شرمندگی در اقتصاد، ولنگاری در فرهنگ
انتشار: 01 تیر ماه 1395 ساعت 23:04 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو  ،سایت وبلاگی ” یزدتو “به نقل از وبلاگ “ ریگ متین ” نوشت :

-13026

مقام معظم رهبری:

بنده خودم وقتی‌که به فکر این جوان بیکار می‌افتم [شرمنده میشوم‌]. در بعضی از شهرستان‌ها بیکاری بالا است. البتّه ما نرخ یا به‌اصطلاح درصد بیکاری را یک‌مقداری معیّن میکنیم؛ حالا دوازده درصد یا ده درصد – همین‌که حالا گفته می شود- لکن این میانگین است. وقتی انسان این را می بیند شرمنده می شود؛ یعنی شرمندگی بنده‌ی حقیر از ملاحظه‌ی این آمار و مطالعه‌ی این حقیقت، از شرمندگی آن جوانی که بیکار میرود خانه و دستش چیزی نیست، کمتر نیست، بلکه بیشتر است؛ این را باید برطرف بکنیم.

با این همه و برای حفظ اعتبار و اعاده از هویت هم که شده جهت فرار از تیغ تیز افکار عمومی، بهترین راه فضا سازی و حاشیه گریست، چه از تیترهای روزنامه ای و چه از آسمان و ریسمان بافتن بهانه تراشی. و این داستان این روزهای قصه تلخ پر غصه مملکت داری ماست!
دولتی که درصدد بود 100 روزه اقتصاد را درمان و گردشگری را 10 میلیونی کند و واحدهای صنعتی را 100 درصد فعال کند و 3 و نیم میلیون بیکار آنروزها را سرکار برد به مرور سوار بر کشتی از پیش به گل نشسته برجام شد و به امید دریای رحمت غرب تمام هم و غمش را پاروزنی بر این کشتی لرزان نهاد و حال این است که بیکاری 6 میلیونی و تعطیلی حدود 70 درصدی واحدهای صنعتی و تورم البته 9 درصدی؟! چونان اختاپوسی بجان حرکت شتابنده کشور افتاده است.
عقب گرد رشد علمی به اذعان رهبری، حضور روزانه جاسوسان بنام غربی در دانشگاهای مادر کشور، دستبرد دست کم 40 هزار میلیارد تومانی آمریکا به اموال ایران ( بنیاد علوی و..) حضور رئیس سازمان محیط زیست در حمایت از رفع سگ کشی! بجای حضور در طوفان شن مردم اهواز، اعطای لقب آلوده ترین شهر جهان به زابل، خانه نشینی 3 هزار نخبه علمی علیرغم حکم برائت تمامی دستگاه های حقوقی مسئول و هزار البته بازگشت عزت به پاسپورت جیبوتی و کومور و.. تنها بخشی است از صدها گزاره دولتی که بر تارک اسلام رحمانی عنان حاکمیت چیده است.
و براستی چرا رهبری باید خجالت بکشد؟ چقدر کواکبیان نماینده اصلاح طلب مجلس درست گفت؛ که وزیر صنعت باید خجالت بکشد نه رهبری. خجالت و شرمندگی مستحق تفکری است که به اذعان معاون وزیر متبوعه اش نتوانست 3 هزار میلیاردتومان پول مملکت را از سومالی و اردن بگیرد.

شرمندگی برای جریانی است که مدیرانش حقوق چند ده میلیونی می گیرند و سخنگوی کابینه اش آنرا امری عادی می داند. شرمندگی برای کسی است که 1000 روز تمام بجای یاعلی گفتن و تکیه بر زانوی خود حرف زد و سخنرانی کرد و اوباماما را رئیس جمهوری باهوش دانست.
چرا مقتدا و امام ما باید شرمنده باشد؟ مگر نگفتید به آمریکا اعتماد نکنید؟ مگر نگفتید خط قرمزها حفظ شود؟ مگر نگفتید دولت حاشیه سازی نکند؟ مگر نگفتید برجام با حدود 30 تبصره اجرا شود؟ مگر نگفتید پرهیز از نگاه به بیرون؟ مگر نگفتید دوری از نفوذ در دستگاه محاسباتی؟ و دهها و صدها تذکر دیگر… . کدام یک از آنها انجام شد؟
شرمندگی برای کسی است در روز روشن عضو چندین و چند هیات مدیره است و در کابینه است. شرمندگی برای کسی است که نفت 120 دلاری را از دوغ یک لیتری نیز ارزان تر کرد. شرمندگی برای کسی است که ایران صادر کننده بنزین را رساند به وارد کننده محض بنزین آنهم از نوع بی کیفیتش. شرمندگی برای کسی است که جرات ندارد جزئیات قرارداد نفتیش را فاش کند. شرمندگی برای کسی است که فکر روز و شبش می شود دیدار با محکومین فتنه و اعتبار مینو و ربنای شجریان ضد دین به اذعان خودش.
شما شرمنده نیستید و به تعبیر خدا در قرآن که به پیامبرش می گوید از آنها درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن نه تنها از وزیری که به گفته خودش خط قرمز را رعایت نکرد، حمایت می کنید بلکه او را سرباز انقلاب می نامید. شرمنده برای شما که یک نقطه سیاه که نه خاکستری هم نیست وجود ندارد برای شمایی که در پایین ترین سطح رفاهیات گذران عمر می کنید.
شرمندگی برای کسی است که دخترش با بهائیت عکس یادگاری می اندازد و پسرش بخاطر دهها اختلاس و 170 زونکن پرونده در زندان است. شرمندگی برای کسی است که یقه پیراهنش را به نشانه انقلابی گری تا زیر چانه می بندد و در خانه چند هزار متری شمال تهران گذران عمر می کند. شرمندگی برای کسی است که بجای رفتن بین محرومان نوروزها در کیش استراحت می کند آنهم در محیطی کاملا تحت الحمایه!
آری اوضاع کشور و اقتصاد و فرهنگ در تیترهای دهها روزنامه حامی دولت خوب است و چند متر آنطرف تر نایب امام عصر بخاطر وضعیت پیش آمده باید شرمنده باشد. کجاست شورای عالی فضای مجازی؟ کجاست شورای عالی انقلاب فرهنگی؟ کجاست شورای عالی آموزش و پرورش؟ کجاست وزارت به اصطلاح ارشاد اسلامی؟ کجایند مردان و ژنرال های جمع کننده این ولنگاری فرهنگی غمبار!!
رهبر و مقتدایمان ما به جای تمامی آنها که باید شرمنده باشند و خجل زده از شما عذر می خواهیم. روزی فرمودید تهاجم فرهنگی، تکنوکراتها خندیدند، روزی فرمودید شبیخون فرهنگی و اصلاحاتیون آن روز آنرا به محاق بردند، روزی فرمودید ناتوی فرهنگی جدی نگرفتیم بعد شد نفوذ فرهنگی و حال نتیجه آن تهاجم و شبیخون و ناتو و نفوذ شد ولنگاری!

برخی از مردان مرد سیاست و فرهنگ ما دنبال رفع و رجوع امور شجریانند، احوالپرسی زندان آزاد شدهای فتنه، دنبال ابداع برچسب و ناسزایی جدید برای حذف جریان انقلاب. برخی از مردان وطنم تقویمشان هنوز روی مرداد 92 قفل کرده و هنوز در فضای انتخابات آن سال مانده اند و نمی دانند سه چهارم عمر دولتشان به سر آمده است.

شرمنده نباش ای عزیز و مقتدای ما پرچم و بیرق به دوشت توسط پابرهنگان بیشه روح الله خواهد رسید به بقیه الله.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن