لبخند ژکوند
انتشار: 29 شهر ماه 1394 ساعت 19:06 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «حریم آسمانی» نوشت:

لبخند ژکوند
این نامه در جواب کسی است که می گفت حجاب زیبایی های من رو می پوشونه و با اون مانتوهای رنگارنگم پیدا نمیشن. با اون همه میشن مثل هم، عین کلاغ سیاه.
سلام ، این نامه از طرف کلاغ خوانده ای است به کسی که طبق فرموده ی خدا در زیباترین صورت آفریده شده است. خلاصه و مفید حرف دلتان را زده بودید. تشبیهی که به کاربردید یکی از دقیق ترین تشبیه هایی بود که شنیده بودم و همواره به هوش شما غبطه می خورم.

jekond
ما چادری ها رو به کلاغ تشبیه کرده بودی. تا به حال به این فکر کرده ای که اگه پای یکی از کلاغ ها در حادثه ای بشکند یا آسیب ببیند کلاغ های دیگر به محض اینکه صدایش را بشنوند، به طرفش می روند و زخمش را التیام داده و به او کمک می کنند. حال می خواهم خاطره ای از خودم را برایت بازگو کنم:
در سفری که به اتفاق خانواده به فرانسه داشتیم، قرار شد سری به موزه ی لوور بزنیم. من هم از اینکه قرار بود لبخند ژکوند را ببینم به هیجان آمده بودم. آنجا همه برای دیدنش سر و دست می شکاندند. ولی من هر چه به تابلو نگاه می کردم چیز خاصی متوجه نمی شدم. به نظرم نقاشی های خودم بهتر بودند. اگر خالق اثر داوینچی آنجا بود، به او می گفتم این چه نقاشی ای است که کشیده ای؟! و او به من جواب می داد: برو بچه تو چی از طراحی می فهمی؟!
عوام با دیدن تابلو حیرت زده نمی شوند و تنها یک نقاش متخصص با دیدن آن، به ارزش آن پی می برد. در واقع نقاشی با توضیحات و راهنمایی های خالق اثر به اوج زیبایی و کمال خود می رسد، وگرنه بدون آن هیچ گونه ارزشی ندارد.
داوینچی یک اشتباه کرد که آن هم این بود که وقتی تابلو را به پادشاه فرانسه فروخت ، به او یاد نداد که چگونه از آن مراقبت کند. چند سال بعد یکی از کارکنان موزه، تابلو را که از آن حفاظت خاصی نمیشد به راحتی دزدید. بالاخره بعد از 2 سال پیگیری این لبخند مرموز به لوور بازگشت.
آنها بلد نبودند چگونه از آن اثر هنری میلیاردی محافظت کنند. بعد از بازگشتش به ارزش آن پی بردند، ولی ممکن بود، دیگر آنرا نبینند. حال این نقاشی در جعبه‌ بزرگ شیشه ای

نوشته : محمد هادی توکلی

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن