زیارت امین الله؛ درس توحید، ولایت و اخلاق
انتشار: 14 شهر ماه 1394 ساعت 19:06 دیدگاه ها: یکی

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «اشراق» نوشت:

زیارت-امین-الله

بحث سند شناسانه
زیارت امین الله، زیارت امام معصوم است و به سندهای معتبر از جابر روایت شده به این ترتیب که جابر، از امام محمّد باقر(ع) نقل می کند که امام زین العابدین(ع) به زیارت امیرالمؤمنین(ع) می رود و نزد قبر آن حضرت ایستاده، می گرید و این زیارت نامه را می خواند.1 مرحوم محدث قمی(ره) زیارت امین الله را به عنوان دوّمین زیارت امام علی(ع) نقل کرده است.
سند اول: بحارالانوار
مرحوم علامه مجلسی(ره) در بحار می فرماید: «ما این زیارت را از چند جهت نقل و تکرار کردیم:
1- از جهت اختلاف الفاظ؛
2- این زیارت از نظر سند صحیح ترین زیارت هاست؛
3- از نظر مورد و جاهایی که می توان آن را خواند؛
چرا که از همه ی آنها عمومی تر است و در همه جا می توان آن را خواند».2
سند دوّم: کتاب کامل الزیارات
در کتاب شریف «کامل الزیارات» و مفاتیح الجنان و… نیز این زیارت نقل شده است.3
امام سجاد(ع) با دو حالت و کیفیت این زیارت را در کنار قبر حضرت امیر(ع) قرائت کرد:
1- بخش اوّل این زیارت را در حال ایستاده و در حال گریه خواند.
2- بخش دوّم آن،یعنی از قسمت «اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتینَ اِلَیْکَ والِهَهٌ…»، صورت مبارک خود را بر قبر امام علی(ع) گذاشت و بقیه ی زیارت را خواند.4
در واقع امام سجاد(ع) با این متن کوتاه درس های بزرگی را به همه انسان های وارسته و خداجوی یاد داده است؛ از جمله:
1- درس توحید؛
2- درس امامت و ولایت؛
3- درس اخلاق و تعلیم و تربیت؛
4- درس ادب و تواضع و …
نتیجه اینکه سند این زیارت در نهایت اعتبار است.
شرحی بر زیارت امین الله
ذر زیارت امین الله با یک کلاس آموزشی نحوه ی زیارت مواجه می شویم.سه مقام که انسان زائر با آن یک زیارت را به سرانجام می رساند،در زیارت امین الله مد نظر است.
مقام نخست: (ادب ورود) یعنی هنگام ورود مراقب باشیم که با چه سخنی و چه ادب گفتاری و کرداری با امام(ع) مواجه شده و با چه صفاتی به او سلام دهیم.
مقام دوم: (ادب حضور) که مربوط به زمانی است که شخص زائر رنج سفر را به آن سبب بر خود هموار ساخته که همانا فرصت سخن گفتن و تجدید عهد کردن با امام خویش را به دست آورد.
مقام سوم: (ادب وداع) که اشاره به زمان خداحافظی دارد.
در اینجا به توضیح هر کدام از این مقام ها پرداخته و به شرح برخی کلیدواژه های آن می پردازیم:
1- ادب ورود
ابتدا این گونه به امام(ع) سلام می دهیم.
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا امینَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ».
تعبیر به امین و امانت داری در زیارات با تعابیر مختلفی آمده است؛ از جمله در فقراتی از دعای عرفه امام حسین(ع) آنجا که می فرماید:«رب صل علی اطائب…».
اصطلاح «امین الله» از کلید واژگان آغازین زیارت است و آنچنان از درجه ی اهمیت برخوردار است که نام زیارت برگرفته از همین اصطلاح است.ابتدا ساختار ظاهری این عبارت را با هم بررسی می کنیم؛ امین صفت مشبهه از وازه ی «أمن» و امنیت است و به شخص یا وسیله ای اطلاق می شود که از امانتی چه مادی و چه معنوی به خوبی مراقبت کند که در بحث های اخلاقی و متون فقهی مفصل به آن پرداخته شده است.
نکته ی بعدی درباره ی نوع اضافه ای است که در اینجا مطرح است؛ یعنی اضافه شدن لفظ امین به الله که اگر بنا بر ظاهرگرایی اشعریون معنا شود،نتیجه ای جز اینکه خداوند در حد موجودی ضعیف تر از انسان تنزل خواهد کرد (نعوذبالله)،نخواهد بود.
اما در این گونه مواقع طبق سنت امامان شیعه باید ظاهر را به معنایِ باطنیِ تأویل برد؛ به این صورت که ما ناگزیریم،واژه ی «حق» را در تقدیر بگیریم که به این ترتیب امام(ع) وظیفه ای دارد و آن این است که باید امانتدار حق خداوند بر روی زمین باشد که مبادا حقی که همانا عبادت،بندگی و اجرای فرامین اوست،پایمال شده و در امانت او خیانتی صورت پذیرد.
آیه ی شریفه ی قرآن می فرماید: «إِنَّا عَرَ‌ضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ ما امانت (تعهد،تکلیف و ولایت الهیه)را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم،آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسیدند.اما انسان آن را بر دوش کشید.او بسیار ظالم و جاهل بود.(چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!»5
عبارت بعدی «حُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ » است که به امام(ع) با این عنوان عرض سلام و ادب می شود.بسیاری از مترجمان چه در اینجا و چه در حدیث معروف از امام صادق(ع)6 به اینجا رسیده اند،تنها به ارائه ی معنای تحت اللفظی اکتفا کرده اند و حال آنکه واژه ی «حجت» چندین معنای مختلف دارد؛ از قبیل: دلیل،برهان،نمودار،بیّنه.لجاج،سلطان،قطب صوفیه،امام دوازدهم و… .7
اما به نظر می رسد «حجت» به معنای دلیلی که به وسیله ی آن بر طرف مقابل احتجاج و سبب چیرگی او می شود، مدنظر است.چنانکه در تفسیر آیه ی شریفه: « قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغَهُ»8 روایت شده است که روز قیامت بنده ای آورده می شود و به او گفته می شود:«هَلّا عَمِلتَ؛ چرا عمل نکردی؟» اگر بگوید نمی دانستم،به او گفته می شود:«هلّا تَعَلَّمتَ؛چرا نیاموختی؟» و این حجت بالغه است.
در کافی از حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت است که فرمود:«اَللّهُمَّ اِنَّکَ لاتُخلی اَرضَکَ مِن حُجَّه لَکَ عَلی ما خَلقِکَ؛ خدایا قطعاً تو خالی نمی گذاری زمینت را از حجتی از طرف تو بر آفریدگانت».9
2- ادب حضور
الف) معرفی امام (معرفت)
اَشْهَدُ اَنَّکَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِکِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاکَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ فَقَبَضَکَ اِلَیْهِ بِاخْتِیارِهِ وَاَلْزَمَ اَعْدائَکَ الْحُجَّهَ مَعَ مالَکَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَهِ عَلى جَمیعِ خَلْقِهِ.
به چهار مرحله ی زندگی امام رضا(ع) و تمامی امامان معصوم(ع)10 اشاره دارد.
1- جهاد در راه خدا با تمام وجود؛
2- عمل به گفتار خود یا مطابقت کردار با گفتار؛
3- پاسداری از سنت رسول الله(ص)؛
4- نیل به مقام شهادت.
انسان زائر در این مقام شروع به مرور زندگانی معصومین(ع) می کند تا از این رهگذر به برنامه ی عملی برای بهتر زیستن خویش دست یابد.
ب) بیان حوائج کلی (حوائج معنوی)
اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّهً بِقَدَرِکَ راضِیَهً بِقَضاَّئِکَ مُولَعَهً بِذِکْرِکَ وَدُعاَّئِکَ مُحِبَّهً لِصَفْوَهِ اَوْلِیاَّئِکَ مَحْبُوبَهً فى اَرْضِکَ وَسَماَّئِکَ صابِرَهً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِکَ شاکِرَهً لِفَواضِلِ نَعْماَّئِکَ ذاکِرَهً لِسَوابِغِ آلائِکَ مُشْتاقَهً اِلى فَرْحَهِ لِقاَّئِکَ مُتَزَوِّدَهً التَّقْوى لِیَوْمِ جَزاَّئِکَ مُسْتَنَّهً بِسُنَنِ اَوْلِیاَّئِکَ مُفارِقَهً لاَخْلاقِ اَعْدائِکَ مَشْغُولَهً عَنِ الدُّنْیا بِحَمْدِکَ وَثَناَّئِکَ.
در این فقره به چند کلید واژه برخورد می کنیم:
عبارت «فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّهً» ریشه در آیه ی 27 سوره فجر دارد«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ».
واژگان بعدی «قضا» و «قدر» هستند که انحراف از همین دو اعتقاد دینی مسلمانان را به جبر و تفویض سوق داد،ولی شیعه بر ساحل امن «امر بین الامرینِ» اهل بیت(ع) به آنچنان آرامشی دست یافته که دل او به هر تغییری و هر تکانی به لرزه نمی افتد.
خواسته ی بعدی شخص زائر محبوبیت و مقبولیت اجتماعی است که خداوند متعال نسخه ی آن را چه زیبا پیچیده اند.«قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ؛بگو [ای پیامبر] اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد».11
یعنی لازمه ی مقبولیت اجتماعی محبوب شدن در نزد خداوند است و لازمه ی محبوب شدن در نزد خداوند اطاعت از رسول اوست.مسئله ی بعدی ابتلائاتی است که مردم در طول زندگی با آن دست به گریبان اند که در این مورد نیز خداوند می فرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ‌وَالصَّلَاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِ‌ینَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید،از شکیبایی و نماز یاری جویند؛ زیرا خدا با شکیبایان است».12
در ادامه،ما در زیارت به این موضوع توجه داده می شویم که علاوه بر آنکه شکر نعمت واجب است،یادآوری نعماتی که به ما ارزانی شده نیز واجب است.در سه مورد خداوند متعال قوم بنی اسرائیل را به نعمت هایی که به آنها داده شده،متذکر می شود.13
خواسته ی بعدی فراهم کردن توشه ی تقواست که باز در قرآن می خوانیم:«وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ‌الزَّادِ التَّقْوَىٰ وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ؛ ای صاحبان خرد، توشه و زاد تهیه کنید که بهترین توشه ی پرهیزگاری است».14
ج) بیان مقدمات فراهم آمدن حوائج (یادآوری نعمات الهی)
اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتینَ اِلَیْکَ والِهَهٌ وَ سُبُلَ الرّاغِبینَ اِلَیْکَ شارِعَهٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدینَ اِلَیْکَ واضِحَهٌ وَاَفْئِدَهَ الْعارِفینَ مِنْکَ فازِعَهٌ وَاَصْواتَ الدّاعینَ اِلَیْکَ صاعِدَهٌ وَاَبْوابَ الإجابَهِ لَهُمْ مُفَتَّحَهٌ وَدَعْوَهَ مَنْ ناجاکَ مُسْتَجابَهٌ وَتَوْبَهَ مَنْ اَنابَ اِلَیْکَ مَقْبُولَهٌ وَعَبْرَهَ مَنْ بَکى مِنْ خَوْفِکَ مَرْحُومَهٌ وَالإغاثَهَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِکَ مَوْجُودَهٌ وَالإعانَهَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِکَ مَبْذُولَهٌ وَعِداتِکَ لِعِبادِکَ مُنْجَزَهٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَکَ مُقالَهٌ وَاَعْمالَ الْعامِلینَ لَدَیْکَ مَحْفُوظَهٌ وَاَرْزاقَکَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْکَ نازِلَهٌ وَعَواَّئِدَ الْمَزیدِ اِلَیْهِمْ واصِلَهٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرینَ مَغْفُورَهٌ وَ حَواَّئِجَ خَلْقِکَ عِنْدَکَ مَقْضِیَّهٌ وَ جَواَّئِزَ السّآئِلینَ عِنْدَکَ مُوَفَّرَهٌ وَ عَواَّئِدَ الْمَزیدِ مُتَواتِرَهٌ وَ مَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمینَ مُعَدَّهٌ وَ مَناهِلَ الظِّماَّءِ مُتْرَعَهٌ.
«قُلُوبَ الْمُخْبِتینَ اِلَیْکَ والِهَهٌ؛
دل های فروتنان به درگاهت حیران است».
یعنی که خداوند به نیازِ از خودمان آگاه تر است؛ چرا که بیشتر مواقع ما چیزی را طلب می کنیم و بعدها خدا را شکر می کنیم که بر آورده نشد؛ چون در تشخیص نیاز و مصلحت خویش دچار خطا می شویم.

«وَ سُبُلَ الرّاغِبینَ اِلَیْکَ شارِعَهٌ»
رغبت یعنی علاقه ی قلبی.در بحث مهدویت یکی از موانع ظهور امام عصر(عج) این است که ما حضرت را برای خودش نمی خواهیم،بلکه او را برای خودمان و برای حاجات دنیایی مان می خواهیم.با وجود این همه ندبه و ناله،اگر مردم راغب بودند،به طور قطع حضرت حجت(عج) آمده بود؛ یعنی در مقام حاجت خواهی خود را نبینیم هر چه دوست پسندد،پسندیم.
«مولعه بذکرک و دعائک»
ذکر را می توان ذکر گفتاری گرفت که همانا ترنم زبان به اذکار و اوراد است که بسیار زیبا در دعای کمیل به آن اشاره شده است.
«اَسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَ قُدْسِکَ … اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ بِذِکْرِکَ مَعْمُورَهً وَ بِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَهً…».15
3- ادب وداع
اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَیْنى وَ بَیْنَ اَوْلِیاَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَهَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اِنَّکَ وَلِىُّ نَعْماَّئى وَ مُنْتَهى مُناىَ وَ غایَهُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ اَنْتَ اِلهى وَ سَیِّدى وَ مَوْلاىَ اِغْفِرْ لِأوْلِیاَّئِنا وَ کُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَ اَظْهِرْ کَلِمَهَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْیا وَ اَدْحِضْ کَلِمَهَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىءٍ قَدیرٌ.
معرفی کتاب جهت مطالعه ی بیشتر
شرح و تفسیر زیارت امین الله از سید هاشم رسولی محلاتی،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چاپ دوم،1379.
پی نوشت ها
1- انوار القلوب،ص 162.
2- مجلسی،محمّد باقر،بحارالانوار،ج 10،ص 269.
3- قمی،عبّاس،مفاتیح الجنان،ص 637.
4- همان،ص 635.
5- سوره احزاب،آیه 72.
6- متن حدیث: «نحن حجج الله علی خلقه و فاطمهَ حجه علینا؛ ما حجت ها و برگزیدگان خدا بر آفریدگانش هستیم و فاطمه(س) حجت راستین و پرشکوه خدا بر ما».تفسیر اطیب البیان،ج 13،ص 225.
7- در قدیم حجت را با «الحق» و «الدین» و «الاسلام» و غیره ترکیب کرده اند.
8- سوره انعام،آیه 149.
9- کافی،ج 1،ص 178.
10- بر اساس گفته ی علامه مجلسی(ره) که فرمودند:زیارت امین الله از جهت متن و سند از بهترین زیارات است و باید که در جمیع روضات مقدّسه بر این مواظبت کرد».به نقل از کتاب شرح و تفسیر امین الله،سید هاشم رسولی محلاتی،ص 10.
11- سوره آل عمران،آیه 31.
12- سوره بقره،آیه 153.
13- سوره بقره،آیات 40 و 47 و 122.
14- سوره بقره،آیه 197.
15- فرازی از دعای کمیل.
منبع: ماهنامه فرهنگی و اجتماعی خیمه، شماره 54، تیرماه 1388.
امام علی، زیارت امین الله، بحارالانوار، کامل الزیارات، اشعریون،

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

یک نظر به "زیارت امین الله؛ درس توحید، ولایت و اخلاق"

  1. امید می‌گه:

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا امینَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ

نظر دادن