معنای شریف صله رحم
انتشار: 03 شهر ماه 1394 ساعت 18:06 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ  «قاصدون» نوشت:

حضرت علامه حسن زاده آملی:

رحم انثى را به فارسى زهدان گویند، چه اینکه «زه» به معناى نطفه و بچه و فرزند است، و «دان» در حال ترکیب افاده ظرفیت کند مانند قلمدان.

طبیعت در حقیقت رحم است- یعنى رحم اسمى براى حقیقت طبیعت نیز است چه اینکه هر محصول و مولود طبیعى اعمّ از معدنى و نباتى و حیوانى و انسانى و غیرها در این رحم پرورده مى‏ شوند، و آدمى سرمایه سعادت جاویدانى را در این رحم کسب مى‏ کند.

در حدیث نبوى از حق تعالى حکایت شده است که فرمود: «أنا اللّه و أنا الرحمن خلقت الرحم و شققت لها اسما من اسمی فمن وصلها وصلته و من قطعها قطعته». (ترجمه: من الله و من رحمان هستم، رحم را آفریدم… هر کس با آن رحم صله داشته باشد من با او صله دارم و هر کس آن را قطع کند من با او قطع می کنم.)

و در حدیث دیگر آمده است: «قال الله لها: من وصلک وصلته و من قطعک قطعته».

پس باید به یک معناى لطیف و شریف صله رحم در این مقام توجّه داشت که صله آن معرفت به علوّ مکانت و تفخیم قدر آن است چه اینکه انسان در این رحم- که مراد طبیعت است- متکوّن شده است، کسب معارف مى ‏کند و با تحصیل دو بال علم و عمل به مدارج والا ارتقا مى ‏یابد؛ و قطع آن- اعنى قطع رحم- که طبیعت مراد است- از دراء آن و بخس حق آن و کفران و ناسپاسى کردن بدین نعمت گرانمایه و قدر آن ناشناختن است. و چون طبیعت نعمت عام الهى است از رحمت رحمانى مشتق است نه از رحمت رحیمى.

62400934

در وصف طبیعت گفته‏ ام:

مکن این نکته را از من فراموش‏ مپندارى طبیعت هست خاموش‏

 طبیعت تاروپودش جنب و جوش است‏ خموش است و همى اندر خروش است‏

 چه خوش رنگ است آرنگ طبیعت‏ چه خوش وزن است آهنگ طبیعت‏

 طبیعت مخزن اسرار هستى است‏ بیان دفتر ادوار هستى است‏

 طبیعت همچو تو باهوش و گویاست‏ به راه خویشتن پویا و جویاست‏

 سکوت او بود راز نهانى‏ از این رازش چه دانى و چه خوانى‏

 چه گویم از افول و از فروغش‏ چه گویم از غروب و از بزوغش‏

 طبیعت هست دائم در جهیدن‏ براى رتبه بهتر رسیدن‏

 طبیعت خود رحم مى ‏باشد اى دوست‏ ز رحمن است مشتق و چه نیکوست‏

 مکن قطع رحم مى ‏باش هشیار عزیزم حرمت مامت نگهدار

طبیعت یکسره عشق و شعور است‏ طبیعت طلعت الله نور است‏

 برو برخوان «اتینا طائعین» را جواب آسمانها و زمین را

 بیا اندر طبیعت بین خدا را پدیدآرنده ارض و سما را

 در این باغ طبیعت اى دل آگاه‏ ز هر شاخى شنو «إنّى أنا الله»

 در این باغ دل را یک ورق نیست‏ که تاروپودش از آیات حق نیست‏

 نما گشتى در این باغ الهى‏ نمایندت همه اشیاء کما هى‏

منبع: هزار و یک کلمه، ج‏4، کلمه 374 ، صفحه : 480، حضرت علامه حسن زاده آملی

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن