شهید مدافع حرم حجت اصغری….
انتشار: 23 خرد ماه 1395 ساعت 12:03 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ  «چادر خاکی» نوشت:

یه روز ظهر گرم ، ساختمان کهنه  خونمونو  کوبیده بودیم داشتم مصالح ساختمانی میدادم طبقه دوم  که حجت از راه رسید.

سلام  و احوال پرسی کرد  گفت: “چیکار میکنی ؟” به مزاح گفتم :” مصالح میدم بالا ، کارگری ، حمالی…”

حجت هم از اون خنده های دلنشین کرد گفت:”خوبه #کارگری کن

پیامبر بوسه به دست کارگر زد.”

منم  به شوخی سریع دستمو  آوردم جلو گفتم : “این دست کارگر ؛ببوس!”

باورم نمیشد(!!!)

IMG-20160608-014012-1

تا چشم بهم زدم دیدم حجت دستمو گرفته داره میبوسه فکر کردم داره ادا و ریا میکنه  منم گفتم بهترین موقع هستش بزار ببوسه دیدم  ول کن نیست همینطور بوسه میزنه (!!!)

دستموکشیدم گفتم حجت چیکار میکنی دیوونه شدی؟! گفت دارم کاری که #رسول_خدا انجام داده رو بهش عمل میکنم  و

#رفت …

خیلی جا خوردم گفتم حجت چشه چرا اینجوری کرد؟! بعد یه مدتم رفت #سوریه و اونجام  کاری که #عباس(ع) برای #زینب(س) انجام داد رو عملی کرد .

روز #تاسوعا مثل اربابش  سر و هر دو دستشو  تقدیم #عمه_سادات کرد …

⏪به نقل از آقا حمید ؛ یکی از هم محله ای های #شهید_حجت_اصغری

〰〰〰〰〰〰〰〰🔹🔸🔹〰〰〰〰〰〰〰〰

پ.ن1: شهید حجت اصغری شربیانی اهل شهر ری بودند که در تاریخ ۱۳۶۷/۱/۱ به دنیا اومدند و تاسوعای حسینی ۱۳۹۴ ساعت ۲ ظهر با اصابت موشک در منطقه سابقیه حلب به شهادت رسیدند و در امامزاده شعیب فیروزآباد شهر ری آرام گرفتند.

به قول همرزم شهید خودش قبل رفتن تو فرودگاه گفته بود که دوست دارم اگه رفتیم سوریه و خواستم شهید بشم مثل اربابم حضرت عباس شهید بشم.

پ.ن2: باتشکر از برادر بزرگوار شهید

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن