عاقبت بخیری به چه معناست؟!
انتشار: 09 بهم ماه 1395 ساعت 16:11 دیدگاه ها: هيچ

گلستان بلاگ منتشرکرد:

امام جعفر صادق علیه السّلام به مردی نوشتند: اگر می خواهی کارهایت به نیکی انجام گیرد و پایان عمر و زندگی‌ات خیر باشد؛ تا هنگام مرگ، حق خدا را مراعات کن، نعمت های خداوند را، در راه معصیت خرج نکن. به بردباری و حلم خداوند، مغرور نباش،  و به آن که یاد ما می‌کند یا مدعی مودت و دوستی ما می‌شود، نیکی نما، لازم نیست بدانی او راست می گوید یا دروغ، تو طبق نیت خود کار کن و او را به دروغش واگذار. «مستدرک الوسائل، ج 12، ص 142»

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

0247-1

طبق دستورات دینی، ما باید برای همه ی امورات زندگی خود دست نیاز به سوی پروردگار عالم دراز کرده و  و  برای برآورده شدن حاجت و نیاز خود نباید متکی به اسباب ظاهری باشیم، گرچه پروردگار عالم نعمتهایش را با واسطه به بندگانش می رساند. خداوند به موسی فرمود: هر چه را که احتیاج داری از من بخواه حتی علف گوسفند و نمک طعامت را. (شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 7، ص 32) در سوره ی بقره آیه 186 هم داریم که «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ » و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو که) من حتماً (به همه) نزدیکم، دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت می‌کنم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید که راه یابند.

بنابراین به ما دستور رسیده همه چیز را از او بخواهیم از کمترین تا بیشترین. که البته باید به این نکته ی مهم توجه داشته باشیم که همین خواستنها و حاجتمندیها به درگاه الهی بالاترین نعمتهاست که ما از آن غافلیم. حضرت موسی«سلام الله علیه» برای مناجات با خداوند می‌رفتند. در راه یک انسان بی‌حیا گفت: به خدا بگو چقدر من گناه کنم و تو مرا عذاب نکنی؟! حضرت موسی به مناجات رفتند و هنگامی که خواستند برگردند خطاب شد: چرا پیام بنده‌ام را نمی‌دهی؟ گفت: خجالت می‌کشم! خطاب شد: به او بگو من بالاترین بلا و عذاب را به تو داده‌ام، متوجّه نیستی. همین قدر که شیرینی مناجات را از دل توبرده‌ام، ‌بالاترین بلا را داری.

حال که دانستیم همه چیز از اوست و همه ی نیازهایمان را باید از درگاه او طلب کنیم ضمن همه ی این خواستنها باید زیرکانه اولویت بندی کرده و مهمترین ها را با اصرار از درگاهش بخواهیم. یکی از این مهمترین حاجتها، دعا برای عاقبت بخیری است که ما در این نوشتار بنا داریم اجمالا آن را مورد بررسی قرار دهیم.

شاید یکی از حکمتهای داستان ابلیس در قرآن این باشد که ما بدانیم نباید به عبادتتمان، به تقربمان یا به جایگاهمان اعتماد کنیم. یادمان باشد وقتی حال خوبی داریم و می‌خواهیم دعا کنیم، حتما “عاقبت به خیری” را بطلبیم

یکی از بزرگترین نعمتها

از بزرگترین نعمتهای الهی عافیت دین و آخرت است که باید بقای آن را تا آخر عمر از خدا بخواهیم، تا مبادا در طول زندگی این عافیت از بین برود و عاقبت انسان با بی‌دینی و ذلت دنیا و آخرت همراه باشد. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: خدایا طعم عافیت را تا آخر عمر به من بچشان.  (صحیفه سجادیه، دعای 48)  و در دعایی که به دعای عافیت و شکر معروف است، می‌فرمایند: خدایا بین من و عافیت در دنیا و آخرت جدایی مینداز. (صحیفه سجادیه، دعای 23)

واقعا چه کسی می داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟ دنیا دار ابتلاست. بسیار شنیده ایم که “حر بن یزید ریاحی” اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که در راه او به شهادت رسید. همینطور “عمر سعد” هم اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد! پس با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود و خدا هیچ تعهدی برای آنکه ما همان که هستیم بمانیم، نداده است.

دعا برای حُسن عاقبت

دعا برای به خیر شدن عاقبت، در زمان غیبت کبری و آخرالزمان بسیار ضروری است و بر آن تأکید شده است. سفارش شده است در وقتی که فساد دنیا را می‌گیرد، برای عاقبت به خیری خودتان و خانواده ‌تان، برای عاقبت به خیری جوانان و بستگان بسیار دعا کنید.

آقای اشراقی (داماد حضرت امام خمینی) نقل می‌کند به همراه حضرت امام(ره) راه می‌رفتیم. ایشان به من فرمودند: اگر یک دعای مستجاب داشته باشی چه می‌گویی؟ گفتم: سؤال را خودتان کردید پاسخ را هم خودتان بفرمایید. حضرت امام(ره) فرمودند: «عاقبت به خیری».

عاقبت به خیری دو معنا دارد. یکی از معانی آن، این است که از خدا بخواهیم ذلت بعد از عزت نصیب ما نشود. خیلی مشکل است کسی عزیز بوده باشد، عزت خانوادگی داشته باشد و بعد به ذلت جسمی یا آبرویی مبتلا شود. باید دعا کرد که چنین نشود، زیرا این ذلت و احتیاج، یک مرگ تدریجی همراه با خفّت و خواری است. از اینرو دعای «اللّهم اجعَل عَاقِبَه أمرِنا خیرًا» مورد تأکید فراوان است.

واقعا چه کسی می داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟ دنیا دار ابتلاست. بسیار شنیده ایم که “حر بن یزید ریاحی” اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که در راه او به شهادت رسید. همینطور “عمر سعد” هم اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد! پس با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود و خدا هیچ تعهدی برای آنکه ما همان که هستیم بمانیم، نداده است

معنای دوم عاقبت به خیری این است که انسان بتواند دین خود را به عالم برزخ و قیامت ببرد.

شیطان و اعوان و انصار او تلاش زیادی می‌کنند تا دین انسان‌ها را بگیرند و باعث شوند آنها بدون دین از دنیا بروند. مخصوصاً اگر انسان صفات رذیله خود را نابود نکرده باشد، در چنین مواقعی شعله‌‌ور می‌شود و انسان را بی ‌دین می‌کند. بعضی از انسان‌ها به جایی می‌رسند که دم مرگ، همه چیز را تکذیب می‌کنند.

چه بسیار افراد مقدّسی که نماز شب می‌خواندند، خمس می‌دادند و…  امّا یک دفعه با یک شبهه یا یک سخنرانی گمراه ‌کننده، از همه چیز سرد شدند و دست به انکار همۀ عقاید زدند. به همین علت از شیعیان در آخرالزّمان خواسته شده است که برای حفظ دینشان، دعای مختصر و مشهور به «دعای‌غریق» را مداوم بخوانند:

یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک‏ (بحارالأنوار، ج 52، ص 148) انسان باید مواظب باشد تا در این طوفان‌های شبهات و گردبادهای سهمگین شک و تردید گرفتار نگردد و همیشه این دعای غریق را برای نجات و عاقبت به خیری خود زمزمه کند.

سخن آخر اینکه: 

شاید یکی از حکمتهای داستان ابلیس در قرآن این باشد که ما بدانیم نباید به عبادتتمان، به تقربمان یا به جایگاهمان اعتماد کنیم. یادمان باشد  وقتی حال خوبی داریم و می‌خواهیم دعا کنیم، حتما “عاقبت به خیری” را بطلبیم. همواره در قنوتهای نماز این آیه را زمزمه کنیم: رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ (آل عمران ـ 8) پروردگارا، پس از آن که ما را هدایت کردی، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود، رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری.

و یک حسن ختام زیبا: امام حسن عسکری علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می‌کند که امام جعفر صادق علیه السّلام به مردی نوشتند: اگر می خواهی کارهایت به نیکی انجام گیرد و پایان عمر و زندگی‌ات خیر باشد؛ تا هنگام مرگ، حق خدا را مراعات کن، نعمت های خداوند را، در راه معصیت خرج نکن. به بردباری و حلم خداوند، مغرور نباش،  و به آن که یاد ما می‌کند یا مدعی مودت و دوستی ما می‌شود، نیکی نما، لازم نیست بدانی او راست می گوید یا دروغ، تو طبق نیت خود کار کن و او را به دروغش واگذار. «مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 142»


منابع:

سایت اندیشه قم

صحیفه ی سجادیه

وسائل الشیعه،  ج 7

سایت رادیو قرآن

سایت آیت الله مظاهری دام ظله

سایت مشرق نیوز

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن