سندی از جنایات اصلاح طلبان در ایران
انتشار: 10 شهر ماه 1395 ساعت 19:06 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش باشگاه وبلاگ نویسان ایرانی حرف تو؛ ایلام بلاگ به نقل از وبلاگ معبر جوان عاشورایی نوشت:

001_3

مایکل لدین مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و دستیار رامسفلد وزیر دفاع اسبق آمریکا طی یادداشتی در نشریه فوربس پرده از بستر ارسال آن پرده برداشته بود و افشاگری بزرگی را علیه اصلاح‌طلبان رقم زد.

آنچه قابل توجه و عبرت آموز است نامه‌ای هشت صفحه‌ای است که در نهم آذرماه سال ۸۸ از سوی بعضی افراد فعال در فتنۀ سبز از ایران به آمریکا فرستاده شده و این روزها متن آن در آمریکا منتشر شده است، این نامه در پاسخ این سؤال وزارت امور خارجۀ آمریکا از رهبران جنبش سبز است که «ما باید چه کاری انجام دهیم و چه کاری نباید انجام دهیم.

پاسخی که به این نامه داده شده، به اندازه‌ای شرم‌آور است که تا ابد برای نویسندگان آن، که البته نام خود را اعلام نکرده‌اند، سیاهرویی به بار می‌آورد. آنها به آمریکایی‌ها می‌گویند اگر می‌خواهید جنبش سبز به پیروزی برسد ایران را تحریم اقتصادی کنید چون می‌خواهد بمب اتمی بسازد، به ایران فشار وارد کنید تا مردم از ما حمایت کنند و در برابر جمهوری اسلامی بایستند.آنها آمریکائی‌ها را تشویق و دعوت می‌کنند که برای دست یافتن به منافع غرب در ایران و تأمین صلح جهانی با ایران در مذاکرات هسته‌ای توافق نکند و به جای آن فشار و تحریم اعمال کند. آنها صریحاً به آمریکایی‌ها می‌گویند جنبش سبز طرفدار جدایی دین از سیاست در ایران است.

اکنون سخن ما این است که همۀ کسانی که به اسلام معتقدند و به ایران و آزادی و استقلال وطن خود عشق می‌ورزند، امام خمینی(ره) را رهبر نجات دهنده این ملت از سلطۀ آمریکا و انگلیس و دیگر سلطه‌گران و غارتگران می‌دانند باید تکلیف خود را با آنچه در این نامه آمده روشن کنند. آنهایی که در ایران دم از پیروی از امام راحل می‌زنند نباید در برابر متن این نامه که یکسره برخلاف آرمان‌ها و اندیشه‌های امام است سکوت کنند.همه باید از آنچه نویسندگان این نامه تحت عنوان جنبش سبز از آمریکا خواسته‌اند اظهار برائت کنند. کسی نباید با سکوت خود بر این وطن فروشی‌ها صحه بگذارد. ملت ایران هم باید مراقب باشند تا کسانی که دیروز در فتنۀ ۸۸ آتش بیار معرکه بوده‌اند دوباره تحت هیچ نام دیگر و زیر هیچ نقاب دیگر و در هیچ فرصت دیگری به منصب و مسئولیت نرسند.

نامه هر دو طرف

رژیم جمهوری اسلامی

(آیت الله) آقای علی خامنه‌ای، رهبر عالی‌رتبه ایران که هم اکنون 70 سال دارد در یک خانواده فقیر مذهبی متولد شده است. وی … [حاوی اهانت] و نارسائی فیزیکی در یکی از دستان خود دارد. افکار … [حاوی اهانت] وی ناشی می‌شود.
او همواره با چنین احساسی از سوی (آیت الله) خمینی تربیت شد و به تلافی این پندار، … [حاوی اهانت]. یکی از دیگر دلایل …[حاوی اهانت] این واقعیت است که (آیت الله) خامنه‌ای با وجود …[حاوی اهانت] همواره فکر می‌کند …[حاوی اهانت]؛ تفکری که همواره از سوی روحانیون عالی رتبه ایرانی مورد انتقاد قرار گرفته است.

یک واقعیت دیگر این است که (آیت الله) خامنه‌ای …[حاوی اهانت] است. وی به کشورهای مختلف جهان و پایتخت های گوناگون سفر نکرده است. وی از لحاظ فرهنگی و جغرافیایی نیز آموزش‌های لازم را ندیده است.

انتصاب (آیت الله) خامنه‌ای (به عنوان رهبر) …[حاوی اهانت]. وی تا پیش از انتخابش …[حاوی اهانت] داشته و از …[حاوی اهانت]. از نخستین روزهای انقلاب ایران، در سال‌های 1978 و 1979، رژیم ایران با بحران‌ها و منازعات متعددی مواجه بود. چالش‌هایی نظیر اشغال سفارت آمریکا، حمله صدام حسین به ایران، تهاجم عربستان سعودی به حجاج ایرانی و در پیش گرفتن سیاست ترور از سوی ایران در نقاط مختلف جهان. این بحران‌ها به نوعی زمینه لازم برای ادامه حیات رژیم ایران را فراهم کرد.

این رهبری و ساختار حاکم بر این رژیم …[حاوی اهانت]. هرگونه انحراف از اصول انقلاب، غیرقانونی بوده و نوعی خودکشی محسوب می‌شود. رهبری این رژیم همانند …[حاوی اهانت]. هر ناظر خارجی، تحلیلگر و سیاستمداری که فکر می‌کند و یا آرزو می‌کند که این رهبری …[حاوی اهانت]، حتما باید نوع طرز فکر خود را کنار بگذارد.

از سوی دیگر در کنار فقدان …[حاوی اهانت] و شرایط بسیار بد اقتصادی (نظیر بیکاری، تورم و فقر)، هیچ گاه فرصت کافی برای تغییرات کافی و یا مسالمت آمیز وجود ندارد.

تنها راه ادامه حیات این رژیم استفاده از …[حاوی اهانت] است. همچنین این رژیم برای فراهم ساختن آینده‌ای بهتر برای خود به …[حاوی اهانت] روی آورده است. با تغییرات آموزشی که از سال 2009 اعمال گردید، تمامی مدارس و دانشگاه‌ها اسلامی شد؛ تاریخ کشور از نو نوشته شد و معلمان و اساتید غیر روحانی کنار گذاشته شدند. نسل آینده انقلابی و تروریست مورد اشاره از صدها بمب اتمی خطرناکتر است.

بودجه واقعی تربیت چنین نسلی بسیار پرهزینه است و این هزینه‌های سرسام آور همواره از مردم عادی مخفی نگاه داشته می‌شود. بودجه سنگین تربیت چنین نسلی در حالی فراهم می‌شود که شصت درصد از مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می‌کنند. به علاوه هزینه صدور تروریسم بین‌المللی از سوی ایران برای سال مالی جاری در حدود 12 تریلیارد دلار است. بودجه‌ای که همواره برای ایجاد اغتشاش در منطقه هزینه می‌شود و پنجاه درصد از بودجه سالانه ایران را می‌بلعد. برای مخفی نگاه‌داشتن هزینه شدن چنین بودجه سرسام آوری، شرکت‌های اقتصادی مافیایی خاصی در داخل و یا خارج از ایران مشغول به فعالیتند.
ساختارهای نظامی، سپاه پاسداران و عوامل اطلاعاتی و امنیتی از اینگونه موسسات و نهادهای مالی حمایت کرده و پیامدهای این پشتیبانی را می‌توان به شکل مستقیم در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای خاورمیانه دید.

به عبارت دیگر رژیم …[حاوی اهانت] ایران برای ادامه حیات خود از …[حاوی اهانت] استفاده کرده و به …[حاوی اهانت] می‌پردازد. البته مردم، دانش آموزان و دانشجویان شجاع ایرانی سال‌ها کوشیدند در برابر این اقدامات رژیم ایستادگی کنند ولی اسطوره و افسانه مقاومت این نسل در انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن ( خرداد 1388 ) درهم شکسته شد. با این وجود، جامعه ایرانی همواره تمایل خود برای تغییر ساختار این رژیم را نشان داده و مردم علی رغم سیاست …[حاوی اهانت] در همان خیابان‌هایی که انقلاب سال 1978 و 1979 در آنها به وقوع پیوست، مخالفت خود را ابراز داشته‌اند. این مخالفت نه فقط به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بلکه به دلیل سیاست‌های اشتباه پس از این انتخابات، ابراز شد.

رژیم ایران برای بقاء متخصصان و کارشناسان خارجی خود همواره در حال ستیز است، کارشناسانی که در مواقع لزوم از خدمت و حمایت از این رژیم خودداری نمی کنند. درست شبیه همان حمایتی این کارشناسان در ژوئن 2009 (خرداد 1388) برای کمک به سرکوب جنبش مسالمت آمیز اصلاح‌طلب سبز (فتنه 88) به عمل آوردند. جنبشی که توسط میرحسین موسوی، یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و نخست وزیر سابق رژیم، هدایت گردید.
وی در نخستین همایش انتخاباتی خود دست در دست همسر پرجذبه و کاریزماتیک خود ظاهر گردید. اقدامی که نوعی شاهکار تلقی شده و نشانه‌ای امیدبخش برای بانوان ایرانی توصیف گردید. امروزه میرحسین موسوی رهبر جنبش مقاومت ایران تلقی می‌شود. وی وعده داد مردم را با هر هزینه‌ای و فارغ از هرگونه سرنوشتی که گریبانگیرش شود، هدایت کند اما رژیم به علت پیامدهای غیرقابل کنترل جنبش سبز، میرحسین موسوی و اشخاص نزدیک به وی را بازداشت کرد. متعاقب بازداشت وی و هوادارانش، نوعی هرج و مرج در واحدهای اطلاعاتی و امنیتی، نیروهای نظامی و اقلیت‌های قومی و دینی (دقیقا شبیه یوگسلاوی سابق) رخ داد.

اخیرا روحانیون متعصب و نمایندگان تندروی مجلس ایران پس از اخباری که درباره آقای موسوی منتشر شد، خواستار ادامه بازداشت وی شدند چرا که ترس و وحشت آنها از این جنبش همچنان ادامه داشت. چنانکه آقای زاکانی، نماینده مجلس ایران در اظهارات خود که در روز 22 نوامبر عنوان شد به تقلب در انتخابات اذعان کرده و آقای موسوی را رئیس جمهور قانونی ایران قلمداد کرد.

به طور خلاصه، ایران با اکثریت جمعیت خود که زیر خط فقر زندگی می‌کنند، توانایی این را دارد که به ثروتمندترین کشور دنیا تبدیل شود. سیستم آموزشی ایران که 14.7 میلیون دانش آموز و دانشجو دارد محتاج تحول و تغییر است. مردم ایران همچنان برای آزادی و دموکراسی تلاش می‌کنند. این واقعیت را هم باید مورد توجه داشت که چهار میلیون ایرانی خارج از این کشور زندگی می‌کنند و حداقل پانصد هزار تن از این افراد را متخصصان و کارشناسان بسیار نخبه تشکیل می‌دهند. بسیاری از این متخصصان در انتخابات پیشین خواستار بازگشت به کشور برای نوسازی آن بودند.

زنان جسور و شجاع ایرانی با وجود سیاست سرکوب، یکی از آزاده‌ترین زنان جهان هستند. مردان و زنان ایرانی اعتقاد و ایمان دارند که آقا و خانم موسوی رهبران جنبش مسالمت آمیز آنها برای رسیدن به یک جمهوری صلح طلب بوده، رهبرانی که می‌توانند آنها را به سمت خوشبختی هدایت کنند.

 

انتهای پیام/

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن