طنز / اوج مظلومیت یک خانواده
انتشار: 15 شهر ماه 1394 ساعت 12:06 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «گلستان24» نوشت:

مظلومیت هم حدی دارد. گاهی فکر می کنم مردم سرزمینم در خواب رفته اند. آخر چرا باید این همه ظلم در یک بیت جمع شوند. آخر انصافتان کجا رفته است؟ آدم وقتی این ستم ها را می بیند یاد مردم مظلوم خیابان جردن می افتد. چرا همه آلام و دردها باید برای یک عده باشد و بقیه مردم در راحتی و رفاه باشند. آن هم کسانی که برای این نظام و انقلاب خون دل ها خورده اند.

اول دخترشان را به خاطر دفاع از آزادی دستگیر می کنند. بعد با آبروی پدر خانواده بازی می کنند. صوت مادر خانواده را پخش می کنند. ثروت اکتسابی خانواده را از جیب دولت می بینند. حرف و حدیث برای دوران مسئولیتی پدر خانواده در می آورند. آخر سر هم با کلی اتهام نابجا و دروغ و پدرسوخته بازی پسر خانواده را روانه یک حبس طولانی مدت می کنند.

حالا پدرش هم در گوشش می گوید ولله خیر حافظا باز هم می شود ملعبه دست شایعات! حتی وقتی از پسرش بابت خدماتی که کرده تشکر می کند باز هم …

1

بگذریم. همه اینها را گفتم که بگویم چرا نامه مادر را به دادگاه می برید. آخر این مادر، همسر یکی از وارثان انقلاب اسلامی است. حق دارد گاهی که دلش گرفت انقلاب را تهدید به براندازی کند. حق دارد نامه توهین آمیز به مراجع قضایی بفرستد. حق دارد مردم را به ریختن در خیابان ها دعوت کند.

چه خبرتان است؟؟؟؟!!!!!

به مادر مظلوم و بی طرف هم رحم نمی کنید و در ازای همدردی، نامه اش را به مسئولین بالا می رسانید؟!

خلاصه اینکه خودتان را با این خانواده در نیندازید، که بازی با دم شیر است، مظلوم کشی است. بروید و زور بازویتان را به مردم میرجاوه و قلعه مرغی و … که در رفاه و آسایش بی حد و اندازه به سر می برند نشان دهید.

بی رحم ها!!! نفرین خدایان آمون بر شما باد!!!

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن