ماه هزار راز
انتشار: 20 خرد ماه 1395 ساعت 12:03 دیدگاه ها: ۳ تا

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ  «باران بهشتی» نوشت:

صمیمی- با آیینه ی رمضان،

دوست با روزه،

صیقل جسم- جلای جان،

از گوچه های سنگلاخ نان- پاک- تابناک

می گذرد… و صورتش

پوست ماه- پوست خورشید را- خیابانی می کند.

87017855930744

آی… ماه هزار راز

اهریمن سوز- اهورا ساز!

به پنجه های کهکشانی ات- جاودانه- جاودانه بناز

مرد- پاک- تابناک

از کوچه های سنگلاخ نان،

می گذرد- و صورتش…

 

عبدالعظیم صاعدی

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

3 نظر به "ماه هزار راز"

  1. باران بهشتی می‌گه:

    ماه مبارک رمضان است دیگر… اهریمن را می سوزاند، اهورا نه، انسان را می سازد.
    فصل انار ترک خورده دل، با یک بغل گل سپید و چشم های بارانی است.
    فصل سبک بال شدن روح است در پهنای آسمان لایتناهی الهی…

    http://s7.picofile.com/file/8254655550/37745739956354898546.jpg
    شوق آبی عشق و صداقت، مه جاده و فانوسی روشن تا قدمگاه یار و آستان حضرت دوست تو را می کشاند. دل را در چشمه ی صفا، شستشو ده و بی تاب و واله به سویش بال بگشای.
    سحرگاه، دلتنگی ها در اتاقت می پیچد و تویی و سلام بر دوست نیمه شبت که تمام جانت را می لرزاند.
    فصل آغاز هجرت، از زوال ها و سقوط هاست. قدم در جاده ای نه که آغاز و پایانش خداست…
    حریر سبز امید را با تمرین تقوا، در آغوش بگیر و آرام از دل مردابِ دوری از عشق واحد و جاودانه خداوند بیرون بیا.
    نگاه روشن آفتاب خوبی ها، امام زمانت را ببین و همچنان در پی اش پرواز کن.
    دست هایمان تا ظهور خواب رفته است و دست های او… بر تمام عالم حکومت می کند…

  2. باران بهشتی می‌گه:

    حتی شبتاب هم که اندک پرتو نوری دارد، نمی تواند همدم خفاش بی تقوایی شود! تو که دیگر سراسر روحت نور است…
    حجم بیشه ی خود را به آتش خواهد کشید، پلنگ آتشین گناه، وقتی به تنگ می آید و بیمار می شود!
    در سایه سار قلبمان مسافری هستیم که به دنبال عطر عیار میخک می گردیم.
    شگفتا !… تو چه مقیاسی از زمانی؟ که ثانیه های سپیدت تحت سلطه بلور عشق است و از اول پاک و دل انگیز بوده ای.
    وسعت تنهایی مان را دیگر زیر باران نخواهیم خواند و در قایقی پوشیده از مه، خاطرات و خواسته ها را به آب های سرگردان نخواهیم سپرد. قیام درختان، قنوت شاخه ها را به یاد خواهیم آورد و ما که اشرفشان هستیم، همراهشان ذکرت را زمزمه می کنیم ای خالق پاکمان.
    بالاپوشی از بهار به تن می کنیم و سبک نفس می کشیم.
    از بهشت، باران نور می بارد… ریز و قطره قطره و نور و نور… میهمانی برکات خداست… چتر چرا؟ شسته شو و پاک باش…
    این زمان، شیطان بالهایش را بر فراز جهان گسترده و سپاهیانش به انسان ها حمله می برند، سر می بُرند، کودک می کشند و موسیقی خونبار گناه را در آسمان قلب و دل ناپاک یزیدیان زمان می نوازند و مدافعان روزه دار حرم، چنگال آنها را کوتاه می کنند.
    و ِای شهدایی که نگفتید دریای تان کجاست و ما رد شدیم یا واماندیم…
    غزل سال سیاه را برای یزیدیان بسُرایید که هم اکنون زمان پیکار است…
    و تو ای دوست، در التهاب نفس گیر جهاد، راز دل هایشان را بشنو…
    دل های پاک روزه دار…
    آب را دیده اند که بر کام عطش می رقصد و شعله را نیز که در شب پروانگی هراسان می سوزد… عشق است و عشق است و عشق و آسمانی محو بی کاشانگی است…
    مردی با بالا پوشی از بهار خواهد آمد و این روزه داران رزمنده در آغازی که پایانش عشق خداست و شهادت سیر خواهند کرد…

  3. باران بهشتی می‌گه:

    http://s6.picofile.com/file/8255384642/hs.jpg

    روی دستش پسرش رفت ولی قولش، نـه♠
    ♠نیزه ها تا جــگرش رفـــت ولی قولـــش، نـــه♠

    ♠این چه خــورشید غریبی ست که با حال نزار♠
    ♠پای نعـش قـمرش رفــت ولی قولـش، نـــه♠

    http://s7.picofile.com/file/8255398050/deltang.jpg

    ♠شیــرمردی کــه در آن واقعــه هفــتادو دو بار♠
    ♠ دست غم بر کمــرش رفت ولی قولش، نــه♠

    http://s7.picofile.com/file/8255384542/Mearaj_12120000_1_Fixed.jpg

    ♠هرکجا می نگری نام حسین است و حســیــن♠
    ♠…ای دمش گرم♥سرش رفت ولی قولش، نــــــــــه♥….♠

نظر دادن