رفتارهای خط قرمزی در حیاط دانشگاه ها!
انتشار: 23 اسف ماه 1394 ساعت 21:12 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت«ندای یک بسیجی عاشق» نوشت:

به نقل از “ندای یک بسیجی”: بچه های دهه60 خاطرات نه چندان شیرین و دلچسب زیادی در خصوص کنکور و غول بی رحم مقابل دانشگاه در ذهنشان دارند.اما حالا چیزی که بیشتر از خود قبولی و رسیدن به دانشگاه در این سالها موجب نگرانی شده ،این است که درست همین بهشت موعود و رویایی که همه دانش آموزان سال آخر آرزوی رسیدن به پشت میزهای آن را داشتند حالا به محلی تبدیل شده که با چند ساعت قدم زدن در محوطه آن می بینیم خیلی هم به جایی که برای رسیدن به آن زحمت های شبانه روزی کشیده باشند ،شباهت ندارد.
پریا خداقلی زاده
دانشگاه تهران
3(5)
شاید بچه های دهه 60 و 70 بهتر بتوانند با واقعیت این ماجرا کنار بیایند.واقعیتی که بر خلاف این سالها در آن سالها و اوج رقابت تنگاتنگ رسیدن به کرسی های دانشگاه برای خیلی ها تداعی می شد.همان سالهایی که کنکور و این سد سیمانی عظیم اش برای بچه های زیادی که دبیرستان را تمام کرده بودند ،حکم رسیدن به همه ایده آل ها بود.آن سالها هنوز امتحانات نهایی مدرسه تمام نشده،بیشتر بچه ها به فکر ثبت نام در کلاس های خصوصی و آموزشگاه های مختلف کنکور بودند.آموزشگاه هایی که مدام با تبلیغات مختلف اصرار داشتند کار و نحوه آموزش خودشان را نسبت به رقبا بهتر نشان دهند.رقبایی که هر کدام در تلاش بودند تا ثابت کنند بهتر می توانند دانش آموزان را برای حل تست های کنکور آماده کنند .بعد از آن هم نوبت شب بیداری های سخت و فشرده و تست زنی های بی وقفه می رسید.کتاب های تست یکی بعد از دیگری تمام می شد و آزمون های آزمایشی هم تا روز کنکور اصلی، پشت سر هم برگزار می شد.خلاصه که بعد از تمام این تلاش ها و زحمت های نفس گیر این سد بزرگ سیمانی پشت سر گذاشته می شد و بعد از آن هم نوبت نذر و نیاز های فراوان برای نتیجه بخش بودن این ماراتن فرا می رسید.
این روزها زیاد می بینیم در محوطه های دانشگاه و حتی حیاط دانشگاه دانشجویان پسر و حتی در کمال تعجب دانشجویان دختر سرگرم استعمال سیگار هستند .حالا جای تعجب بیشتر می شود.باید کدام رفتار را باور کرد ؟ آن همه تلاش و مساعدت برای رد کردن این سد بزرگ و رسیدن به دانشگاه برای کسب تحصیلات و علم و حتی بصیرت بالاتر ، یا رسیدن به این حیاط برای خنده و شادی و دورهمی و رفتارهای غیر عرفی و حتی غیر اخلاقی ؟

خلاصه که بچه های این دهه ها خاطرات نه چندان شیرین و دلچسب زیادی در خصوص کنکور و غول بی رحم مقابل دانشگاه در ذهنشان دارند.اما حالا چیزی که بیشتر از خود قبولی و رسیدن به دانشگاه در این سالها موجب نگرانی شده ،این است که درست همین بهشت موعود و رویایی که همه دانش آموزان سال آخر آرزوی رسیدن به پشت میزهای آن را داشتند حالا به محلی تبدیل شده که با چند ساعت قدم زدن در محوطه آن می بینیم خیلی هم به جایی که برای رسیدن به آن زحمت های شبانه روزی کشیده باشند ،شباهت ندارد.از نوع پوشش نامناسب و روابط غیر مدیریت شده دانشجویان دختر و پسر که بگذریم ، رفتارهای ناپسند دیگری مثل سیگار کشیدن و حتی استفاده از قلیان در نزدیک ترین سفره خانه به دانشگاه دیگر خیلی عادی شده است.اینکه خیلی از همین دانشجویان دختر و پسر بدون نگرانی از درس و جا ماندن از غافله علم آموزی و استفاده از اساتید گرانقدر،بی خیال بسیاری از کلاس ها می شوند و در عوض با قرار های دسته جمعی در کافی شاپ یا سفره خانه کنار دانشگاه این محفل مثلا دوستانه را گرم تر می کنند.فقط همین نیست.این روزها زیاد می بینیم در محوطه های دانشگاه و حتی حیاط دانشگاه دانشجویان پسر و حتی در کمال تعجب دانشجویان دختر سرگرم استعمال سیگار هستند .حالا جای تعجب بیشتر می شود.باید کدام رفتار را باور کرد ؟ آن همه تلاش و مساعدت برای رد کردن این سد بزرگ و رسیدن به دانشگاه برای کسب تحصیلات و علم و حتی بصیرت بالاتر ، یا رسیدن به این حیاط برای خنده و شادی و دورهمی و رفتارهای غیر عرفی و حتی غیر اخلاقی ؟ شاید با خواندن این سطرها این سوال پیش بیاید که اصلا چه کسی گفته که مصرف سیگار و دخانیات مشکلی دارد یا مثلا این یک انتخاب شخصی است مثل بسیاری از انتخاب های دیگر یک فرد در طول زندگی اما نکته مهم اینجا است که زمانی که حرمت و تقدس یک مکان علمی و فرهنگی به این راحتی با یک رفتار آزادیخواهانه زیر پا گذاشته می شود چطور می توان امیدوار بود دانشجویی که از همین دانشگاه فارغ التحصیل می شود، بتواند یک سفیر علمی و فرهنگی و حتی مروج تحصیلات عالیه باشد ؟ دانشجویی که هنوز به این قدرت دست نیافته که محیط علمی و فرهنگی مثل دانشگاه نباید به پاتوقی برای تفریحات شخصی و نوعی رفتار خودخواهانه تبدیل شود ، چطور می تواند برای اطرافیان و حتی گروه های کم سن و سال تر از خود نمونه مشوقی برای ورود به دانشگاه باشد؟ بحث ممنوعیت این قبیل رفتارها در محیط علمی دانشگاه نیست .اصلا چه کسی گفته هنجار فقط و فقط باید با توسل به زور سلبی نهادینه شود ؟ مگر نه اینکه این قبیل رفتارها در خیلی از دانشگاه های غربی خارج از کشورهم ممنوع که نه اما ناپسندیده پنداشته می شود و تنها به همین دلیل و ترس از غیر موجه جلوه دادن خیلی از دانشجویانی که در کشورهای مدعی آزادی هم به سر می برند ترجیح می دهند ، دست به چنین رفتاری نزنند.عدم استفاده از نوشیدنی های الکلی ، عدم استعمال سیگار و دخانیات، عدم پوشش های نامناسب و حتی عدم استفاده از آرایش و ادکلن های غلیظ هم در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان سالهاست که به عنوان یک چارچوب پذیرفته شده است .این به معنای این نیست که مثلا اگر دانشجویی لباس نامناسب به تن کند با او برخورد شود .نه ابدا برخوردی در کار نیست اما زمانی که یک رفتار اجتماعی به عنوان چارچوب پذیرفته شده است ، تخطی از آن به معنای نوعی پایین بودن سطح فرهنگی آن فرد است حتی اگر هیچ چوب تنبیهی هم در کار نباشد.اما همین از دست دادن منزلت اجتماعی برای عده ای آنقدر سخت است که به هیچ قیمتی حاضر به زیر پا گذاشتن این چارچوب ها نیستند.اما در بیشتر دانشگاههای کشور ما درست عکس این رفتار در جریان است .


یا همه چیز اجبار است و بعد از چند بار تذکر منجر به برخورد شدید و حتی اخراج دانشجو می شود و یا از آن طرف بوم نگاه می کنیم و فکر می کنیم نداشتن چارچوب اجتماعی و اخلاقی در محیط آکادمیکی مثل دانشگاه بهتر و حتی شاید غربی تر باشد!!!
شاید به همین دلیل، افراط و تفریط باور نکردنی باشد که برای هیچ کدام از این ضوابط و هنجارهای اخلاقی و اجتماعی در محیط دانشگاه ، هنوز هم هیچ متولی واحدی وجود ندارد و این توپ سرافکندگی همچنان بدون داور در حیاط دانشگاه، این دست و آن دست می شود ….!

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن