند آن را، و هر که نگاهدارى نکند آن را پست گرداند آن را،» مراد به «نگاهدارى آن»، تربیت آن است و مشغول نمودن آن به تحصیل و فضائل و کمالات و منع آن از اقتناء صفات نکوهیده و افعال ناپسندیده.[2]

خطر پیروی از هوای نفس در قرآن

من هرگز خودم را تبرئه نمى‏کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدی ها امر مى‏کند مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است

حال نفس را به معنای روح بگیریم یا چیزی غیر از آن.[3]، علمای اخلاق برای نفس حالات و مراتب مختلفی را بیان کرده اند، بعضی هفت حالت، و برخی کمتر که نفس اماره، لوامه، ملهمه، مطمئنه از جمله مراتب روح معرفی شده است. از این اقسام، مرتبه نفس اماره می تواند موجبات هلاکت و شقاوت انسان را فراهم کند، کما اینکه انبیاء الهی نیز از چنین نفسی به خدای متعال پناه برده اند: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیمٌ؛[یوسف، آیه53] من هرگز خودم را تبرئه نمى‏کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدی ها امر مى‏کند مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.» بر اساس آموزه های قرآنی پیروی و تبعیت از هوای نفس یا به عبارت دیگر نفس اماره می تواند انسان را از مسیر حق باز دارد و انسان را به عذاب بزرگ گرفتار کند: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ؛[ص، آیه26] و از هواى نفس پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد کسانى که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدى بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند!.»

خطر پیروی از هوای نفس در نهج البلاغه

در اندیشه علوی پیروی از نفس اماره و هوای نفس از جمله مهمترین عوامل هلاکت و بدبختی و شقاوت معرفی شده است: «فَإِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ أَبْعَدُ شَیْ‏ءٍ مَنْزِعاً وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَى مَعْصِیَهٍ فِی هَوًى‏؛[4] این نفس دورترین چیزى است که از شهوت قطع شود، و پیوسته میل به هوسرانى و معصیت دارد.»(نهج البلاغه / ترجمه انصاریان، ص: 397) در روایت دیگری پیروی از نفس، عامل شقاوت معرفی شده است: «وَ الشَّقِیُّ مَنِ انْخَدَعَ لِهَوَاهُ وَ غُرُورِه‏؛[5] و بدبخت آدمى است که از هواى نفس و غرور خود گول بخورد.»

راهکارهای نهج البلاغه برای نجات از نفس اماره

1- یاری جستن از خدای متعال: در مسیر تربیت اخلاقی و مبارزه با نفس، هر انسان عابد و زاهدی به این مطلب صحه می نهد که بی مدد الهی نمی تواند راه به جایی برساند.
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا                  ورنه آم نبرد صرفه زشیطان رجیم
(غزلیان حافظ شیرازی غزل شماره ۳۶۷)

این نکته را به خوبی می توان در عبارات امام علی(علیه السلام) مشاهده کرد: «وَ نَسْتَعِینُهُ عَلَى هَذِهِ النُّفُوسِ الْبِطَاءِ عَمَّا أُمِرَتْ بِهِ السِّرَاعِ إِلَى مَا نُهِیَتْ عَنْه‏؛[6] و از او کمک و یارى در خواست مى‏نماییم بر این نفس هاى کند و کاهل از آنچه (عبادت و بندگى) که مأمور شده است انجام دهد.»، خدای متعال در قرآن کریم نیز می فرماید: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ؛[عنکبوت، آیه69] و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است.»

2- عزم و صبر: تهذیب نفس و مقابله با شهوات نیاز به اهرم مقاومی همچون عزم راسخ و صبر دارد، انسان در مواجه با گناه اگر فاقد اهرم صبر بر گناه باشد، نمی تواند در مسیر تربیت اخلاقی موفق شود، در عبارتی از حضرت نقل شده است: «فَتَدَاوَ مِنْ دَاءِ الْفَتْرَهِ فِی قَلْبِکَ بِعَزِیمَه؛[7] پس سستى دل را با استقامت درمان کن.‏»

 به خود بیش از اندازه آزادی ندهید که شما را به ستمگری می کشاند، و سستى نورزید(با نفس از در سازش وارد نشوید) که این سستى شما را به معصیت درخواهد آورد.»، در تبیین و شرح این عبارت به این مطلب اشاره شده است که، «وَ لَا تُرَخِّصُوا» به معنای عدم تساهل و تسامح در برخورد با نفس است

3- پرهیز از سستی و کاهلی با نفس: هر چند همواره نمی توان در اجرای تکالیف الهی بر نفس سخت گرفت، ولی این موضوع در مسیر مبارزه و پرهیز از گناه و معصیت متفاوت است، از اینرو هیچ گاه نباید سستی و کاهلی بر انسان چیره شود و انسان را تابع نفس اماره کند: «وَ لَا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِکُمْ فَتَذْهَبَ بِکُمُ الرُّخَصُ مَذَاهِبَ الظَّلَمَه وَ لَا تُدَاهِنُوا فَیَهْجُمَ بِکُمُ الْإِدْهَانُ عَلَى الْمَعْصِیَه؛[8] به خود بیش از اندازه آزادی ندهید که شما را به ستمگری می کشاند، و سستى نورزید(با نفس از در سازش وارد نشوید) که این سستى شما را به معصیت درخواهد آورد.»، در تبیین و شرح این عبارت به این مطلب اشاره شده است که، «وَ لَا تُرَخِّصُوا» به معنای عدم تساهل و تسامح در برخورد با نفس است.[9]

4- شناخت خود و عزت نفس: انسانی که قدر و قیمت خود را شناخته و متوجه شده است که برای بهشت خلق شده است، خود را فریفته و تابع هوای نفس نمی کند: «هَلَکَ امْرُؤٌ لَمْ یَعْرِفْ قَدْرَه‏؛[نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: 497] تباه گشت مردى که قدر و منزلت خود را نشناخت.‏»، از حضرت در عبارت دیگری این چنین نقل شده است: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیْهِ [شَهْوَتُهُ‏] شَهَوَاتُه‏؛[10] کسى که خود را گرامى داشت شهواتش نزد او خوار شد.»

5- تقویت اهرم تقوا: اولیای الهی همواره با عنصر تقوا بینا شده اند و از هجوم شهوات نجات یافته اند: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ؛[اعراف، آیه 201] پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسه‏هاى شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مى‏افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را مى‏بینند و) ناگهان بینا مى‏گردند.»، در روایتی اهمیت این عنصر در بیداری و محافظ نفس این چنین بیان شده است: «فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِکُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِکُمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِکُمْ وَ صَلَاحُ فَسَادِ صُدُورِکُمْ وَ طُهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِکُمْ؛[11] زیرا تقوا داروى درد دلهایتان، بینایى کورى باطنتان، شفاى بیمارى اجسادتان، صلاح فساد سینه‏هایتان، پاکى چرک نفوستان.‏»

جمع بندی: برای موفقیت در مسیر تربیت اخلاقی و غلبه بر هوانی نفس و شهوات شیطانی، کمک گرفتن از خدای متعال، بهره مندی از قوه عاقله و تقویت عناصر همچون تقوا، صبر و عزم و عزت نفس در اولویت قرار دارد.

پی نوشت ها:
[1]. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص231، ح4616.
[2]. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، ج‏2، ص522.
[3]. اخلاق در قران، ج1، ص 180. علامه مصباح یزدی در خصوص معنای نفس این چنین بیان می دارند: ««نفس» همان من یا خود است. البته، کسانی بین «من» و «خود» فرقی گذاشته‌اند به این شکل که کلمه «خود» در فارسی جنبه تأکیدی دارد و در مواضع تأکید بکار می‌رود و در غیر این‌گونه موارد به جای کلمه «نفس» از کلمه «من» استفاده می‌کنیم؛ ولی، از این فرق هم مطلب مهمی در توضیح مفهوم نفس استفاده نمی‌شود. به هر حال نفس، بر حسب ویژگیهای موردی و کاربردی، گاه «بد» است و گاهی «خوب»؛ ولی، از نظر لغوی بیش از یک معنا ندارد».
[4]. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص251.
[5]. همان: ص117.
[6]. همان: ص169.
[7]. همان: ص344.
[8]. همان ص117.
[9]. منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه (خوئى)، ج‏6، ص132.
[10]. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص555.
[11]. همان: ص312.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن