زندگی نامه و وصیت نامه شهید شعبانعلی توکلی
انتشار: 28 اسف ماه 1391 ساعت 03:12 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ

وبلاگ شهدا زنده اند نوشت :

زندگی نامه شهید شعبانعلی توکلی بقلم برادر ایشان

در زمستان سال 1339 در یک خانه محقر قدیمی که به صورت موروثی هر ماهه روضه و عزاداری سالار شهیدان در آن برگزار می شد؛فرزند چهارم خانواده در شب تولد دوازدهمین امام شیعیان به دنیا آمد که نام او را شعبانعلی نهادند. پدرش درجه دار بازنشسته ارتش بود که بعلت ظلم ستیزی و عدم تطبیق با نظام حاکم و فساد موجود در ارتش با بیست سال کار بازنشسته گشته و به عبادت و ذکر مشغول شد.
علی از دوران کودکی به همراه پدر مرتب در مسجد محل حضور داشت و ذکر و یاد خدا و یاد حماسه های سالار شهیدان با ذهن و اعتقاد او عجین می شد.
در سال های تحصیلی همواره جزو شاگردان ممتاز بود مگر تنها موردی که در سال سوم دبیرستان(نظام تحصیلی)در سال1356در دبیرستان خوارزمی بعلت نوشتن انشاء که موضوع آن دستاورد های انقلاب شاه معدوم بود،به علت انتقاد شدید، او را از درس انشاء تجدید کردند که این موضوع یکی از نقاط عطف در زندگی کوتاه او بود.
در سال های 55 تا 57 با مطالعه کتب مذهبی و بدست آوردن اطلاعیه ها و اعلامیه های حضرت امام(قدس سره) و فعالیت در مسجد “لُر زاده” که با منزلشان فاصله ی زیادی داشت به فعالیت شدید پرداخته و نقش مهمی در تکثیرنوارها و اعلامیه ها و پخش آنها داشت.
لازم به ذکر است علی بعلت روحیه تقوی سعی می نمود بیشترین فعالیت مذهبی و اجتماعی خود را دور از محل خود و چشم دوستان و آشنایان انجام دهد و کمتر راجع به آن حتی با خانواده صحبت کند.در برپایی تظاهرات زمان پیروزی انقلاب بصورت فعال شرکت داشت.
بعد از پیروزی انقلاب در سال 58 و قبولی در دانشگاه صنعتی شریف، از همان بدو ورود به جمع دانشجویان مسلمان پیوست و با سابقه ی مطالعاتی خود بطور سریع به تحلیل، جمع بندی و تفکیک نظریات و وافکار گروه های منافق و الحادی بصورت ظاهر و آشکار پرداخته و به یک مبارزه وسیع در مقابل آنها به همراه سایر همرزمانش پرداخت.
در عین حال به علت نظم در امور و ظرفیت بالای فکری بطور همزمان علاوه بر فعالیت در دانشگاه بطورهمزمان با دادستانی انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران و بعداً مدیریت مجلس شورای اسلامی شروع به همکاری نمود و با تشکیل جهاد دانشگاهی بعد از مدتی یعنی بعد از غائله گنبد عازم ترکمن صحرا گشت و از همان ابتدا به شناسایی موقعیت فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی منطقه مشغول شده و عوامل ایجاد بلوا و زمینه های آن را بررسی کرده و تمام موضوعات را بصورت خلاصه نویسی و فیش نویسی بصورت مکتوب درآورد.
بعد از سرکوب منافقین و گروهک های چپ، جهت محو زمینه های رشد آنها،به فعالیت شدید فرهنگی در منطقه مشغول گشته و در جهت تشکیل هیئت های واگذاری زمین و راه اندازی کِشت موقت فعالیت گسترده ای را شروع نمود.
بعد از ماجرای تسخیر لانه ی جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام،علی به سمت مسئول گروه فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه صنعتی شریف منصوب شده و به مبارزه فرهنگی خود در دانشگاه ،ابعاد وسیع تری بخشید بطوریکه بعد از گذشت چندین سال از شهادت ایشان در آن دانشگاه مشهود است ، که این فعالیت بر پایه ارشاد فریب خوردگان، جذب افراد بی طرف در موضوعات اجتماعی به سمت فرهنگ اسلامی و مقابله شدید با سردمداران نفاق و کفر استوار می گشت.
در طی این مدت تا قبل از شروع جنگ تحمیلی گاه بیش از یک یا چند شب فرصت حضور در منزل را نداشت.
در زمان شروع تجاوزهای جنایتکاران شرق و غرب به میهن اسلامی ایشان در ترکمن صحرا مشغول فعالیت بودند که مدتی بعد با ارسال یک تلگرام خبر حضور ایشان در جبهه دارخوین به خانواده رسید.
از خاطرات حضور اول ایشان در جبهه دارخوین می توان به مورد زیر اشاره کرد.با توجه به عدم اعتماد ایشان به فرماندهی عنصر خائنی چون بنی صدر،بنابر دستور امام و تکلیف مذهبی که بر خود ضروری دانستند قرار شده بود که با باز کردن دریچه های سد، آب را به طرف نیروهای عراقی هدایت کرده و نیروهای ذرهی آنها را به دام اندازند ولی برای عدم جلب توجه دشمن می باید گروهی در خط مقدم جبهه دارخوین، نزدیکی روستای محمدیه تا آخرین لحظات در خط باقی مانده تا دشمن متوجه موضوع نشود.
بنی صدر و فرماندهان وابسته به او قول تخلیه این نیروهای بسیجی را در زمان بالا آمدن آب داده بودند.
عملیات انجام شده و این نیروهای مخلص تا آخرین لحظه در سنگرهای خود در محاصره آب باقی ماندند ولی از اعزام هلیکوپتر خبری نمی شود،که البته به خواست خداوند بطرز معجزه آسا با فروکش آب می توانند به پایگاه های خود برگردند بطوریکه تصور رفت که به شهادت رسیده باشند.
با سنگین تر شدن مسئولیت حضور در سنگر فرهنگی دانشگاه و لزوم همکاری با نهادهای انقلاب همچون سپاه، دادستانی انقلاب و مجلس شورای اسلامی با وجود عشق به حضور در جبهه های نبرد مستقیم با کفر،ایشان نتوانستند بطور پیوسته در جبهه حضور یابند تا عملیات بیت المقدس جهت آزادسازی خرمشهر.
اما در این مدت به علت قدرت جذب شدید ایشان، چندین بار از سوی منافقین مورد سوء قصد قرار گرفتند و به علت چالاکی و خواست پروردگار جان سالم به در بردند.
بطوریکه در شعاع وسیعی از منطقه محل سکونت ایشان و مسجد هیچ فردی از منافقین که در ساله های 59 و 60 آزادانه به بحث و مانور می پرداختند، قدرت بحث و رو در رویی با ایشان را در خود نمی دیدند.
در این ایام ایشان بصورت عضوی از دلاوران سپاه نیز بودند که بعلل امنیتی و تنوع فعالیت های مورد نیاز انقلاب این موضوع را با هیچکس بجز مادر گرامیشان در میان نگذاشته بودند که بعد از شهادت، سایر اعضا خانواده و دوستان مطلع گشتند.همانطور که گفته شد ایشان با وجود اینکه تمامی توان و وقت خود را در راه مبارزه در جبهه های مختلف با کفر نهاده بودند ولی در آتش فراق از جنگ مستقیم با دشمن می سوختند.
تا آنکه بعد از اتمام عملیات پیروزمندانه فتح المبین بعد از اصرار فراوان و گرفتن موافقت مسئولین ذی ربط با اطلاع از در پیش بودن یک عملیات وسیع در آینده نزدیک در تاریخ اول اردیبهشت ماه سال 61 در جمع خانواده برنامه اعزام به جبهه را مطرح کردند که با توجه به جو انقلابی خانواده و علی رقم آنکه روحیات ایشان حکایت از عشق به لقاءالله و آمادگی و رسیده شدن میوه وجودشان جهت پیوستن به دیدار حق را داشت،ممانعتی به عمل نیامد و ایشان به منطقه اعزام گشتند.
از موارد قابل ذکر آنکه ایشان در موقع خداحافظی کوتاه و سریعشان باقاطعیت از شهادت خود خبر دادند.
با اعزام ایشان و سایر همرزمانشان در جهاد دانشگاهی به منطقه، فرماندهی منطقه به ایشان تکلیف نموده بود که شما می باید در خطوط عقب و جبهه هویزه جهت پشتیبانی سایر نیروها باقی بمانید ولی ایشان چند شب قبل از شروع عملیات به همراه همرزم دیرینه اش برادر مجید صفایی به جبهه دارخوین رفته و با آشنایی قبلی از فرمانده دلاور تیپ محمد رسول الله(ص) “محسن وزوایی”،اجازه حضور در خط مقدم را می خواهند و با گرفتن موافقت ایشان به تیپ محمد رسول الله(ص) پیوسته و با شروع مرحله ی دوم عملیات در تاریخ15/2/61 ما بین منطقه ی حسینیه و شلمچه بر اثر برخورد با مین به درجه رفیع شهادت نائل می گردد و پیکر پاکش در تاریخ 18/2/69 در جمع شهدا در بهشت زهرا به خاک سپرده می شود.
shabanalitavakoliqpr
وصیت نامه شهید شعبانعلی توکلی
بسم الله الرحمن الرحیم

با درود و سلام بر همه ی پیامبران توحیدی و با سلام درود بر معصومین (ع) و با درود و سلام بر امام خمینی نائب امام مهدی علیه السلام که با حرکت و جوشش خود خون جدیدی بر پیکر اسلام وارد نمود و سلام و درود بر شهیدان راه حق  راهی که سالیان دراز رهرو نداشت و با طلوع انقلاب اسلامی بار دیگر پر رهرو گشت.

امروزکه صبح پنج شنبه نهم اردیبهشت ماه سال هزار و سیصد و شصت و یک است و در حال نوشتن هستم شور وشعف زاید الوصفی در اردو به چشم می خورد گویی که کربلا در پیش است و من نیز توفیق پیدا کردم که در خیل سپاهیان اسلام باشم سپاهی که کران تا کران دشت خوزستان را با خون خود رنگین کرد تا بتواند خیل تهاجم صدامیان کافر در هم بشکند و تجاوزی که نوزده ماه پیش آغاز گردید و اکنون می رود که پهن دشت خوزستان گورستان صدامیان گردد.خدایا تو خود می دانی که برای سپاهیان اسلام آب وخاک و مرز ارزشی ندارد آنچه که آنها را خشنود می کند رضای توست و بس.

آنچنان اخلاص عمل در اینجا دیده می شود که گویی که همه الهی شده اند خدایا تو خود می دانی تا آنجا که توانسته ام سعی کرده ام عملم خالص برای تو باشد اگر گناهان و یا نا خالصی هایی هم بوده که حتما بوده و کم هم نبوده است تو به بزرگی خود بر من ببخش.

امروز این برادران در جبهه می جنگند و برادران دیگر در پشت جبهه. تو خود همه را پیروز گردان و به لطف خود شر منافقین داخلی را از سر این امت شهید پرور کوتاه گردان.
به همه بردران و خواهران وصیت می کنم که از خط امام که همان ادامه ی خط رسول الله(ص) است خارج نشوند که هم خیر دنیا و هم خیر آخرت آنها در آن است و به همه برادران توصیه  می کنم که سنگر های داخلی را خالی نکنندکه از مهمترین سنگرهای دفاعی اسلام است.

اگر برادران در جبهه ی مبارزه با منافقین کوتاهی کنند چه خواهد شد و یا اگر خدای نخواسته در مبارزه با هوای نفس که بزرگترین دشمن است و جهاد اکبر است کوتاهی کنند چه خواهد شد .

من اگر توفیق شهادت پیدا کردم  به خدا که رستگار شدم . ناراحتی نزدیک نمی دانم  برای چه خواهد بود ؟

از با با و ما مان می خواهم که صبر داشته باشند و یاد حضرت ابراهیم (ص) با شند که چگو نه از عزیزترین فرزند خود گذشت و نه تنها ناراحت نبود  بلکه با روی باز و شاداب قربانی داد وحالا چه

برسد به ما و شما که نباید اصلاً مسئله ای برا یمان مطرح باشد زیرا که ما قدر و منزلت چندانی در نزد خدا نداریم .

در خاتمه از خداوند متعال خواستارم که هر چه سریعتر پیروزی لشکریان اسلام را بر کفر صدامی و شیطان بزرگ- آمریکا – نزدیک گرداند .

و من الله التوفیق و علیه التّکلان

نه و پنج دقیقه صبح

نهم اردیبهشت ماه هزار سیصد و شصت ویک

شعبانعلی توکلی

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن