رفاقت به سبک حبیب
انتشار: 14 ارد ماه 1394 ساعت 00:02 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «سلوک» نوشت:

هوالحبیب”

میثم تمار، سوار بر اسب، از جایی که گروهی از طایفه بنی اسد نشسته بودند می گذشت.

حبیب را دید که سوار بر اسب می آید. به یکدیگر نزدیک شدند و با هم سخنانی طولانی گفتند. در پایان این دیدار، حبیب بن مظاهر خطاب به میثم تمار گفت: گویا پیرمرد خربزه فروشی را می بینم که در راه عشق و محبت دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله او را به دار می آویزند و بر فراز چوبه دار ، شکمش را پاره می کنند.

th (2)

میثم نیز گفت: من هم مردی را می شناسم سرخ رو، با گیسوانی بلند(اشاره به حبیب بن مظاهر) که در راه یاری فرزند رسول خدا، حسین بن علی علیه السلام به میدان می رود و کشته می شود و سر بریده اش را در کوفه می گردانند….

طولی نکشید که آن پیش گویی ها تحقق یافت…

حبیب به ما یاد بده راه و رسم دوستی را!

به ما هم رفقای آسمانی نشان بده…

رفقایی به رنگ مسلم بن عوسجه، میثم تمار و…

اما راز آن رفاقت این است که خود تا حبیب نشوی و به مقام حبیب نرسی تو را به رفقایی مانند رفقای حبیب راهی نیست…

باید حبیب شد، آن گاه چشم انتظار میثم و مسلم نشست…

قدمی در راه حبیب شدن بگذار!

مسلم بن عوسجه و میثم تمار که سهل است،

برای تو رفقایی چون حسین علیه السلام برمی گزینند…

تو حبیب حسین علیه السلام می شوی و حسین علیه السلام حبیب تو!

و حَسُنَ اولئکَ رفیقا(نساء 69) و آن ها رفیق های خوبی هستند…………..

برگرفته از کتاب: رفاقت به سبک حبیب

یاعلی. التماس دعا

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن