پروژه نفوذ در دست قاسطین
انتشار: 24 خرد ماه 1395 ساعت 18:03 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وب سایت«ندای یک بسیجی عاشق» نوشت:

23(4)

به نقل از “ندای یک بسیجی”: قاسطین فقط منحصر به افرادی در هزار و چهارصد سال پیش نیستند بلکه در هر دوره ای موجودیتشان را با ماسکی جدید و نقابی به  روز شده نشان می دهند.
محمد امیری نژاد/کارشناس حوزه-
قاسطین

امام علی(علیه السلام) در حالی که پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله و علیه وآله) مسئول نگهداری کیان اسلام و ابلاغ رسالت خطیر خویش بود، علاوه بر دشمنان بیشمار اسلام که از مشرکان، برده داران، قدرت مندان، استثمار چیان، عیاشان و شهوت رانان و سائر خداناشناسان ترکیب می یافتند، با چند گروه دیگر نیز مبارزه داشت و قاطعانه با آنان جنگید( مجله ی درسهایی از مکتب اسلام، سال 62، ش 266، تیرماه، ص 38). آن چند گروه نبودند جز قاسطین و مارقین و ناکثین.
حضرت در خطبه ی شقشقیه به آنها اشاره کرده و دلیل انحراف ایشان را  با بیان آیه ای از قرآن در خلال خطبه بیان می کند و می فرماید: «هنگامی که قیام به امر خلافت کردم، جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی (به بهانه های واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدند و دسته ی دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند و از اطاعت حق سر برتافتند، گویی که آنها این سخن خدا را نشنیده بودند که می فرماید: «سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که نه خواهان برتری جویی و استکبار در روی زمینند و نه طلب فساد، و عاقبت (نیک) برای پرهیزکاران است» (سوره ی قصص، 83). آری به خدا سوگند! آن را شنیده بودند و خوب آن را حفظ داشتند ولی زرق و برق دنیا چشمشان را خیره کرده و زینتش آنها را فریفته بود».
ماهیت رهبران قاسط
«سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که نه خواهان برتری جویی و استکبار در روی زمینند و نه طلب فساد، و عاقبت (نیک) برای پرهیزکاران است

در تاریخ دو نفر مظهر گروه قاسطین شناخته می شوند؛ یکی معاویه و دیگری عمرو عاص. حاکمیت بیست ساله ی معاویه با سیاست های در جهل نگه داشتن و تحمیق مردم، ایجاد رعب و وحشت در دل شهروندان و دور نگه داشتن جامعه از آگاهی (دانشنامه ی امیر المومنین، محمدی ری شهری، ص 384) در هم تنیده بود. خلافت معاویه بر اساس دینی بود که او هیچ گونه باور استوار قلبی بدان نداشت. وی از تحریف دین ، باکی نداشت و از دگرگون سازی معارف حق، تن نمی زد. او برای قبضه کردن کارها و استحکام بخشیدن به آنها و سلطه جویی و حکمرانی اش، هر گونه اقدامی را بر خود مباح می شمرد(همان، 385).
عمرو عاص، که یکی از طراحان چیره دستِ سیاست های تبلیغی علیه علی (علیه السلام) بود و جوسازی ها155108، عوام فریبی ها و صحنه سازی های او علیه علی (علیه السلام) نشانه ای از زشت خویی و فریبکاری اوست، که امام در نهج البلاغه، اشاره ای بلیغ به آن دارند؛ حضرت در فرازی از خطبه می فرمایند: آگاه باشید که بدترین گفتار دروغ است و عمرو سخنی که به زبان می راند دروغ می گوید و با هر که وعده کند خلاف آن رفتار می نماید… در عهد و پیمان نابکاری می کند و از خویشان دوری می نماید. در میدان جنگ که حاضر می شود چه بسیار امر و نهی و زبان بازی می کند، مادامی که شمشیرها بکار نیفتاده اند. پس آنگاه که شمشیرها از غلاف بیرون آمده جنگ شروع گردید بزرگترین حیله و کید او آن است که عورت خود را به مردم نشان می دهد (نهج البلاغه، خطبه ی 83).
حضرت با این خطبه ماهیت عمرو را افشا می کند که در حقیقت قرین و مشاور معاویه بود. او از یکطرف زمان شناس و زیرک بود و از طرف دیگر دنیا گرا و هوا پرست و چون حضرت به خلافت رسید به طرف معاویه رفت و علت این روگردانی را دنیا خواهی دانست و به معاویه گفت آنچه ما بر سر آن ستیز می کنیم، چیزی جز دنیا نیست.(دانشنامه امیرالمومنین، ص 388)
راهبرد قاسطین

وظیفه ی ما همان است که علی (علیه السلام) قبل از جنگ صفّین فرمود؛ «… و لکن اللّه یأبی أن یعصی فی ارضه و اولیاوه مسکوت، و انی الصابر علی السیوف و لا اصبر علی الاغلال» خدای تعالی ابا کرد از آن که در زمین او عصیان شود و دوستان او ساکت باشند و بدرستی که مرا صبر است بر شمشیرها و صبر ندارم بر غلهای آتشین

با توصیفاتی که حضرت درباره ی عمرو داشتند حقیقت دورویی و دروغ گویی این افراد را برای ما آشکار می کند و همواره چنین بوده است که اینان [قاسطین]، بوسیله ی حقیقتی «حقیقت» دیگر را می کوبند وگرنه نمی توان برای اغفال ذهن مردم نسبت به حقیقتی، آنها را به باطلِ رسوایِ مسخره ای خواند که کسی گوش فرا نمی دهد. بلکه مردم را به سوی چیزی که ظاهراً منطقی است دعوت می کنند تا از آنچه واقعاً درست و منطقی است بازشان دارند. این همان اغفال است که روش کار قاسطین است و اساساً قسمت عمده ی استحمار همین اغفال است یعنی اغفال مردم از حقیقتی بوسیله ی حقیقتی دیگر.( کتاب قاسطین، مارقین، ناکثین، دکتر علی شریعتی). این گونه راهبردها در همیشه ی و در هر زمان و مورد استفاده ی دنیا پرستان و طالبان منافع شخصی بوده است.
راهبرد قاسطین پروژه ای برای نفوذ

اقداماتی که از روی تزویر، نیرنگ، ظاهرسازی و اغفال عمومی از سوی افراد صاحب نفوذی [مانند معاویه و عمرو عاص] صورت می گیرد سلاحی است کاری برای نفوذ در قلوب مردمی ناآگاه و ظاهر بین تا به این وسیله زمینه ی استکبار، استحمار و بهره کشی فراهم گردد و حق باطل و باطل حق جلوه داده شود و این همان راهبردی است که هم در زمان علی (علیه السلام) بکار رفت تا مظهر حق و حقیقت بی دین معرفی شود و هم در دوران معاصر که عمرو عاص ها در درون و برون در تلاشند تا تصویری وارونه را از نظام جمهوری اسلامی به مردم جهان معرفی و از آب گل آلود به نفع خود بهره گیرند.
قاسطین زمان را بشناس
حضرت با این خطبه ماهیت عمرو را افشا می کند که در حقیقت قرین و مشاور معاویه بود. او از یکطرف زمان شناس و زیرک بود و از طرف دیگر دنیا گرا و هوا پرست و چون حضرت به خلافت رسید به طرف معاویه رفت و علت این روگردانی را دنیا خواهی دانست و به معاویه گفت آنچه ما بر سر آن ستیز می کنیم، چیزی جز دنیا نیست

قاسطینی همچون معاویه و عمرو عاص کسانی بودند که در فضای رحمانی اسلام تنفس کرده و پرورش یافتند و با نفاق و دورویی و بالارفتن از منبر پیامبر و با استفاده از کلام خدا خود را موجه نشان داده و به دنبال مقاصد شومشان حرکت کردند و اینگونه بر مردم حکم راندند زیرا به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام زرق و برق دنیا چشمشان را خیره کرده و زینتش آنها را فریفته بود. و از این فریب خوردگان دنیا فراوانند اما وظیفه ما چیست؟
وظیفه ی ما همان است که علی (علیه السلام) قبل از جنگ صفّین فرمود؛ «… و لکن اللّه یأبی أن یعصی فی ارضه و اولیاوه مسکوت، و انی الصابر علی السیوف و لا اصبر علی الاغلال» خدای تعالی ابا کرد از آن که در زمین او عصیان شود و دوستان او ساکت باشند و بدرستی که مرا صبر است بر شمشیرها و صبر ندارم بر غلهای آتشین (فتوح ابن اعثم 3/ 154).
کلام آخر

قاسطین فقط منحصر به افرادی در هزار و چهارصد سال پیش نیستند بلکه در هر دوره ای موجودیتشان را با ماسکی جدید و نقابی به  روز شده نشان می دهند.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن