طلبه‌ها
انتشار: 15 ارد ماه 1394 ساعت 23:02 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «حدیث عاشقی» نوشت:

پیامبر اسلام در مقام ارزش گذاری به علم می‌فرماید:
«طلب علم فریضه علی کل مسلم الا ان الله یحب بغاه علم»
دانش آموختن، بر هر مسلمانی واجب است. همانا خدا، طلب کنندگان دانش را دوست دارد»[1]


اگر یک انسان وارسته‌ای که مظهر علم و تقوی و ارزشهای دینی است و چهره و رفتارش آدم رو به یاد خدا و آخرت می‌اندازد و به معنای واقعی کلمه حجتی برای اسلام است،
تصمیم بگیرد لباس رسول الله و امام زمان را هم بپوشد، چه تاثیر عمیقی می‌تواند در حفظ و گسترش ارزش‌ها و تقویت هویت دینی مردم داشته باشد؟ و چه سدَ محکمی در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن خواهد شد؟

اینجاست که ارزش یک عالم دینی مشخص می‌شود، و تکلیف مردم را در بدست آوردن احکامشان مشخص می‌نماید. آنقدر این لباس مقدَس احترام دارد، که وجودش در جامعه باعث برکت و روح معنوی می‌شود و ناخواسته انسان را به یاد اولیاء دین و ائمه معصومین می‌اندازد، و دشمن برای مقابله با آن قصد دارد این قشر را در چشم مردم حقیر نماید و ضربه شخصیتی بزند که البته مردم فهیم و هوشیار ما خود با این قشر زحمتکش که در همه عرصه‌ها حضور خود را به اثبات رسانده است را خوب می‌شناسند و قدرشناسی می‌کنند، به کوری چشم دشمنان اسلام و روحانیت.

15790064638418918389
حضرت موسی (علیه السلام) زمانی‌که به نبوت رسید و به مصر برگشت،  تا یک‌سال به قصر فرعون راهش ندادند. تا اینکه دلقک فرعون، روزی در یک مجلسی برای مسخره کردن پیغمبر خدا، لباسی شبیه لباس حضرت موسی(ع) به تن کرد. ابهَت این لباس چنان اثری برفرعون گذاشت که حالش دگرگون شد وفوراً پرسید: این لباس مال کیست؟
و دستور داد حضرت را وارد قصر کردند. این همون وقار دشمن شکنی است که
اثرش را خواهد گذاشت.[2]


جایگاه صنفی خیلی از مشاغل می‌طلبد که در ظاهر متمایز و توی چشم باشند، مثل نیروهای نظامی و انتظامی. حالا اگر به ما دستور دادند، در سوالات و شبهات دینی و در حوادثی که پیش می‌آید به راویان احادیث (علمای دین) رجوع کنیم، لازمه‌اش این است که چنین افرادی رو بتونیم توی جامعه به راحتی بشناسیم.

در جامعه اسلامی هر قشری اهدافی مشخص و عملکردهایی، برای خود دارد. هر چه اهداف بزرگتر و حساس‌تر باشد، مسئولیت هم سنگین‌تر خواهد بود و دید مردم به آنها طوری دیگر خواهد بود و توقع بیشتری خواهند داشت. اگر این مسئولیت در حیطه دین باشد توقع بیشتر بوده و زیر زرَه‌بین مردم بوده و به روحانی متَقی احترام بیشتری خواهند گذاشت.

قشر روحانیت از این موارد است که مسئولیَت تبلیغ دین و حفظ اعتقادات مردم را به عهده دارد. دشمنان برای منافع دنیوی که دارند می‌خواهند به منافع‌شان برسند از این رو در صدد ضربه زدن به دین و اعتقادات مردم می‌باشند.

گاهی هرچه تلاش می‌کنند، تیرشان به سنگ برخورد می‌کند، چون روحانیت بیدار، در مقابل اعمال آنها عکس‌العمل نشان می‌دهند و فتنه‌های آنها را خنثی می‌کند و مردم آگاه با توجه به توصیه‌های ذکر شده بیشتر مراقب دین خود هستند.

لهذا دشمنان بهترین کار را در این دیدند که شخصیت و ارزش و مقام این مدافعین اعتقادت را در بین جایگاه مردم کم‌ رنگ و گاهی بی آبرو کنند تا بهتر بتوانند به اهدافشان برسند. از این جهت بود که تهمت‌هایی به شهید والا مقام شهید دکتر بهشتی می‌زدند تا از چشم مردم افتاده و به ندای الهی این مرد آسمانی و مخلص اهمیتی ندهند.

در ابتدای انقلاب اسلامی که روحانیت بیدار و هوشیار تحرکات مرموزانه منافقین را زیر نظر داشتند و بزرگترین مانع برای آنها محسوب می‌شدند، به ناچار دست به اسلحه برده و شخصیت‌هایی را از این انقلاب که از شاگردان حضرت امام خمینی(ره) بودند را به شهادت رساندند، که نمونه‌های بارز آن شهیدان مفتح، مطهری، بهشتی، باهنر و شهدای محراب و خیلی از کسانی که با دید روشن، در آگاه نمودن مردم می‌کوشیدند.

بعد از اینکه با ترر انسان‌های بزرگ به جایی نرسیدند به ترر شخصیتی این قشر پرداخته و این قشر را بزرگترین مانع، برای رسیدن به آسایش مردم، معرفی کردند. و تا جایی که برایشان امکان داشت، از این قشر مظلوم و مدافع دین، بدگویی کردند.

«به فرموده رهبر شجاع و آگاه، امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی): در زمان رضاخان براى این‌که روحانیت را از چشم‌ها بیندازد، مى‌گفت: روحانیت مفتخور است؛ یعنى مثلاً عملگى و یا کار ادارى نمى‌کند، درعین‌حال به زندگى خود ادامه مى‌دهد. او با آن عقل ناقص خودشخیال مى‌کرد که اگر کسى در بازار، داد و ستد نکرد و یا مثلاً بیل نزد و به اداره نرفت و شغلى نیافت، نباید نان بخورد و اگر خورد، مفتخورى کرده است!
او چون به رسالت دین معقتد نبود، این حرف‌ها را مى‌زد و کار عالِم دین را باور نداشت.

امروز هم بعضى کسان همان حرف را به زبان دیگرى مى‌زنند. کسانى که مردم را تعلیم مى‌دهند و برایشان زحمت مى‌کشند و آنها را دیندار مى‌کنند
و بر هدایتشان مى‌افزایند و زمینه‌ى تحقق آیه‌ى شریفه‌ى «اهدنا الصّراط المستقیم» [حمد/6] را فراهم مى‌آورند، این‌ها اهل دین و هدایتند و هُدات این راه محسوب مى‌شوند. اینها کتاب مى‌نویسند،درس مى‌گویند، زحمت مى‌کشند، کار مى‌کنند و نان بخور و نمیرى را هم به دست مى‌آورند.

مگر طلّاب حوزه‌ى علمیه چقدر از دنیا برخوردارند؟
حقوق یک طلبه‌ى فاضل معیل در قم – که بالاترینِ حوزه‌هاى علمیّه است – نصف حقوق
یک عمله که بیل مى‌زند، نیست. درآمد اینها از حداقل حقوق ادارى کمتر است.
با این وضعیت آیا مى‌شود گفت که روحانیت ما نان خود را از طریق دین مى‌خورد؟!
آیا این ظلم وحق کشى و بى‌انصافى نیست؟ حکومت ما اسلامى است و درآن آزادى بیان وجود دارد
و این سخنان که از سر بى‌انصافى بیان شده، با استفاده از همین فضاى آزاد مطرح شده است.
البته منظورم این نیست که به حرف یا دعوایى جواب دهیم؛ خیر. منظور این است که شما بدانید
انگیزه‌هاى مخالفت با حوزه زیاد و گسترده است.
»
_________________________________
[1]. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در آغاز درس خارج فقه‏ – 1374/06/14

________________________
[1]. اصول کافی، ج1، کتاب فضل العلم، ح 1، ص 35
[2]. http://forum.tarikhfa.com/thread7688.html

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن