فتوای علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت درباره‌ی مدعیان و منکران مهدویت
انتشار: 19 آذر ماه 1394 ساعت 18:09 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اریان بلاگفا» نوشت:

در این مقاله متن فتاوای علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت ساکن مکه، که در قرن دهم هجری درباره‌ی اعتقاد به مهدی (علیه السلام) و نیز چگونگی برخورد با مدعیان مهدی بودن، صادر شده، ذکر می‌شود.

این فتاوا که به وسیله‌ی متقی هندی (م 975 ه‍.ق) صاحب کنزالعمّال در کتاب ارزش‌مند البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان ثبت گردیده، درواقع، پاسخی است به استفتایی که از سوی برخی از مردم هند شده، و در آن، حکمِ اعتقاد به یک مدعی مهدویت را که در سال 910 ه‍.ق در گذشته، پرسیدند که حکم کسی که به مهدی بودن او معتقد باشد و یا او را انکار کند، چیست؟ علمای مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت، پاسخ‌هایی صادر شده که نظر به اهمیت این استفتا و پاسخ آنآ عین بخش‌هایی از آنها را ذکر می‌کنیم:
0035622

متن استفتا

خداوندا؛ حق را آن‌گونه که هست، بر ما نمایان کن و پیروی از آن را نصیب ما بگردان و باطل را به شکل خودش بر ما بنمایان و ما را به دوری از آن موفق بدار. نظر علما و بزرگان دین و پیشوایان مسلمانان- ایدهم‌الله بروح القدس- درباره‌ی این موضوع چیست: شخصی در هند پیدا شده، و در سال 910 در سرزمین عجم درگذشته است؛ وی مدعی گشته که مهدی موعود اوست، جماعتی به او اعتقاد پیدا کرده‌اند و هرکسی که منکر وی باشد تکفیر می‌کنند، نظر خود را درباره‌ی این شخص و معتقدان به او، و هم‌چنین نظر خود را درباره‌ی انکار «مهدی موعود» بیان فرمایید. (1)

خلاصه‌ی پاسخ علمای مذاهب چهارگانه
1. شافعی
سپاس خدای جهانیان را سزد، و ستایش بر سید ما محمد و صحابه‌ی او باد. خدایا! هدایت کن ما را درباره‌ی حقایقی که مورد اختلاف قرار گرفته و توفیق عنایت کن به راه صحیح.
اعتقاد این گروه، باطل و زشت است و نادانی روشنی می‌باشد و بدعتی فاحش، و گمراهی حتمی.
اما اول (یعنی اعتقاد این گروه به مهدی بودن آن شخص) باطل است؛ چون مخالف است با صریح احادیث فراوانی که گویای این می‌باشد که مهدی از اهل بیت رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) است و او، فرمان‌روای شرق و غرب زمین خواهد شد و جهان را پر از داد کند که مانند آن شنیده نشده و نیز عیسی بن مریم خروج خواهد کرد و در کشتن دجال بر دَرِ «لُدّ» (2) در سرزمین فلسطین به مهدی (علیه السلام) یاری خواهد داد، و مهدی (علیه السلام) پیشوای امت خواهد شد و عیسی بن مریم پشت سر او به نماز خواهد ایستاد و او سفیانی را می‌کشد و لشکری که برای جنگ با مهدی (علیه السلام) می‌فرستد، در منطقه‌ی بیداء (میان مکه و مدینه نزد ذوالحلیفه) در زمین فرو می‌روند، و جز دو نفر از آنها، کسی نجات نمی‌یابد؛ برای مهدی (علیه السلام) و ظهور او علامات بسیار دیگری نیز ذکر کرده‌ام، و در آن‌جا حدود صد نشانه که بتوان به وسیله‌ی آنها، مهدی (علیه السلام) را از غیر او تشخیص داد برشمرده‌ام، که همه از پیامبراکرم (صل الله علیه و آله و سلم)‌ و اصحاب ایشان و تابعین روایت شده است؛ و من آنها را از کتاب‌های عالمان و مؤلفان بزرگ گردآوری کرده‌ام، کتاب‌هایی که دارای احادیث و اسناد بسیار است، و حوادث عجیب و مشهوری درباره‌ی ظهور مهدی در آنها یاد گشته است.
این مطالب، همه نشان می‌دهد که این طایفه که معتقدند این شخصی که مرده مهدی است، گمراهند؛ برای هر عاقلی که احادیث مهدی (علیه السلام) را دیده باشد، کمترین شبهه‌ای باقی نمی‌ماند، که آن میتِ از بین رفته، مهدی موعود نیست… .
و اما دوم (این‌که، منکران آن شخص را، کافر می‌دانند) این هم صحیح نیست؛ زیرا پی‌آمد آن، این است که برخی از بزرگانی که چنین باوری را منکر شده‌اند، کافر بدانیم و اگر کسی مؤمنی را به خاطر دینش کافر بداند، خود او کافر است و در صورتی که توبه نکند و مجدداً اسلام را نپذیرد باید گردنش زده شود، و کسی که صحابه را کافر بداند یا امت را گمراه شمارد کافر است، پس این گروه گمراه ملحد، اگر به چیزی از این قبیل مطالب که ذکر شد، که مستلزم کافر دانستن دیگران است، تصریح کنند، خود آنها کافر و مرتد از دین هستند، و بر امام مسلمانان لازم است که احکام و سخت‌گیری‌هایی، که در حقشان ذکر کردیم، بر آنان جاری کند و سخت‌ترین مجازات را در حق آنان روا دارد تا به حق برگردند و به (راه) درست اعتراف نمایند.
و اما سوم، (انکار مهدی موعود)، ملازم همان حکم قبلی است، اگر این انکار، به خاطر انکار سنت باشد، حکم کفر و ارتداد آنان باید صادر، و کشته شوند، آن‌گونه که در قسمت قبل گذشت؛ و اگر این انکار، نه به خاطر انکار سنت، بلکه صرف دشمنی با بزرگان اسلامی باشد، پس تعزیر آنها لازم است… . و الله سبحانه و تعالی اعلم و هو ولی الهدایه و التوفیق. این را احمد بن حجر شافعی گفته و نوشته است. (3)
2. فتوای حنفی
سپاس خداوند متعال را. «رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ هَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً» (4).
باور گروهی که بدان اشاره شد و این مسائل زشت از آنها نقل گردید، باطل است و اصل و حقیقتی ندارد و لازم است که با شدت هرچه بیشتر آنها را نابود کرد و با قوت، آنها را رد کرد، به خاطر مخالفتشان با روایات صحیح و اخبار صریحی که به صورت متواتر و مستفیض وارد شده، با این مضمون که مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان ظهور می‌کند و همراه با عیسی (علیه السلام) خواهد آمد، و به عیسی، در کشتن دجال یاری خواهد رساند و پیش از ظهورش، نشانه‌هایی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از: خروج سفیانی، خسوف ماه در رمضان، و حتی دو بار خسوف ماه طبق احادیث دیگر، و کسوف خورشید در نیمه‌ی ماه رمضان برخلاف متعارف حساب‌های نجوم، و تمام اینها تاکنون واقع نشده است، پس تحقق نیافتن هیچ یک از این نشانه‌هایی که روایت بر آنها دلالت دارد، دلیل بر فساد اعتقاد آنان، و این‌که دچار اشتباه شده‌اند می‌باشد و جایز نیست هیچ مسلمانی را تکفیر کنند.
و اگر مخالفان خودشان را، به خاطر اعتقادشان، کافر بدانند، آن هم به خاطر مخالفتشان با اعتقاد باطل آنها، کافر شده‌اند: زیرا اگر کسی معتقد شود که مسلمانی کافر است، درواقع بر این باور است که دین او کفر است و این خود، موجب کفر می‌شود، و بر او احکام کفر از قبیل، استتابه (5) و قتل، جاری می‌شود؛ … این سخن، نوشته و گفته‌ی احمد ابوالسرور بن الضیاء الحنفی است. (6)
3. فتوای مالکی
«الحمد لله وحده ما شاءالله لا قوه إلّا بالله.»
عقیده‌ی طایفه‌ی یاد شده، درباره‌ی آن میت در گذشته، که او مهدی موعودی (علیه السلام) است که باید در آخرالزمان ظهور کند، باطل و پوچ است، به سبب احادیث صحیحه‌ای که دلالت دارد بر وجود مهدی و خروج او و نیز حوادثی که در آستانه‌ی ظهور او اتفاق خواهد افتاد، همانند ظهور سفیانی، فرو رفتن سفیانی و لشکرش در زمین، در منطقه‌ی بیداء، کسوف خورشید در نیمه‌ی ماه رمضان، و خسوف ماه در اول آن و دیگر حوادث؛ و نیز به سبب احادیثی که دلالت دارند بر اینکه مهدی (علیه السلام)، فرمان‌روای زمین خواهد شد و دجال، در روزگار وی ظهور خواهد کرد و دیگر علاماتی که هیچ کدام در دوره‌ی این شخص مرده‌ای که بدان اشاره شده تحقق نیافته است؛ پس روشن شد اعتقاد آنان درباره‌ی این شخص که وی را مهدی می‌پنداشتند، باطل است؛ و اصل و اساسی ندارد… این را محمد بن محمد بن الخطاب مالکی گفته و نوشته است. (7)
4. فتوای حنبلی
«الحمد لله، اللّهمّ اهدِنا لما اختلفَ فیه من الحقّ بإذنک.»
عقیده‌ی مذکور، بدون شک، باطل است؛ چون مستلزم مخالفت و رد احادیث صحیحی است که از پیامبراکرم (صل الله علیه و آله و سلم) رسیده است. پیامبر در این احادیث، از ظهور مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان خبر داده است، و ویژگی‌های شخصی مهدی، و حوادث زمان ظهور را یاد کرده است.
یکی از علائم مهم ظهور مهدی، که کسی نمی‌تواند ادعا کند که واقع شده است، فرود آمدن حضرت عیسای مسیح از آسمان، و قرار گرفتن او در کنار مهدی، و نمازگزاردن او پشت سر مهدی و همین‌طور، خروج دجال و کشتن او، که این مسائل و حوادث این چنینی برای میتِ مذکور کجا اتفاق افتاده است؟.
و اما تکفیر کسانی‌که با آنها مخالفت کرده‌اند، اگر بر این باورند که مسلمانان در مورد اعتقاد آنها برخلاف حق هستند و این‌که با این نپذیرفتن، از اسلام خارج شده‌اند، پس مرتد شده‌اند.
و کسی که مهدی موعود (علیه السلام) را تکذیب کند، پس رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) به کفر او خبر داده و اگر این گروه گمراه، بر کفر مسلمانان اصرار بورزند، بر امام مسلمانان یا جانشینان او لازم است احکام مرتدین از اسلام را بر آنها جاری سازد؛ به این شکل که اول آنها را سه بار استتابه می‌دهد، اگر توبه کردند که مجازاتی ندارند، وگرنه گردن‌های‌شان را با شمشیر می‌زند تا امثال این بدعت‌گذاران از کار خود پشیمان شوند و خداوند، مسلمانان را از دست آنها راحت گرداند؛ خداوند، داناتر به راه صحیح است، این را نیازمند درگاه ربوبی، یحیی بن محمد حنبلی گفته و نوشته است. (8)

پی‌نوشت‌ها:

1.متقی هندی، البرهان فی علامات صاحب الزمان، ج2، ص 865-876.
2.«لُدَّ» روستایی نزدیک بیت المقدس از نواحی فلسطین می‌باشد، بر دَرِ آن عیسی بن مریم دجال را می‌یابد و او را می‌کشد، (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج5، ص 15).
3.وی احمد بن حجر هیتمی و به روایتی هیثمی می‌باشد که دارای تألیفات معروفی همانند الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع و الزندقه است.
4.کهف (18) آیه 10:‌ ای پروردگار ما! ما را از سوی خود رحمت عنایت کن و کار ما را به راه رستگاری انداز.
5.استتابه، یعنی: درخواست توبه کردن که در فقه، درباره‌ی مرتد گفته شده: اول از او خواسته می‌شود توبه کند و اگر توبه نکرد به قتل می‌رسد (عبدالرحمان جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص 425).
6.متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، ج2، ص 871-873.
7.همان، ص 872-874.
8.همان، ص 875-876.

منبع مقاله :
اکبرنژاد، مهدی؛ (1386)، بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت، قم: مؤسسه بوستان کتاب(مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، سوم 1388

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن