عاقبت یک عمر انتظار
انتشار: 15 بهم ماه 1394 ساعت 15:11 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «پایگاه مذهبی حضرت مهدی(عج)» نوشت:

مَسعَده می گوید: خدمت حضرت صادق (علیه السلام) بودم که یک پیرمرد خمیده ای در حالی که به عصایش تکیه زده بود، وارد شد و سلام کرد. حضرت جوابش را دادند. به گریه افتاد. امام فرمود: چرا گریه می کنی؟ عرضه داشت: فدایت شوم، صد سال است که به پای قائم شما (وفادار) مانده ام، می گویم: همین ماه و همین سال (ظهور خواهد کرد) ولی اکنون سن من بالا رفته و استخوانهایم سست گردیده و مرگم نزدیک است اما آنچه را دوست دارم در شما نمی بینم و شما را کشته شده و آواره می بینم و دشمنان شما را می بینم که با بالها پرواز می کنند. چطور گریه نکنم؟!

1256416_342

اینجا بود که چشمان مبارک امام (علیه السلام) گریان شد و فرمودند:

یَا شَیْخُ إِنَّ اللَّهَ أَبْقَاکَ حَتَّى تَرَى قَائِمَنَا کُنْتَ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى وَ إِنْ حَلَّتْ بِکَ الْمَنِیَّهُ جِئْتَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَعَ ثَقَلِ مُحَمَّدٍ ص وَ نَحْنُ ثَقَلُهُ فَقَدْ قَالَ ص إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی‏.

ای شیخ، اگر خدا تو را زنده بدارد تا آنکه قائم ما را ببینی، در مرتبه اعلا خواهی بود، و اگر مرگ تو فرا رسد (و قائم علیه السلام را درک نکنی) روز قیامت با ثقل حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محشور خواهی شد. و ما ثقل او هستیم که فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما بر جای می گزارم، پس به آن دو تمسک کنید تا هرگز گمراه نشوید: کتاب خدا و عترتم که اهل بیت من هستند.

پیرمرد گفت: بعد از شنیدن این خبر دیگر باکی ندارم و خاطرم آسوده شد.

او نمی دانست که قائم اهل بیت (علیهم السلام) چه کسی خواهد بود. لذا حضرت ایشان را به او معرفی کردند و فرمودند:

 یَا شَیْخُ اعْلَمْ أَنَّ قَائِمَنَا یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ الْحَسَنِ وَ الْحَسَنُ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبَِ لِیٍّ وَ عَلِیٌّ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ عَلِیٍّ وَ عَلِیٌّ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ ابْنِی هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى مُوسَى ع وَ هَذَا خَرَجَ مِنْ صُلْبِی وَ نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ کُلُّنَا مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُون‏.

قائم (علیه السلام) پسر امام حسن عسکری (علیه السلام) از صلب حضرت هادی (علیه السلام)و … از فرزندان من خواهد بود. آن گاه فرمودند:

یَا شَیْخُ وَ اللَّهِ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ أَلَا إِنَ‏ شِیعَتَنَا یَقَعُونَ‏ فِی‏ فِتْنَهٍ وَ حَیْرَهٍ فِی غَیْبَتِهِ هُنَاکَ یُثْبِتُ اللَّهُ عَلَى هُدَاهُ الْمُخْلَصِینَ اللَّهُمَّ أَعِنْهُمْ عَلَى ذَلِکَ‏.

ای شیخ، قسم به خدا اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدای متعال آن قدر آن روز را طولانی می سازد تا آنکه قائم ما اهل بیت ظهور کند. توجه داشته باش که شیعیان ما در زمان غیبت او به امتحان و سرگردانی مبتلا می شوند. در آن زمان خداوند اهل اخلاص را بر هدایت خویش ثابت قدم می دارد. خداوندا، ایشان را بر این امر (پایداریِ با اخلاص) یاری فرما!1

و امروز من و تو …

کسی که عمر خود با حال انتظار سپری کند، وقتی مرگ خویش را نزدیک بیند در حالی که هنوز مولایش ظهور نکرده است، با همه وجود می سوزد و در حسرت سرور آل محمد (صلی الله علیه و آله) می گرید که چرا پس از یک عمر انتظار کشیدن، بدون آنکه به آرزویش برسد، دست خود را از یاری کردن مولایش کوتاه می بیند.

اگر حسرت و آرزوی یاری او را در تمام عمر داشته ایم، به ما وعده داده اند که در ایام ظهورش با او و در خیمه او باشیم و اگر زنده نبودیم با او و پدران پاکش محشور شویم. برای زنده نگه داشتن قصد یاری امام (علیه السلام) چه خوب است که انسان نیت خود را به زبان آورد و با خدای خود عهد و پیمان ببندد که هیچ گاه از نیت خویش غافل نشود و کوتاهی نکند. به همین منظور مسأله بیعت با امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت مطرح می شود. بیعت در واقع اظهار کردن قصد قلبی بر اطاعت از امام و یاری او به زبان است که در مناسبتهای مختلفی تکرار می شود و

در واقع بیعت «تجدید» می گردد، یعنی نو و تازه می شود. به عنوان نمونه در دعای عهد، تجدید بیعت با امام (علیه السلام) که صبح هر روز انجام می شود، چنین است:

 اللَّهُمَ‏ إِنِّی‏ أُجَدِّدُ لَهُ‏ فِی‏ صَبِیحَهِ هَذَا الْیَوْمِ وَ مَا عِشْتُ بِهِ فِی أَیَّامِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَهً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ فِی حَوَائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه‏.2

خدایا، من در بامداد این روز و در همه روزهایم، عهد و پیمان و بیعتی را که از آن حضرت بر عهده دارم، برایش تجدید می کنم به گونه ای که هرگز از آن حضرت برنگردم و دست برندارم. خداوندا، مرا از یاران و کمک کنندگان آن حضرت قرار بده و از کسانی که از او دفاع می کنند و در انجام نیازهایش شتاب می ورزند و از دستوراتش اطاعت کرده و از وجود مقدسش حمایت می کنند و نسبت به (انجام دادن) خواسته هایش سبقت می جویند و در پیش روی او به فیض شهادت نائل می آیند.

 

عهد و پیمانی که همه این خواسته ها را در بر می گیرد و این آرزوها را به زبان منتظر جاری می سازد، حقیقتاً او را دگرگون می سازد و هر روزی که این بیعت را تجدید می کند، عزم و اراده اش محکمتر می شود و خود را برای وفای به عهدش آماده تر از قبل می بیند.3

 



1.
بحارالانوار، ج 36، ص 407، ح 17، به نقل از کفایه الاثر

2. فرازی از دعای عهد

3. برگرفته از کتاب “معرفت امام عصر علیه السلام”، سید محمد بنی هاشمی، صص 399-

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن