شاخصهای اصولگرایی – (بخش دوم)
انتشار: 22 بهم ماه 1394 ساعت 11:11 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «اشراق» نوشت:

شاخصهای هویت اسلامی
«شاخصهای هویت اسلامی بایستی معلوم باشد: شاخص عدالت طلبی، شاخص ساده زیستی مسئولان، شاخص کار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پویایی علمی بی وقفه، شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه ی بیگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملّی».1

عدالت خواهی و عدالت گستری
«شاخصه ی اوّل «عدالتخواهی و عدالت گستری» است. به زبان آسان است؛ امّا در عمل بسیار کار دشواری است و مقدمات بسیاری لازم دارد. باید خیلی کار کرد تا این که عدالت  تحقق پیدا کند؛ عدالت جغرافیایی، عدالت طبقاتی، عدالت در زمینه های مسائل اقتصادی، عدالت در زمینه مسائل فرهنگی، عدالت در جایگزین شدن و جای گرفتن در مسئولیت ها و مناصب و عدالت در قضاوتهای ما – نه فقط قضاوتی که قاضی در دادگاه می کند، بلکه داوری هایی که ما نسبت به اشخاص و قضایا می کنیم – اینها همه عدالت است و عدالت در آنها نقش دارد.

عدالتخواهی و عدالت گستری به معنای همه ی اینهاست. البته امروز کشور ما بیش از هر چیز دیگر، تشنه ی عدالت اقتصادی است. علت هم این است که واقعاً یک شکافی به صورت میراث معیوبی از گذشته بود و این شکاف باید پُر می شد، که نشده است. البته به شکل معقولی باید پُر شود. ما پُر کردنِ این شکاف را به همان شکلی می گوییم که اسلام توصیه می کند؛ حرفهای غیر منطقی و ناممکن و نامعقول را نمی خواهیم به میان بیاوریم؛ همان طوری که اسلام می گوید: فرصتها در مقابل همه باشد و امکانات عمومی مورد استفاده ی همه قرار گیرد. بنابراین یک شاخصه، مسأله عدالتخواهی و عدالت گستری است که پهنه ی وسیعی دارد».2

دوری از هوای نفس و خودمحوری و گروه گرایی
«اجتناب از هواهای نفس»؛ چه هوای نفس شخصی، چه هوای نفس گروهی؛ که حالا آقای رئیس جمهور گفتند و این نکته ی خوبی است. بحمدلله عناصر دولت به هیچ گروه و دسته و باند و جریانی وابسته نیستند؛ این خیلی نکته ی مهمی است. مراقب باشید حرکت، اظهار نظر و حرف،  انتساب به یک باند و به یک گروه را پیش نیاورد، که اگر این طور شود، هوای نفس گروهی هم مثل هوای نفس شخصی است؛ آن هم همینطور است. هوای نفس گروهی هم انسان را بی حساب و کتاب به این طرف می کشاند و از خرد و جاده ی مستقیم منحرف می کند. این هم جزو لوازم اصولگرایی است».3

سعه ی صدر و تحمّل مخالف
«سعه ی صدر و تحمّل مخالف»؛ که از جمله ی شاخصه هایی است که جزو پایه های اصولگرایی است. گاهی انسان از حرفی که می زنند، ناراحت می شود؛ حرص هم می خورد، گاهی به خدا هم شکایت می کند که خدایا تو که می بینی واقع قضیّه چیست و چقدر با چیزی که اینها می گویند، فاصله دارد؛ امّا در عین حال، انسان بایستی حلم به خرج دهد. حلم یعنی ظرفیت و تحمل صدای مخالف را داشتن. البته این – شاید  بعداً هم عرض بکنم – به معنای آن نیست که دولت از عملکرد خود دفاع نکند؛ نه، حتماً بایستی دفاع کند.4

اهتمام به علم و پیرفتهای علمی
«از جمله شاخصه های مهم اصولگرایی، یکی «اهتمام به علم و پیشرفت علمی» است. ما ببینید چه زمانی در آغاز پیدایش اسلام گفته شد که: «طلب العلم فریصه علی کل مسلم  و مسلمه» یا «مؤمن و مؤمنه»؛ یعنی همان وقتی که نماز و زکات و این چیزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم ولو بالصین» هم آمد. من بارها تکرار می کنم، این به خاطر همین است که جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمانهای خود را بالا بیاورد. مثل این است که انسان حرف حقّی داشته باشداما اصلاً زبان گفتنش را نداشته باشد. نداشتن علم این طوری است. علم موجب می شود که شما بتوانید آن آرمانها، آن اهداف و آن خط روشن و جاده ی روشن صراط مستقیمی را که در دست و اختیار شماست، مطرح کنید و کسان بیشتری را از بشریت، به آن هدایت کنید. علم نداشته باشید، این امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین علم – که وسیله ی رشد ملی، بشری، انسانی و اوج گرفتن در محیط عام بشریت است – جزو چیزهای لازم است و باید به این اهتمام داشته باشید».5

تواضع و پرهیز و غرور
«تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور» هم یکی از شاخصه هایی  است که لازمه ی اصولگرایی است؛ ما در معرض این هستیم. ببینید عزیزان! شماها در موضع بالایی قرار دارید و مورد احترامید؛ افراد پیش شماها می آیند و تعریف و تمجید می کنند – بعضی از روی اعتقاد، بعضی بدون اعتقاد – برای این که شما خوشتان بیاید. ما خودمان باید مواظب باشیم حرفهایی که در تمجید و ستایش ما می زنند، اینها را باور نکنیم. ما باید به درون خودمان نگاه کنیم؛ «الانسان علی نفسه بصیره»؛ نقصها، مشکلات و کمبودهایمان را نگاه کنیم و فریب نخوریم. این فریب خوردن، انسان را در دام و گرداب غرور می اندازد. اگر انسان خودش را بد برآورد کرد، آن وقت دیگر نجات پیدا نمی کند».6

فسادستیزی، سلامت اعتقادی و اخلاقی مسئولین کور
«فساد ستیزی» شاخصه ی دیگری است. «سلامت اعتقادی و اخلاقی مسئولان کشور» – بخصوص مسئولان عالی رتبه، در سطوح دولت و معاونین و از این قبیل – بسیار مهم است و شاخصه ی دیگری است که از لحاط اعتقادی و اخلاقی، اشخاص سالمی باشند».7

اعتزاز و افتخار به اسلام
«اعتزاز به اسلام» یکی دیگر از شاخصه های اصولگرایی است. ما در دورانِ این بیست و هفت سال، بعضی از مسئولان نظام اسلامی را دیده بودیم که خجالت می کشیدند یک حکم اسلامی یا یک جهت گیری اسلامی را صریحاً بر زبان بیاورند؛ نه، ما طلبکاریم. من بارها گفته ام، در قضیه ی «زن، ما پاسخگوی غرب نیستیم. غرب باید پاسخگوی ما باشد؛ ما هستیم که سئوال مطرح می کنیم. در زمینه ی حقوق بشر، ماییم که طلبکار مدّعیان منافق و دوروی حقوق بشر هستیم. بنابراین به اسلام اعتزاز داشته باشید. آنچه را که اسلام به ما آموخته، اگر ما درست یاد گرفته باشیم و دچار کج فکری و انحراف و غلط فهمی نشده باشیم، چیزی است که باید به آن افتخار کنیم».8

ایستادگی بر حقّ ملّت و دفاع شجاعانه از آن
«از  حقوق ملّت، دفاع شجاعانه کردن یک شاخص است؛ مثل همین حقّ هسته ای؛ مسأله ی هسته ای. این یکی از دهها نیاز کشور ماست؛ تنها مسأله ما نیست؛ امّا وقتی دشمن روی این نقطه متمرکز شد، ملّت هم ایستادگی کرد. در این نقطه ای که دشمن روی او تمرکز پیدا کرده است، اگر ملّت عقب نشینی کند، اگر مسئولین عقب نشینی کنند و از این حق قطعی و روشن صرف نظر کنند، بدون تردید راه برای دست اندازی به حقوق ملّی برای دشمن باز خواهد شد».9

پرهیز از اشرافیگری
«اجتناب از اشرافیگیری؛ یعنی ضد ارزش کردن، در انقلاب ما این نکته وجود داشت؛ این را بتدریج بعضیها سعی کردند کمرنگ کنند. این در مسائل اقتصادی ما اثر دارد، در مسائل روانی ما اثر دارد. اشرافیگری و گرایش به اشرافیگیری، یک ضدّ ارزش بود در انقلاب. یعنی افرادی در سطوح مختلف بودند که از این که به اشرافیگری نسبت داده شوند، یا از آنها چیزی دیده شود که جزو خصوصیات اشرافیگری باشد، بشدت اجتناب می کردند.

مسئولین کشور در درجه ی اوّل متعهّد به این قضیّه هستند و باید باشند. این تدریجاً ضعیف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش کردن اشرافیگری، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت؛ مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است. این یکی از شاخص هاست».10

شجاعت در برابر هیبت دشمنان
شجاعت در برابر هیبت دشمن، جزو شاخص هاست. در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور احساس رعب و خوف بکنند، بر سر ملّت بلاهای بزرگ خواهد آمد. آن ملّتهایی که ذلیل و مقهور دست دشمن شدند، عمده ی علت این بود که مسئولان – پیشروان قافله ی ملّت – شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهی در بین آحاد مردم عناصر مؤمن، فعّال، فداکار، آماده ی به جانبازی هستند، منتها مسئولین و رؤسا وقتی خودشان این آمادگی را ندارند، نیروهای آنها هم از بین می رود و این ظرفیت هم نابود می شود. آن روزی که شهر اصفهان در دوره ی شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت با عظمت صفوی نابود شد، خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند؛ اما شاه سلطان حسین ضعیف بود. اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین ها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرأت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمی کنند، در مردم خودشان احساس توانایی و قدرت نمی کنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود».11

اعتقاد واقعی به مردم و مشارکت آنان در امور
«اعتماد به مردم عقیده ی واقعی به مشارکت مردم، بعضیها اسم مردم را می آورند؛ امّا حقیقتاً اعتقادی به مشارکت مردم ندارند. بعضی اسم مردم را می آورند؛ اما به مردم اعتماد ندارند. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است».12

ارزش قائل شدن برای جهاد و شهادت
مسأله ارزش جهاد و شهادت، یکی دیگر از شاخصهاست. ارزش مجاهدت، مقام والای شهادت، از جمله ی چیزهایی بود که به وسیله ی عناصری – کسانی، دستهایی – زیر سئوال رفت. جهاد را زیر سئوال بردند، شهادت را زیر سئوال بردند. این، یکی از شاخصهاست؛ باید برحسته شود. احترام به شهیدان، احترام به جهاد و مجاهدان بایستی جزو بخشهای برحسته ی پرچم جمهوری اسلامی قرار بگیرد. جمهوری اسلامی به جهاد و شهادت شناخته می شود.13

ارتباط نزدیک با ملّتهای مسلمان
«نزدیکی با ملّتهای مسلمان، ملّتهای مسلمان عمق استراتژیک نظام جمهوری اسلامی اند. چرا تبلیغات عجیب و غریب آمریکایی و انگلیسی سعی می کنند بین ملّتهای مسلمان با ملّت ایران حدایی بیندازند؟ چرا؟ با مسأله ی قومیت، با مسأله ی سنّی، شیعه؟ چون می دانند آنها عمق راهبردی و عمق استراتژیک حمهوری اسلامی محسوب می شوند. تکیه گاه یک ملت به عمق استراتزیک اوست. نمی خواهند ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی از این حمایت و طرفداریی که از او در کشورهای مختلف می شود – که البته بی نظیر هم هست – برخوردار باشد. شما در هیچ جا نمی بینید که در یک کشوری از رؤسای یک کشور دیگری، آحاد مردم – نه سیاسیون – تجلیل و احترام کنند؛ عکسشان را بلند کنند، نامشان را با هیجان بیاورند؛ جز جمهوری اسلامی در کشورهای مسلمان هر جا بروید، آنجایی که رد پایی از جمهوری اسلامی هست، مردم نسبت به آن و نسبت به جمهوری اسلامی ابراز احساساتشان این جوری است. دشمن این را نمی خواهد؛ دشمن نمی خواهد این ارتباط برقرار باشد. جمهوری اسلامی باید این را یکی از وظایف خودش بداند. این جزو آن شاخصهای اصلی است».14

مسئولیت پذیری و پاسخگویی
– «مسئولیت پذیری و پاسخگویی»؛ در هر بخشی که ما هستیم، مسئولیت آن کاری که بر عهده گرفته ایم، این را بپذیریم. زیرمجموعه، زیرمجموعه ی ماست، احساس مسئولیت کنیم. در هر نقطه ای مسئولیت تعریف شده ای وجود دارد، آن مسئولیت را بایستی پذیرفت».15

خردگرایی و حکمت در تصمیم گیری و عمل
– «خردگرایی و تدبیر و حکمت در تصمیم گیری و عمل»، این جزو مسائلی است که حتماً به آن احتیاج دارید؛ همه مان در تصمیم گیریها و عملمان به آن احتیاج داریم. البته بعضی از اینها را من بعداً باز مختصری توضیح می دهم و باز می کنم».16

اجتناب از اسراف و ریخت و پاش
– «اجتناب از اسراف و ریخت و پاش» که جزو برنامه های بسیار خوب شماهاست».17

شایسته سالاری و قانون گرایی، شجاعت و قاطعیت
– «شایسته سالاری»، «نظارت بر عملکرد زیر مجموعه» و «تلاش بی وقفه برای این خدمات»، که انصافاً این مورد در این دولت برجسته است. این تلاش بی وقفه را حقیقتاً همه شاهدند و ما هم شاهدیم. این حرکت پُر تلاشی که همه ی دولت – بخصوص شخص آقای رئیس جمهور – نشان می دهند، خیلی با ارزش است. «قانون گرایی»، «شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه که حق است».18

انس با خدا و معنویّت
– «انس با خدا»، «انس با قرآن» و «استمداد دائمی از خدا»؛ این آخری – که از شاخصه های اصولگرایی است – تضمین کننده ی همه ی آن چیزهایی است که قبلاً عرض کردیم. انس با خدا یادتان نرود. ما بارها می گوییم که خدمات مسئولان نظام از هر عبادتی بالاتر است؛ این حرف درستی است و مبالغه هم در آن نیست. اما بدانید، این خدمات، آن وقتی خدمت خواهد شد و آن وقتی با خلوص و درخشش و شفافیت خود باقی خواهد ماند که شما دلتان با خدا مأنوس باشد.

اگر دل از خدا غافل شد، اگر دل رابطه ی خودش را با ذکر و توجّه و خشوع از دست داد، همین خدمتی که ما می گوییم بالاترین عبادت است، همین خدمت، مشوب خواهد شد؛ اصلاً بکلّی مشوب می شود و در آن اغراض و هواها می آید. جهاد در میدان جنگ و میدان نظامی که این قدر عظمت دارد، اگر با اهداف خدایی نباشد و بدون ارتباط با خدا باشد، به یک چیز کم ارزش یا بی ارزش و گاهی هم ضد ارزش، تبدیل می شود! لذا من بر این امر تأکید و اصرار دارم؛… ارتباط با قرآن را، نماز اوّل وقت را، قرآن خواندنِ هر روز را، توجه و ذکر و استمداد از خداوند را، متوسل شدن در آن جاهایی که کار مشکل می شد، آن جاهایی که بار سنگین می شود و از خدا طلب کمک کردن، اینها را فراموش نکنید، اینها بسیار مهم است.19

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن