سفیر شایسته ولایت
انتشار: 03 آذر ماه 1394 ساعت 20:09 دیدگاه ها: یکی

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اصحاب عشق» نوشت:

آشنایی حاج قاسم صادقی با حاج حسین همدانی از همان دوران دفاع مقدس شروع می شود و تا زمان شهادت «حبیب سپاه» ادامه پیدا می کند.

5417717922820316319213214212252021532078076

این رفاقت و دوستی دیرینه خاطرات مشترک زیادی را رقم زد که حالا در نبود شهید همدانی، می توان دقایقی با همرزمش گپ و گفتی کرد و این خاطرات را مرور کرد. صادقی که بیشتر از هر چیزی دست روی خاکی بودن سردار همدانی می گذارد، در روز چهلم شهید از ویژگی های اخلاقی و نحوه فرماندهی حبیب سپاه می گوید که در ادامه می خوانیم.

شما و شهید همدانی از قدیمی های جبهه و جنگ بوده اید. آشنایی شما با ایشان از همان دوران دفاع مقدس شکل گرفت یا بعدها با سردار همدانی آشنا شدید؟

من از همان زمان جنگ که به عنوان آچار فرانسه در لشکر ۲۷ بودم با سردار همدانی آشنا شدم. زمانی هم که ایشان فرمانده تیپ انصارالحسین شد در عملیات ها همدیگر را ملاقات می کردیم و این آشنایی تا زمان شهادتشان ادامه پیدا کرد. بعد از جنگ با هم مراوده کاری نداشتیم تا اینکه ایشان فرمانده لشکر ۲۷ حضرت رسول شد. فرماندهی کل سپاه به این نتیجه رسیده بود چون آقای همدانی در عملیات فتح المبین به عنوان مسئول محور یار و یاور حاج احمد متوسلیان بوده کسی را به عنوان فرمانده لشکر بگذارند که با خصوصیات اخلاقی بچه های تهران و به ویژه بچه های سپاه حضرت رسول سازگاری و آشنایی داشته باشد. اگر اشتباه نکنم سال ۸۰ فرمانده لشکر حضرت رسول شد. من در امور مختلف به ویژه در خصوص خانواده شهدا و جانبازان مشاورش بودم. در این رابطه هرگاه می گفتم رفتم وضعیت خانواده شهیدی را دیدم دیگر اصلاً سؤال نمی کرد فقط می گفت بگو من چه کار باید بکنم. مثلاً اگر مشکل مالی یک خانواده مطرح می شد بلافاصله دستورش را می داد. وقتی به یک نفر اعتماد پیدا می کرد تا زمانی که سلب اعتماد نمی شد ایشان در عملی که باید انجام می داد محکم بود. آدمی خوش بین و خوش نظر بود. بعضی اوقات از این طرف و آن طرف می آمدند پیش حاجی و گلایه می کردند و ایشان به من می گفت ساواکی ها از جمهوری اسلامی حقوق می گیرند. یعنی کارمند زمان شاه از روی لطف و برکت نظام جمهوری اسلامی نان می خورد و اگر یک جانباز یا خانواده شهید و رزمنده چیزی خواست تنگ نظری نکنید و کارشان را راه بیندازید. برای همین بود که محبوب دل ها شد. من معتقدم شهید همدانی محبوب تر از حاج همت و حاج احمد متوسلیان شد. چون ایشان ۳۰ سال پس از شهادت آنها تجربه و علم بیشتری پیدا کرد و به همین دلیل همه لشکر او را دوست داشتند.

خاطرتان هست در بدو ورودشان چه اقدامات دیگری در لشکر انجام داد؟

موقعی که ایشان وارد لشکر شد برای حفظ بیت المال به تمامی مسئولان رده ها وام داد تا از ماشین بیت المال استفاده نکنند و برای خودشان ماشین بگیرند. یادم است ۵۰، ۶۰ ماشین را از مسئولان گرفت و در پارکینگ گذاشت. می گفت به این می گویند حفظ بیت المال. شهید سعید مهتدی هم دقیقاً چنین ویژگی هایی داشت. به آشپزخانه می رفت و می پرسید امروز چند غذا پخته اید؟ و اگر غذایی اضافه می آمد برخورد می کرد و می گفت مگر شما آمار ندارید که اضافه می پزید. می گفت با معاونت نیرو هماهنگ کنید و آمار روزانه بگیرید بعد غذا بپزید. یادم است شهید مهتدی برای یک غذا که اضافه می آمد یا دور ریخته می شد ناراحت می شد. همدانی هم به خاطر چنین ریزه کاری هایی که کمتر کسی می بیند همدانی شد. تدبیر و مدیریت و خلاقیتش او را نسبت به دیگر فرماندهان شاخص کرده بود.

اگر حرف ولایت نبود که کسانی که مدرج شده اند باید با درجه به جاهایی که نظام نیاز دارد بروند ایشان باز با لباس خاکی و بدون درجه خدمت می کرد

انگار ایشان همان روحیات زمان جنگ را دست نخورده همراه خودشان نگه داشته بود؟

اگر حرف ولایت نبود که کسانی که مدرج شده اند باید با درجه به جاهایی که نظام نیاز دارد بروند ایشان باز با لباس خاکی و بدون درجه خدمت می کرد. ایشان کشتی گیر بود و به دلیل مشکلات مالی نتوانست ادامه دهد. یک مدت راننده اتوبوس بود و در خط تهران – همدان کار می کرد. از صفر شروع کرد. بچه یتیم و خودساخته بود. بسیار تواضع داشت. خاکی بودن نشانه ای از خودسازی است. خودسازی هم از حلال خوری می آید و حلال خوری هم از آموزشی است که شخص در خانواده می بیند. چون پدر شهید همدانی از کارگران شرکت نفت بود تا سه سالگی در آبادان سکونت داشت. فامیلی اصلی شان شکوهی بوده که بعداً متقی نیا و همدانی می شود. سال ۶۶ قرار بود یک عملیات برون مرزی در خارج کشور انجام شود که ۲۰ روز به طول انجامید. ایشان از همان زمان دنبال شهادت در برون مرز بود نه در درون مرز. در آن سفر بچه هایی که همراه سردار بودند با او شوخی می کردند و خیلی بهشان خوش گذشته بود. در سفر خیلی خوش مشرب و دست و دلباز بود.

به همین دلایل نیروهایشان انقدر دوستشان داشتند؟

فرمانده فهیمی بود. در کنار فهیم بودنش عمل می کرد. یک زمان فرماندهی فهیم هم هست ولی عمل نمی کند. بعضی از فرماندهانمان مثل درخت بی ثمر هستند. این فرمانده مثل درخت پرباری سر به زیر بود. وارد مجلس و جلسه ای می شد منتظر نمی ماند گارد پیشقراول بیاید و می رفت انتهای جلسه می نشست. همت و کریمی و سلیمانی و مهتدی و سید مجتبی هاشمی هم چنین ویژگی های اخلاقی داشتند.

شهید همدانی را می توان یک چهره فراجناحی که وابستگی خاصی به جناح و حزب خاصی نداشت و فقط در خط ولایت حرکت می کرد به شمار آورد؟

کاملاً درست است به طیف سیاسی خاصی تکیه نمی کرد و فقط می گفت مقام معظم رهبری و بیانات حضرت امام. در فتنه ۸۸ همسر یکی از شهدای معروف به ایشان گفت آقای همدانی به جبهه ما بپیوندید. ایشان انقدر رازنگهدار بود که حتی این موضوع را به کسی بیان نکرد. سنگ صبور خانواده شهدا و جانبازان و رزمندگان بود. کتمان سِر می کرد و سِر را در دلش نگه می داشت و پیش کسی فاش نمی کرد. چنین نکات اخلاقی را من کمتر در فرماندهان دیده ام. با توجه به اینکه ایشان جانشین نیروی سپاه بود آمد و فرمانده لشکر بود. خیلی ها وقتی جانشین نیرو می شوند توقع دارند فرمانده نیرو شوند ولی ایشان به دلیل تواضع و خضوعش پذیرفت که پایین تر کار کند. نه اینکه توان نداشت بالاتر برود بلکه خودش می گفت من می توانستم بالاتر بروم ولی دیدم هر چه بیشتر به پایینی ها برسم بهتر از این است که بالا بروم. اعتقاد داشت بیشتر می تواند با پایینی ها تعامل داشته باشد. می گفت با بالایی ها برای پایینی ها چک و چانه می زنم. کوته فکر نبود و برای هرکارش آینده نگری داشت.

با همین روحیات هم به سوریه رفتند؟

همین روحیه باعث شد که فرماندهی کل سپاه به این نتیجه برسد فرماندهی باید برای جمع آوری نیروهای مردمی به سوریه برود که بتواند با آنها سازگاری داشته باشد و بتواند آنها را به سبک بسیجیان خودمان در بیاورد و آموزش دهد. چند سال پیش سردار همدانی دو سال تمام در سوریه برای آموزش نیروها حضور داشت. ایشان توانست روحیه بسیجی گری را در جوانان سوری زنده کند. همین می شود صدور انقلابی که امام می گفت. مبدع صدور انقلاب در حرکات و سکنات سردار همدانی متبلور بود. شهید همدانی یکی از سفیران امام خمینی برای صدور انقلاب بود. همدانی آن روحیه را از زمان امام خمینی حفظ کرد، ادامه داد و وقتی به مقام معظم رهبری رسید پخته تر و کارآمدتر شد. مقام معظم رهبری به همین دلیل فرمودند خلوص سردار همدانی باعث شد که خداوند برکت و اجر خلوصش را در تشییع پیکرش بدهد.

شهید همدانی با شهادتش محبوبیتش دو چندان شد و عموم مردم بیشتر متوجه ایثار و کارهایی که انجام داده بود شدند؟

این یک قاعده است که کسانی که پرکارند و کم حرف بعداً شناخته می شوند. می گویند بعضی مسائل را زمان حل می کند و شما دنبال حل کردنش نباشید. زمان هم حسین همدانی را به عموم مردم شناساند.

در بحث اطلاعات و شناسایی توانایی های زیادی داشتند؟

این به دیدگاه اعتقادی شان برمی گردد. یک زمان یک نیروی اطلاعاتی به منطقه ای می رود و فقط اطلاعات کسب می کند ولی شخص دیگری به همان منطقه می رود و علاوه بر جمع آوری اطلاعات تجزیه و تحلیل و موشکافی می کند و گزارش می دهد. سردار همدانی هم دقیقاً چنین هنر و توانایی ای داشت. تجزیه و تحلیل می کرد و راهکار می داد. مصلحت بردار نبود. یک بار به سردار جعفری گفتم اگر جای شما بودم سردار همدانی و حاج احمد کوثری را داخل چرخ گوشت می ریختم و یک فرمانده مقتدر دست و دلباز به وجود می آوردم. گفت چرا؟ گفتم حاج احمد کوثری دیسیپلین خوبی دارد ولی دست و دلباز نیست همدانی دست و دلباز است ولی دیسیپلین کوثری را ندارد. نه اینکه نظم را دوست نداشت بلکه همیشه مرتب و گت کرده بود ولی اسیر تشریفات نمی شد. بعضی از فرماندهان اسیر عِده و عُده هستند.

آخرین دیدارتان با شهید همدانی چه زمانی بود؟ نسبت به اتفاقات پیش آمده در سوریه چه نظری داشتند؟

چند روز قبل از شهادتش دیدمشان و با هم صحبت کردیم. بچه ها به ایشان می گفتند حاج آقا ما را هم اعزام کن و سردار می گفت اعزام به آنجا لزوم ندارد چون ما آنجا نیرو به عنوان رزمنده نمی خواهیم چون سوری ها الان طوری آموزش و تربیت یافته اند که ۶۰، ۷۰ هزار نفر در نوبت اعزام هستند. سردار همدانی در این مدت انقدر کار کرده بود که آنها مثل زمان جنگ خودمان که ماشین برای بردن نیروها کم می آمد شده بودند. همان حرف امام که اسلام مرز ندارد شده بود. شهید همدانی متعلق به ایران نبود و به تمام جهان اسلام تعلق داشت. سردار همدانی و قاسم سلیمانی برای تمام جهان اسلام هستند. با اینکه ایرانی هستند ولی به تمام جهان اسلام تعلق دارند.

نبود شخصیتی مثل سردار همدانی خلل در برنامه و اهداف برون مرزی ایران وارد نمی کند؟

به هرحال وجود چنین افرادی یک نعمت است. در یک خانواده هم اگر پدری از دنیا برود جای خالی اش حس می شود. البته اگر پسرها پخته و کارآزموده باشند جای پدر را می گیرند. تفکر بسیجی که حضرت امام پایه گذاری کرد با وجود شخصیتی مثل شهید همدانی احیا شد. حضرت امام معتقد بود که باید بسیج جهان اسلام را مقابل بسیج جهان کفر به وجود بیاوریم. این کار، میراث و یادگار بزرگ ایشان است که همیشه ادامه خواهد داشت. میراث همدانی زنده است. شهید همدانی گاهی می گفت دیگر باید لشکرها را به جوانان بدهیم و خودمان کارهای مشاوره ای بکنیم.


منبع : روزنامه جوان

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print