ولایت خون و شمشیر
انتشار: 17 آبا ماه 1394 ساعت 20:08 دیدگاه ها: یکی

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اشراق» نوشت:

 

یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ! إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ…
ای حسین! من با آن کس که با شما مسالمت داشته باشد، در سلم و صلحم و با آن کس که با شما در جنگ باشد، در جنگم، تا روز قیامت.

داشتن موضع، در مسائل اجتماعی و سیاسی، روابط، دوستی ها و دشمنی ها جنگ ها و صلح ها، نشان انسان متعهد است. آنچه مهم است، محور و ملاک و انگیزه و جهت، در دوستی ها و دشمنی ها، «ولایت» ها و «برائت» هاست. «حُبِّ فی الله» و «بُغضِ فی الله»، عنوانی است که در احادیث اسلامی، از ائمه ی شیعه درباره ی آن، معارف والایی بیان شده است؛ یعنی خدایی بودنِ حُبّ و بغض ها و دوستی ها و دشمنی ها.

در این فقره از زیارت عاشورا، محور، «ائمه» هستند. خطاب به سیدالشهدا می گوییم: من با کسانی که با تو در صلح و سلم و سازش باشند، در حال آشتی هستم و با آنان که در ستیز با شمایند، می جنگم.

«یک درس»، این که یک شیعه مرتبط با ائمه باید بر اساس دوستی ها و دشمنی هایی که با امام می شود، اهل صلح و جنگ و در خط «ستیز» یا «سازش» باشد. بی تفاوت بودن در این زمینه به معنای خارج بودن از خط و بر کنار بودن از صحنه و منحرف شدن از «صراط مستقیم» است. در این راه، سستی و مسامحه و سازش و کوتاه آمدن اصلاً مفهومی ندارد. علی(ع) می فرماید: «به جانم سوگند… در راه جنگیدن با مخالفان حق و پیرون باطل و رهروان وادی گمراهی، هرگز در من مداهنه و سازش و سستی و نرمش نخواهد بود…».1

مسلمان و مؤمن حقیقی امکان ندارد به دشمنان خدا و رسول، روی خوش نشان دهد و با آنان طرح دوستی و رابطه «مودت آمیز» بریزد.
از قرآن، شاهد بیاوریم که خداوند می فرماید:

ای پیامبر! …هرگز نمی یابی کسانی را که ایمان به خدا و رستاخیز قیامت دارند، با مخالفان خدا و پیامبر، مودت و دوستی کنند، حتی اگر آنان، پدران و فرزندان و برادران و قبیله ی خودشان باشند…».2

پس مسلمان متعهد و پیرو حسین(ع) در دوستی و دشمنی و جنگ و صلح، باید موضع دار باشد، نه بی خط و بی طرف و بی نظر!… .

«درس دوّم» این که میزان و شاخص در این «حرب و سلم» – جنگ و آشتی – ائمه هستند و با همراهان ائمه باید همراه بود و با دشمنانشان باید نبرد کرد. «آنان» تعیین کننده ی جهت سازش و ستیزند. در زیارت جامعه کبیره هم می گوییم: «فَمعکم مَعَکم لا مَعَ عدوّکم!»

«سوّمین درس» این که دوستی و دشمنی کردن، تنها به کسانی که در زمان ائمه و معاصر آنان بوده و در کربلا حضور داشته اند نیست؛ یعنی ما فقط دوست «علی اکبر» و «قاسم» و «مسلم» و «حبیب بن مظاهر» و دشمن «شمر» و «خولی» و «سنان» و «عمر سعد» و «یزید» و … نیستیم. بلکه هر کس که با خط ائمه، با فکرشان، با ایده و مرامشان هم آهنگ باشد، با آنان در صلح و سازشیم، و هر که با عقیده، مرام، شیوه ی عملی، جهت اجتماعی و خط ائمه مخالف و در ستیز باشد می جنگیم؛ هر جا که باشد، هر کس که باشد، هر زمان که باشد… باید مسئله را از انحصار زمان و مکان و اشخاص معین دوره ائمه خارج کرد، به همین جهت تا نهایت زمان کشیده است… «إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ».

به علاوه، الان نه اصحاب حسین(ع) هستند که با آنان دوستی کنیم، و نه لشکریان یزید زنده اند که با آنان نبرد کنیم، پس معنایش کلی تر و عمومی تر از محدوده ی زمانی و مکانی آن دوره است.

«درس چهارم» این که این دوستی و دشمنی، صرفاً در حد زبان و قلب خلاصه نمی شود، بلکه پای عمل و موضع گیری عملی اجتماعی به میان می آید. سخن از قتال و حرب و جنگ است، نه محبّت قلبی! وقتی تعبیر «جنگیدن» با مخالفان ائمه وجود دارد، چه چیزی به ذهن می آید؟ آیا جز شمشیر و سلاح و میدان و خون و شهادت؟! در زاویه ی خانه و کنج مسجد که صحنه «حرب» وجود ندارد؟ در انزوای تنهایی که «قتال» نیست؟ این فراز از زیارت، «پیمان جهاد و شهادت» است و این فرموده ی امام در زیارت، بیان کننده ی «ولایت خون و شمشیر» است.

نکته ظریف دیگر تأکید روی این مسئله است که حضرت نفرموده است که در زیارت نامه بگویید با دشمنانتان می جنگم (یعنی به صورت فِعلی) بلکه تعبیر این است که با مخالفان و ستیزکنندگان با شما، در جنگ هستم (یعنی به صورت مصدر).

تعبیر «مُحارب» به کار نرفته، بلکه «حرب» و «سلم» گفته شده است؛ یعنی یک پارچه در جنگ و ستیز هستم با مخالفانتان، و سراسر صلح و سلم و آشتی  هستم با هم خطان شما. این هم درسی دیگر است.

«درس پنجم» این که – هم چنان که اشاره شد – این موضع و این جهت مبارزاتی، وقفه پذیر نیست. تا وقتی حق و باطلی هست.تا وقتی مستکبر و مستضعفی هست. تا وقتی در جهان ستم است و در عالم مظلوم، این «خط جهاد» تداوم دارد… «إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ» چرا که محاربین با امام همه ی قدرتمندان متجاوز، قدّاره بندان بین المللی، مروّجین سکس و فساد، رواج دهندگان هرزگی و شیطنت، ستم گستران، زرپرستان و خونریزان هستند و اهل سلم با ائمه، همه محرومین و مظلومین و حق پرستان و عدالت خواهان و پرواپیشگان و انسان دوستان و فضیلت طلبان و خداجویانند و این دو خط و دو جریان، تا وقتی که هست، این نبرد هم ادامه دارد. در فراز بعدی، نمونه هایی عینی و مصداق هایی از مُحاربین با امام حسین(ع) و ائمه پاک شیعه بیان شده است.

«وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِی أُمَیهَ…».
لعنت خدا بر دودمان زیاد و خاندان مروان و تمامی بنی امیه و بر ابن مرجانه و عمر سعد و شمر که از پیش کسوتان ستم و حق کشی بوده اند و از گردن کشان و ظلم کنندگان در حق «آل محمّد»، و بر هر کس دیگر که به شکلی در ماجرای کربلا و شهادت حسین(ع) و اصحاب بزرگوارش دست یاری و همکاری داشته است. همه کسانی که مرکب های سواری سپاه یزید را زین بستند و لجام زدند و مهیا برای جنگ با سیدالشهدا ساختند:«لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِکَ…» و اعلامی دیگر در مورد فدایی حسین بودن:
«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی‏…» پدر و مادرم فدایت، ای حسین! که سوگ تو، چه مصیبت بزرگی است بر من.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

یک نظر به "ولایت خون و شمشیر"

  1. جمشید می‌گه:

    سلام
    خیلی زیبا گفتید از ارباب بی سرمون
    امیدوارم همه درک کنیم کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
    هنوزم تطمیع و تزویر هست
    هنوزم تهدید و ارعاب هست
    هنوزم حسین منتظر(ع) لبیک است
    ای کاش حسینی بشیم و حسینی بمونیم و حسینی از دنیا بریم.
    تشکر از وبلاگ خوبتان

نظر دادن