طنز/ «خاوری» مهمان بعدی ماه عسل!
انتشار: 08 تیر ماه 1395 ساعت 16:04 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «گلستان 24» نوشت:

به گزارش گلستان24، بر اساس اخبار غیر موثق ، احسان علیخانی در سفری که به کانادا داشته ، این گفتگوی تلویزیونی را با محمود رضا خاوری انجام داده: 

علیخانی

علیخانی: آقای خاوری اجازه بدین بدون هیچ مقدمه ای بریم سراغ قصه تلخ و غم انگیز زندگی شما … چی شد که پولهای شما توسط شریک ساختمون سازتون در کانادا بالا کشیده شد؟ شما که به هر حال خودتون استاد این طور کارها هستین!

خاوری: من تازه فهمیدم چرا قدیمی های ما می گفتن دست بالای دست بسیاره آقای علیخانی … من این پولها رو ذره ذره از مملکت بردم … یعنی جمع کردم تو حسابم … حالا کاری به تهمت هایی که من می زنن ندارم … واگذارشون می کنم به خدا … اما من با حقوق کارمندی و وام و قرض و قوله ،سه هزار میلیارد پس انداز کردم … الان کارمندها می دونن من چه سختی ای کشیدم تا این پول رو جمع کردم … شبهایی بود که ما تو خونه به جز چند تا تیکه پیتزای استیک مونده و چند تا سیخ کباب سلطانی که اسما تو منوی رستوران، گوشت گوسفندی بودن ولی رسما گوشت گوساله بودن ، چیزی برای خوردن نداشتیم!

علیخانی: الان اگه من اشکم دربیاد ، متهم میشم به این که می خوام مردم رو غمگین کنم … ولی شما واقعا خیلی رنج کشیدین … از اون به اصطلاح شریکتون بگین که ما آخر نفهمیدیم فامیلی اش با “ه” دو چشمه، یا “ح” جیمی؟!

خاوری: همون دیگه … اشتباه من این بود که به آدمی که فامیلی اش دو حالته نوشته می شد اعتماد کردم … کسی که تو فامیلی خودش هم رنگ عوض می کنه، معلومه امانت دار خوبی نیست … در صورتیکه همه می دونن “خاوری” فقط همین مدلی نوشته میشه و من تو فامیلی ام هم آدم صادقی هستم!

علیخانی: می دونم یادآوری این موضوع برای شما دردناکه ولی بعضی ها میگن این سه هزار میلیاردی که صحبتش شد ، مال بیت المال بوده…

خاوری (در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده) : من هم همین رو می گم … من هم می گم این پول مال مردمه … فقط من این پول رو از مردم قرض گرفتم که باهاش تو کانادا ساخت و ساز کنم و وقتی چند برابر شد، برای مردم عزیز ایران با سود مناسبی کارت به کارت کنم … حالا این پول باهاش کار بشه و چند برابر بشه برای مردم بهتره، یا تو گاوصندوق بانکها می موند و خاک می خورد؟

علیخانی: این همه فداکاری یه جا؟ یعنی تو وجود شما خاور – خاور حس مردم دوستی وجود داره … راستی این شریک شما گفته تهدیدش کردین اگه پول هاتونو نده، زندگی اش رو آتیش می زنین، درسته؟!

خاوری: دقیقا … من که گفتم … روی پول مردم خیلی حساسم … مثلا چند ماه قبل همسایه مون، خانم سلندیون آمد از ما برای دوپیازه ظهرشون، دو تا پیاز قرض گرفت … ولی پس نمی داد … حتی این قدر ادب نداشت که وقتی ظرف خالی پیازها رو برمیگردونه، توش چند تا صد دلاری بذاره … من هم رفتم در خونه شون و تا دو تا پیاز رو نگرفتم ، دست از داد و هوار بر نداشتم … بعد هم بهش به انگلیسی توضیح دادم که که ما ایرانی ها یه ضرب المثل داریم که میگه : “تو خونه خاوری گردو زیاده، ولی همه اش حساب داره … چه برسه به پیازهاش!”

علیخانی (اشکهایش را پاک می کند): من واقعا نمی دونم چی باید بگم … حالا اجازه میدین من که تا این جا اومدم، یه کم از این پول رو برای مردم برگردونم ایران؟!

خاوری: پاشو … پاشو … قبل از شروع ضبط برنامه زیاد بهت خندیدم مثل این که … در ضمن اون خودکار رو هم بده بیاد … موقع اومدن ازم قرض گرفتی برای یادداشت برداری … به صدابردارتون هم بگو دیدم یه موز از روی میز چپوند تو جیبش … بذاره سر جاش تا همه تونو همین جا آتیش نزدم!

 

منبع: مهر

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن