نامه ای که به طنزنامه تبدیل شد؛ تفاوت بازتاب نامه احمدی نژاد در داخل و خارج!
انتشار: 21 مرد ماه 1395 ساعت 14:05 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وب سایت «گلستان 24» نوشت:

بازتاب+نامه+احمدی+نژاد+

به گزارش گلستان24، چپاول کردن اموال توقیف شده ایران در آمریکا موضوعی است که از ابتدای انقلاب اسلامی ایران به بهانه های مختلفی صورت گرفته و تا به امروز نیز لاینحل باقی مانده است. تنها در مواردی دولت ایالات متحده آمریکا بالاجبار بخشی از دارایی های کشور را آزاد کرده و به ایران بازگردانده است. برای نمونه بخشی از اموال در قالب قراداد الجزایر به کشور بازگشت و در آخرین مورد نیز همزمان با اجرای برجام و آزادی 4 زندانی و جاسوس آمریکایی در ایران، بخشی از دارایی های ایران در کنار سود آن به صورت نقدی به ایران داده شد. 

شرحی از ماجرای غارت

دستبرد زدن به اموال ایران توسط دادگاه های آمریکا با توجه به قطع روابط دو کشور و بی توجهی آمریکا به قوانین حقوق بین الملل، به امری عادی تبدیل شده و حتی تهران به دلایل واهی و بهانه هایی کاملا غیرواقعی در پرونده های مربوط به تروریسم محکوم شده و برای پرداخت غرامت به خانواده های قربانیان آمریکایی، سریع ترین راه حراج اموال بلوکه شده ایران در آمریکا برگزیده می شود. در همین زمینه در اوایل سال 95 از سوی دیوان عالی آمریکا مجوزی برای برداشت 2 میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده ایران برای پرداخت غرامت به خانواده های قربانیان بمب گذاری سال 1983 میلادی در مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت صادر شد. 

این اقدام دیوان عالی آمریکا، از سوی مقامات جمهوری اسلامی به عنوان غارت بین المللی و دزدی از اموال ایران ارزیابی شد، درست زمانیکه تازه 3 ماه از اجرای تعهدات آمریکا در برجام برای تعلیق تحریم های ظالمانه هسته ای گذشته بود. تضییع 2 میلیارد دلار از ثروت ملی کشور در یک کشور بیگانه و آن هم به بهانه واهی بمب گذاری در سال 1983 در لبنان، امری که هرگز دخالت ایران در آن ثابت نشد، بسیار هولناک و ظالمانه بود. در این میان اما این بحث در داخل کشور به دستاویزی برای حساب کشی میان طرفداران دولت قبل و دولت فعلی تبدیل شد. جریان های حامی دولت یازدهم، مسئولان دولت سابق را به دلیل خرید اوراق بهادار دلاری به باد انتقاد گرفتند و اینکه تلاشی برای خروج دارایی های بانک مرکزی همزمان با تحریم صورت نگرفت را دلیل اصلی غارت می دانند ولی در آن سوی منتقدان، دولت یازدهم را عامل اصلی چنین غارتی دانستند که علی رغم توافق هسته ای، ترتیبی اتخاذ نکردند که اموال بلوکه شده ایران به کشور بازگردد و حاضر به اتخاذ مواضع قاطعانه در زمینه نقض برجام نشدند. 

در همین زمینه، کدهای مختلفی درباره عاملین اصلی سپرده گذاری و خرید اوراق قرضه دلاری در آمریکا از سوی مقامات بانکی سابق و حال ارائه شدند. تحریم دلاری ایران، از سال ها قبل وجود داشت و بر اساس قانون u- turn، ایران قادر بود از طریق کشور ثالثی مبادلات دلاریش را انجام دهد که این قانون نیز با تحریم بانک مرکزی در سال 2008، بی اثر شد. اما براساس سخنان محمد عراقچی، معاون وزیرخارجه، این موضوع مربوط به پولی بود که در سال 2003 سپرده گذاری شده بود. حامیان دولت اهمال دولت سابق را در عدم بازگرداندن یا تبدیل اوراق قرضه دلاری در زمان اوج گرفتن تحریم ها در سال 2008، مورد نقد قرار می دهند و مقصر اصلی را مقامات دولت سابق معرفی می کنند که با سرمایه گذاری در این زمینه و غفلت از سرمایه ایران در آمریکا، فرصتی را برای دست اندازی دادگاه آمریکا برای مصادر اموال بر اساس رای صادره در سال 2003 فراهم کردند. حال آنکه برداشت متفاوتی از سوی طرف مقابل ارائه می شود که برداشت و مصادره 2 میلیارد دلار در زمان دولت کنونی و همزمان با اجرایی شدن برجام صورت گرفته است. 

نامه احمدی نژاد به اوباما با موضوع غارت 2 میلیارد دلاری

سرو صداهای به پاخاسته در ایران بر سر غارت 2 میلیارد دلار توسط آمریکا در داخل ایران،  همچنان نیز ادامه دارد و جریان های سیاسی به دنبال پیدا کردن مقصر و تبرئه خود هستند. این در حالیست که اولویت منافع ملی در چنین شرایطی اقتضاء می کند تا برای اعاده حیثیت و جبران خسارت راهی اندیشیده شود. پیدا کردن مقصران اصلی و پاسخگو کردن آنها در ایجاد زمینه غارت گری آمریکا، اولویت بعدی است که می بایست در دستور کار قرار گیرد. 

دردناک بودن توقیف 2 میلیارد دلار از اموال کشور در آمریکا به حدی بود که با واکنش افکار عمومی ایران نیز همراه شد و کمپین هایی برای نشان دادن اعتراض در سطح بین المللی به راه افتاد. مقامات دولتی و قضایی نیز بر پیگیری این پرونده در سطح دادگاه های بین المللی اقداماتی صورت دادند و شکایتی نیز از ایران علیه آمریکا در دادگاه لاهه به ثبت رسید. در همین زمینه در روز دوشنبه محمود احمدی نژاد نامه ای برای باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با موضوع دست اندازی دادگاه آمریکایی به اموال ایران به نگارش در آورد و در سطح رسانه ها نیز انعکاس یافت. در بخشی از این نامه آمده است:”گرچه انتظار این بود که در دوره ریاست جمهوری شما ، گذشته جبران شود ، یا دست کم از ظلم جدید علیه ملت ایران ممانعت شود، اما مسائل فراوانی اتفاق افتاد که از بین همه فقط به یک مورد می پردازم که اخیرا روی داده است. در ۱۸ تیرماه ۱۳۹۳ هجری شمسی ( نهم ژوئیه ۲۰۱۴) ، دادگاهی در آمریکا به بهانه های واهی و بدون ارائه هیچ سند معتبری حکم به تصرف حدود دو میلیارد دلار از ثروت ملت مظلوم ایران را به ناحق و با زورگویی آشکار صادر کرد و در اول اردیبهشت سال ۱۳۹۵ (۲۰ آوریل ۲۰۱۶) نظام قضایی آمریکا آن حکم را تایید و اموال را مصادره نمود که این امر با اعتراضات گسترده و عمومی ملت ایران مواجه شد.ملت ایران انتظار دارد ، این مورد خاص که تماما و مشخصا در دوره حکومت جناب عالی و آن هم در اواخر دوره ریاست شما و بر خلاف تمام موازین و قواعد حقوقی بین المللی اتفاق افتاده است ، توسط جناب عالی و به سرعت مرتفع شده ، حق ملت ایران استیفا گردد ، منابع به طور کامل مسترد و خسارات وارده نیز جبران شود.”

نامه نگاری احمدی نژاد با رئیس جمهور آمریکا، به سرعت در صدر اخبار داخلی قرار گرفت. اما نکته اساسی در این میان طرز برخورد رسانه های داخلی و به ویژه حامی دولت با این نامه بود. این رسانه ها در گام نخست به شدت این نامه نگاری را نقد کردند و آن را به انتخابات ریاست جمهوری سال 96 مرتبط ساختند. از سوی دیگر نامه مربوط به غارت 2 میلیارد دلاری را فرار روبه جلوی احمدی نژاد برای تبرئه دولتش از بار مسئولیت آن ارزیابی کردند. فردای آن روز نیز، کاریکاتورهایی از احمدی نژاد بر صفحه نخست روزنامه های اصلاح طلب نقش بست و موضوع اصلی نویسندگان طنز این روزنامه ها نیز همین ماجرا بود. تقریبا تمامی رسانه های حامی دولت نسبت به نامه نگاری رئیس دولت سابق با اوباما موضع سختی گرفتند و آن را دستمایه استهزاء و تمسخر احمدی نژاد قرار دادند. 

روزنامه شرق با چاپ کاریکاتوری بزرگ از محمود احمدی نژاد در صفحه اول خود نوشت: ” احمدی‌نژاد که در زمان ریاستش بر دولت، نامه می‌نوشت و جوابی نمی‌گرفت، این‌بار معلوم نیست با چه امیدی نامه را نوشته است؛ اصلا نامه به مقصد برسد یا …! اما این‌گونه نامه‌های بی‌جواب احمدی‌نژاد، سابقه‌ای طولانی دارد؛ او یا هرکدام از مشاورانش که دستشان به نوشتن آشناست؛ دست‌شان از بس که نوشتند، خسته نشده، چراکه این نوشتن‌ها از سال ٨۵ شروع شده و همچنان ادامه دارد… سال ١٣٩۵ است و کمتر از یک سال مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری. احمدی‌نژاد نه رئیس دولت است و نه مقام رسمی دارد؛ آن‌طور که گفته می‌شود نهادهای ذی‌ربط (وزارت خارجه و شورای‌عالی امنیت ملی) در جریان ارسال نامه اخیر به «اوباما» نبوده‌اند؛ نامه‌ای که بیش از اینکه در مقصد بازتاب داشته باشد، خوراک داخلی دارد.” 

یکی دیگر از روزنامه های اصلاح طلب تیتر ” نامه به اوباما برای دیده شدن” را برگزید. آفتاب یزد در این زمینه نوشت: “نامه اخیر احمدی‌نژاد به اوباما از آن دست نامه‌های نافرجامی‌است که ابتدا راهی سفارت سوئیس، مقر حفظ منافع آمریکا در ایران، می‌شوند. پس از گذشت زمان و با بی پاسخ ماندن آنها، احمدی‌نژادی‌ها ایراد کار را در وسیله ارسال طومار جستجو می‌کنند و به همین دلیل درصدد تغییر ابزار نقل و انتقال نامه بر می‌آیند و در این راه از فکس و ایمیل گرفته تا چاپار و کبوتر نامه رسان بهره می‌برند تا بلکه پاسخی از آن سوی مرزها دریافت کنند که این تلاش‌شان احتمالاً بی‌سرانجام می‌ماند…. نکته جالب توجه آنجایی است که رئیس جمهوری آمریکا خود برای حسن روحانی نامه نوشته است! احمدی‌نژاد نیز این مهم را می‌داند از همین روی نگارش نامه از جانب او آنهم با لحنی دلسوزانه نه تهدیدآمیز و همینطور تخریب دولت تدبیر و امید در فحوای آن، کاری نمایشی و تبلیغاتی بوده و حاکی از آن است که رئیس دولت‌های نهم و دهم در فاصله سفرهای انتخاباتی اش، هنگامی‌که در صدر اخبار قرار ندارد درصدد است تا در آن مقاطع زمانی نیز به تیتر نخست رسانه‌ها برای دیده شدن تبدیل شود.”

از سوی دیگر مجید انصاری معاون حقوقی رئیس‌جمهوری در نشست خبری‌ خود به ارسال این نامه واکنش نشان داد و ضمن انتخاباتی دانستن آن، گفت: “آقای احمدی‌نژاد مانند سایر شهروندان از حقوقی برخوردار است و می‌تواند به هر کسی که می‌خواهد نامه بنویسد.”

جلالی‌زاده؛ یکی دیگر از فعالین سیاسی اصلاح طلب، نامه نگاری احمدی نژاد را کاری به‌شدت غیراخلاقی، غیرحرفه‌ای و به دور از برنامه دیپلماتیک است. وی در اظهارنظری عنوان کرد “در شرایطی که احمدی نژاد در کشور کاره‌ای نیست و به عنوان فرد عادی و شهروند عادی چنین اقدامی کرده‌است؛ در واقع مسئولان نظام را درنظر نگرفته و این عمل بی‌احترامی به مقامات فعلی بوده است. این کار نشان‌دهنده این است که او به دنبال وانمود کردن این موضوع به عوام جامعه است که هنوز فرد تصمیم‌گیرنده کشور است و توانایی انجام چنین کارهایی را دارد. اگرهر شخص عادی شروع به نامه نوشتن به سران کشورها مانند پوتین و اوباما کند و به طرح تقاضاهای ملت بپردازد، این طور نشان می‌دهد که دستگاه دیپلماسی کشور وجود و اهمیتی ندارد. در نتیجه هر ایرانی خودش در راس امور می‌تواند وارد هر مسئله ملی شود، اقداماتی را پیگیری و انجام دهد. ” 

روزنامه اصلاح طلب آرمان، تیتر “دلواپسی احمدی‌نژاد برای اوباما!” را در واکنش به نامه احمدی نژاد همراه با کاریکاتوری از وی بر صفحه نخست خود نشاند و روزنامه ابتکار نیز تیتر ” حاشیه‌های نامه «محمود» به «باراک»” را انتخاب کرد. بدون هیچ استثنایی رسانه های حامی دولت و اصلاح طلب، تنها به نقد و تمسخر نامه احمدی نژاد به اوباما پرداخته اند و اصل منافع ملی که می بایست در اولویت بخشیدن به آن در دعواهای سیاسی تاکید شود، به فراموشی سپرده شده است. هرچند به عملکرد دولت سابق همچون سایر دولت ها، نقدهای جدی وارد است، اما زمانیکه پای منافع ملی در میان است و نیاز به اتحاد و همراهی افکار عمومی در استیفای حقوق ایران در صحنه بین المللی است، نباید منافع را به پای بازی های سیاسی قربانی کرد؛ حال این رفتار از سوی هر جریان سیاسی صورت گیرد، محکوم و نوعی بی تفاوتی به ارزش های کلان است. 

اما در آن سوی ماجرا، انعکاس نامه احمدی نژاد در سطح رسانه های خارجی است. بیشتر رسانه های معتبر و اصلی جهانی این نامه را منعکس کردند و در تحلیل هایی به آن پرداختند. در بیشتر اخبار رسانه های خارجی، بخش های اصلی نامه و درخواست برای استیفای حقوق ملی ایران، آورده شده است. رسانه هایی چون سی ان ان، فاکس نیوز، راشا تودی، تایمزاواسرائیل، هاآرتض، اسپوتنیک، دیلی میل، پولیتیکو، گاردین و میرور، خبر نامه احمدی نژاد به رئیس جمهور آمریکا را پوشش دادند. 

نکته ای که در پوشش رسانه های خارجی به نامه احمدی نژاد قابل توجه است، پرداختن به اصل موضوع است در حالیکه رسانه های داخلی ایران، به نیت خوانی پرداخته اند و حواشی آن را پوشش داده اند. در این میان، این نامه سبب شد تا بار دیگر موضوع غارت 2 میلیارد دلاری آمریکا و حکم ناعادلانه دادگاه عالی این کشور در دست اندازی به اموال ایران در میان اخبار رسانه های اصلی جهانی قرار گیرد تا به دست فراموشی سپرده نشود. محمود احمدی نژاد با وجود تمامی نقدها، شخصیتی شناخته شده در سطح جهان است و اخبار بین المللی مربوط به وی بسیار مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد. هرچند چنین پتانسیلی اسیر درگیری های سیاسی داخلی شده و کم تر مورد توجه قرار می گیرد. 

بنابراین در تمامی زمینه ها اصل برتری بخش، منافع ملی کشور در واکنش به پدیده های مربوط به کشور است. نگاه تقلیل گرایانه به منافع ملی در هر دولتی آسیب های فراوانی به دنبال دارد و فرصتی را برای کشورهای خارجی فراهم می آورد تا در تضییع حقوق ایران با یکدیگر به رقابت بپردازند. زمانیکه میلیاردها دلار از حقوق ایران در سطح بین المللی تضییع می شود، مقامات کشور، افکار عمومی و رسانه ها می بایست، در یک خط برای دفاع از حقوق ضایع شده قرار گیرند و اختلافات درونی نباید مانعی در مقابل تلاش ها برای استیفای حقوق ملت ایران شود. حال آنچه رئیس جمهور سابق ایران در مطرح کردن غارت 2 میلیارد دلاری آمریکا صورت داده، می تواند با نگاه مثبتی به آن نگریست و آن را همراستا با کلیه تلاش ها برای محکوم کردن اقدام ایالات متحده آمریکا در دست درازی به ثروت ملی ایران دانست. نامه احمدی نژاد باعث شد ماجرای غارت اموال ایران در آمریکا در کانون توجه رسانه های خارجی قرار گیرد و فرصتی را برای دیپلماسی کشور ایجاد کند تا این پرونده را با سرعت بیشتری دنبال کند و همچنین، بدعهدی و عدم صداقت دولتمردان آمریکایی را پس از توافق هسته ای، در سبد قضاوت افکار عمومی جهان قرار دهد. 

 فرهنگ نیوز

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن