مهربانی…
انتشار: 26 آبا ماه 1394 ساعت 21:08 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «ستارگان» نوشت:

15(7) (1)

آخر همه میوه فروشی های بازار یه پیرمرد نحیف میوه می فروخت

بساط کوچک و میوه های لک دارش معلوم بود که خریداری ندارند

پیرمرد یک مشتری ثابت داشت و او شهید رجایی بود

محمد علی می گفت : میوه هایش برکت خدا هستند ، خوردنش لطفی دارد که نگو و نپرس.

به دوستانش می گفت : پیرمرد چند سر عائله دارد ، از او خرید کنید

خاطره ای از زندگی رئیس جمهور شهید محمد علی رجایی

منبع: کتاب ” خدا که هست ” نوشته ی مجید تولایی

باسپاس از : http://www.khakrize-khaterat.blogfa.com/

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن