ماجرای مناظره علامه حلی با علمای اهل سنت
انتشار: 14 مهر ماه 1394 ساعت 14:07 دیدگاه ها: هيچ

 

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «عمار ولایت» نوشت:

برای شناخت فرقه ها باید بزرگان آنها را بشناسیم، افتخار تشیع این است که پیرو شخصی به نام امیرالمومنین علیه السلام است و تمام قوت خودش را مدیون ایشان می داند.

*حضرت آیت الله وحید لقب پهلوان شیعه را به علامه حلی دادند، پادشاه وقت مناظره ای گذاشت بین علامه حلی و چهل نفر از علمای بزرگ فرقه های اهل سنت، مناظره قرار شد بعد از نماز صبح آغاز شود، بعد از نماز صبح علامه حلی وارد مسجد شد کفش هایش را زیر بغل زد و مستقیم به صدر مجلس رفت و نشست، یکی از علمای سنی گفت آقای حلی این بی احترامی است به ما، شما کفش هایت را با خود آوردی داخل و ما همه بیرون گذاشته ایم و تو رفته ای صدر مجلس نشسته ای، علامه حلی گفت: من شنیده ام در صدر اسلام حنبلی ها کفش های مسلمانان را می دزدیدند، حنبلی ها به خروش افتادند و گفتند ما که اصلا آن زمان نبودیم، علامه حلی گفت: پس فکر کنم شافعی ها بودند؟ شافعی ها گفتند ما مقتدایمان کسی است که افتخارش این است که شاگرد امام صادق(ع) شما بوده و اصلا آن زمان نبوده است، علامه گفت: پس فکر کنم مالکی ها بودند، آنها گفتند: ما هم نبودیم، علامه گفت: گمان کنم حنفی ها کفش دزد بودند، حنفی ها گفتند آن زمان ما اصلا کجا بودیم چرا تهمت می زنید، مرحوم حلی گفت: شما که زمان پیامبر نبودید، من چه مناظره ای با شما داشته باشم.

*ما تا شخصیت های آنها را نشناسیم نمی توانیم با آنها مناظره کنیم، علامه سر زمین مشغول کشاورزی بود. عالم سنی آمد و گفت: شما شیعیان از زبان پیامبر می گویید که فرموده، علمای امت من از پیامبران بنی اسرائیل افضل هستند، علامه فرمود: اول اینکه منظور ما دوازده امام معصوم است که بعد از ایشان زعامت و ولایت دین را به دست گرفتند سپس علامه سر بیل را در آورد و دسته چوبی را به زمین انداخت و تبدیل به مار بزرگی شد سپس به مار دست زد و دوباره تبدیل به دسته ی بیل شد و گفت: موسی زمانی که عصایش به مار تبدیل شد ترسید که دوباره آن را بگیرد ولی من آن را دوباره گرفتم و تبدیل به دسته ی بیل شد.

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن