مدافعان حرم
انتشار: 09 تیر ماه 1395 ساعت 19:04 دیدگاه ها: ۲ تا

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «باران بهشتی» نوشت:

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

farhangnews_212370-580068-1466486620 copy

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

2 نظر به "مدافعان حرم"

  1. باران بهشتی می‌گه:

    با سلام. ممنون بابت انتشار.

  2. باران بهشتی می‌گه:

    با سلام. قبول باشه دوستان. التماس دعا.

    این متن نامه ای به یک شهید هست که سال77 تو منطقه 2 تهران برنده شد. البته من به جای خواهرم نوشتم و جایزه شو ایشون برد. اونم چی؟ یه جامدادی… اینم از مدرسه…

    رو این حساب ببخشید متنش یه مقدار بچه گونه است. ترجیح دادم اثرم دست نخورده بمونه!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوند شهیدان

    سلام ای شهید زنده… نگاه من، تو را می جوید. آری. من ترا می بینم؛ با یک بغل گل یاس که آنها را به آب می سپاری، گلهایت به سمت نور می روند.

    خفاشان و کرکسها، قصد خاک خوشبوی وطنمان را کرده اند. اما این آتشفشان عشق است که قلعه ی شوم آنها را خاک می کند.

    برف سپید می بارد و تو موسیقی خونبار شهادت را می نوازی.

    http://s6.picofile.com/file/8257974050/nh.jpg

    افعی ها، ستاره ها را در شطّ سرخ جزیره مجنون به آتش می کشند و من ترا می بینم دعا بر لب، تفنگ بر دوش، پادزهر را سمتشان روانه می کنی.

    دست های خبیثه ی عراقی، آهوهای خرمشهر را تکه تکه می کنند و تو با رهایی از بهار آزادی، دست های آنها را پس می زنی.

    آبادان… اینجا سرزمین آشنای توست. نقش ردّ پای اهریمنان بعثی مشخص است و خون هزاران کبوتر و مرغ های عشق، خاک را رنگین نموده است.

    من صدای نماز عاشقانه ات را از پل کرخه می شنوم. صدای دیگر شبیه صدای گلوله و چند لحظه بعد… این خون توست که رشته های سجاده گلگونت را می پیماید و خاک را لمس می کند.

    میبینم که در برابر دستان سبزی زانو می زنی از خاک تا آسمان از آسمان تا عرش پر از نوای توحید می شود. اینک صاعقه را گذرانده ای و صدای تلاوت قرآن به گوش می رسد.

    هستند کسانی که تو را نمی شناسند و حتی خطّ سرخ پرواز تو را ندیده و نمی دانند به کجا می روی. رگ بلورین ابرها، پاره شده و ترنم باران عشق را به سوی تو روانه کرده و تو عاشقانه پرهای حریرت را می گشایی و تا فراسوی آسمان بالا می روی.

    عروج نورانی و سپیدت… عرق پیشانی درختان بر قلب سرخ لاله ها.. راز روییدن اشک در چشم شقایق ها را برملا می سازد: راه سرخ امام حسین ع

    14 قرن دیر رسیدن به کاروان امام حسین علیه السلام. 14 قرن عقب ماندن از قافله خورشید. و تو این راه را می پیمایی و کربلا را زمزمه می کنی.. پس سلوک سبزت مبارک.. ای شهید زنده…

نظر دادن