رفع حصر خدمتگزاران ملت!!!!؟؟؟
انتشار: 15 دی ماه 1395 ساعت 20:10 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «جنگ نرم» نوشت:

13876

درسال ۸۸  یک عده ای بخاطر پیشرفت کشور، دست به هر کاری زدند، که خودشان هم بعد ها نمی دانستند چه کاری کردند! این کار انان سبب زندانی شدن یک داماد لرستان و یک روحانی که عربی را به بهترین شیوه ممکن فراگرفته بود و اموزش می داد، شد. زندانی کردن این خدمت گذاران ملت، یکی از کارهای زشت نظام بوده است که فرزندان خود را از حقوق شهروندی، که کم ترین ان نفس کشیدن، آن هم در هوای آلوده بود را از آنان دریغ کرده است.

اکنون مهم ترین دغدغه ی برخی از مردم آزادی این عزیزان است. بعضی از این دغدغه ها را برایتان می گویم:

رسول، دانشجو ی سال هشتم: اصلا چرا باید این ها زندانی شوند؟ مگر چه کاری کردند؟ یه راهپیمایی کردند که برای اعتراض به الودگی هوا بود.به همین خاطر همه ماسک زده بودند. این ها را زندانی کردند که اکنون باز آلودگی هوا شدت گرفت! نوش جونتان. اگه ازاد نشوند، من ترک تحصیل می کنم و جامعه علمی ضربه می خوره، خودتون می دونید!

کمال هستم، یک روشنفکر:مگه چیه؟ روشنفکری هم یک شغل هست. به نظرم ما باید حقوق همه مردم را محترم بشماریم. سید و روحانی ما تنها می خواستند، رئیس جمهور بشوند. به نظرمن شیوه رای گیری درکشورمان غلط هست . ما باید مانند کشور آمریکا، سیستم الکترال داشته باشیم. در این صورت دیگر حتی اگر اختلاف هم زیاد باشد ان کسی که کمتر رای آورده،باید رییس‌جمهور بشود. ما راضی می شویم، دیگران هم باید راضی بشوند.

رضا، محصل: آقا من هم با ازادی انان موافق هستم. تاکنون درس ما به حرف ” سین و صاد” نرسیده و نمی دونم چطور می نویسند. این را هم شانسی نوشتم. ولی خواهشا ازادشون کنید. من شب ها خواب های بد مانند زندان و حصر و می بینم و گلاب به رویان، آرامش ندارم.

ارش، دانشجوی ترم یک: من آزادی (ازادی بیان) می خواهم. از وقتی که دانشجو شدم ،دریافتم که چه عزیزانی دربند شدند، که خواستار اجرای عدالت بودند. رای بابا و مامان من را باید پس بدهید، یا به جای ان پول ان را بدهید. چک هم قبول می کنم.

اقا مسعود، بقال سر کوچه موسوی: واقعا با زندانی کردن به چه چیزی می خواهید برسید؟ من هرزمانی که از جلو خونشون رد می شوم، قلبم به درد می اید. اگر این ها آزاد بشوند، خوب، رفت و آمد خانوادگی دارن، می آیند از من خرید می کنند. من هم سود می کنم. حالا، این ها را برای چی زندانی کردن اصلا؟

سهیلا خانم ، ارایشگر: خدا ازشما نگذره. چرا جلوی تفریح جوان های مردم را می گیرید؟ من زمانی که شنیدم منتخبین اقلیت مردم، زندانی شده اند، تا مدتی دلم گرفته بود. نمی توانستم به سرکار بروم.  چون اصلا مشتری نداشتم. همه مردم  به خانه هایشان رفته بودند، در نمی امدند. ولی قبلش، برای اینکه با دوستانشان بروند اتیش بازی و….، نزد من می امدند تا آرایش مخصوص، برایشان انجام بدهم. من از شما راضی نیستم که مانع کسب من شده اید. هرچه سریعتر انان را ازاد کنید.

نوشته:خانم اسفندانی

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن