در پشت فصلنامه استارباد گلستان چه می گذرد؟!!!
انتشار: 16 مرد ماه 1396 ساعت 20:05 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وب سایت «پایگاه عدالت خواهان» نوشت:

فصلنامه استارباد گلستان به معرفی چهره‌ای بسیار مثبت از افراد معدوم و وابسته به سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، مثل فاضل کبیر (مسئول سازمان منافقین گرگان و اعدام شده توسط دادگاه انقلاب)، حسن محمدی (عضوارشد سازمان منافقین کشورکه به پادگان اشرف رجوی درعراق پیوست ومعدوم شد)وبرادرش محمد محمدی گرگانی عضو ارشد و سابق مجاهدین خلق و … پرداخته و تنها امثال آنها را انقلابیون واقعی معرفی نموده است!!!     

1-2

به دنبال انتشار مطالب خلاف قانون و ارزش های نظام جمهوری اسلامی درشماره هشتم ، سال دوم «فصلنامه اِستارباد »به تاریخ انتشار زمستان 1395، به مدیر مسئولی و صاحب امتیازی جناب آقای علی بایزیدی و سردبیری جناب آقای رحمت الله رجائی وگسترۀ انتشار« استان گلستان »مستندات این هجمه علیه ارزش های انقلاب اسلامی و نظام مقدّس جمهوری اسلامی جهت سمع و نظر شما ارائه می‌گردد.

  • تلاش در جهت حذف اسلامیت انقلاب اسلامی:

1/1 – ادبیات این فصلنامه، شباهت زیادی به مطبوعات ملّی‌گرا ، سکولار ، سازمان منافقین، توده‌ای‌ها، شبکه‌های بیگانه نظیر بی.بی.سی فارسی ، شبکه من و تو، صدای امریکا ، و رادیو وتلویزیون رژیم غاصب صهیونیستی دارد .

یکی از این مشابهت ها، تغییر نام و ماهیّت قیام اسلامی مردم ایران از « انقلاب اسلامی ایران» به « انقلاب 57» می باشد چنانچه عنوان نشریه در شماره هشتم( پرونده ای برای انقلاب بهمن 1357 در سرزمین گرگان ) نامگذاری شده است . (پیوست تصویر جلد نشریّه )

2/1 – در فحوای متون نشریه نیز مکرّر بجای« انقلاب اسلامی» از تعبیر « انقلاب 57» استفاده می‌کنند تا به نسل جوان القاء نمایندکه انقلاب اسلامی مامذهبی نبوده و گروه‌های غیرمذهبی بویژه ملّی‌گراها و منافقین و مارکسیست‌ها بیش از امام راحل عظیم الشأن( ره ) و روحانیت و نیروهای مذهبی نقش مبارزاتی داشته‌اند.

  • توهین به حضرت امام خمینی «ره»

در این شماره و سایر شمارگان این فصلنامه مطالب وهن آمیز و استخفاف کننده نسبت به امام راحل عظیم الشأن (ره) درج شده که بکار بردن مکرّر لفظ «آیت الله خمینی» بجای « امام خمینی» یکی از این موارد است .

گذشته ازمطالب و نگاه وهن آمیزی که با گوشه وکنایه درمصاحبه ها و متون این شماره فصلنامه نسبت به حضرت امام راحل عظیم الشأن (ره) مشاهده می شود در صفحه 129، شماره 8 این فصلنامه مربوط به زمستان سال 95 تصریح می‌کند که: « آیت الله خمینی» از دی ماه سال 56 به بعد رهبر و سخنگوی انقلاب شده است!» به‌عبارتی از سال 41 تا 56 – امام خمینی (ره) و به تعبیر آنان« آیت الله خمینی» – رهبر انقلاب نبوده و کسی ایشان را نمی‌شناخته! بلکه درآن دوره تنهامهندس بازرگان، دکتر شریعتی، چهره‌های ملّی- مذهبی،نیروهای چپ کمونیست ازجمله گروه بیژن جزنی، جنبش کمونیستی سیاهکَل و سازمان مجاهدین خلق بودند که مبارزه می‌کردند! »

  • تلاش در جهت تطهیر چهره گروهک ها و فرقه های محارب با نظام جمهوری اسلامی و سران و حتّی معدومین آنان

در راستای اهداف هماهنگ استکبار جهانی و جبهه مخالف نظام مقدّس جمهوری اسلامی برای تطهیر چهره کریه گروهک ها و فرقه های تروریست معاند و محارب ، که دستشان به  خون 17 هزار شهید ترور آغشته است عوامل این فصلنامه که از یارانه مطبوعاتی بیت المال مسلمین چاپ و منتشر می شوند نیز به اشکال مختلف سعی در تطهیر و عادی سازی حرکت آنان دارند .

در صفحه 52 فصلنامه یادشده ، ضمن تمجید از مبارزات مارکسیست‌ها و سازمان مجاهدین خلق (منافقین)  و تلاش‌های سیاسی ،آنها را برتر از همه مبارزان معرفی کرده و مارکسیست‌ها و سازمان مجاهدین خلق و ملی‌گراها را پیشگامان مبارزه علیه رژیم شاه معرفی نموده و قشر مذهبی و روحانیون و طرفداران امام راحل (ره) را در رتبه پائین‌تر قرار می‌دهد و می‌نویسد:«آن زمان فعالیت‌های ضدحکومتی مارکسیست‌ها بنا به دلیل شرایط بین المللی، و ملی‌یون خیلی بیشتر و حجیم‌تر و سازمان یافته تر از مذهبیّون بود.»

این فصلنامه در ادامه اکثریت روحانیت آن دوره را سنّتی و قشری دور از سیاست معرفی کرده و می‌نویسد: « در گرگان سیاسیون مذهبی که فعالیت داشته و زندان رفته بودند بیشتر تحت تاثیر  سازمان مجاهدین خلق آن زمان فعالیت می‌کردند و بسیار کمتر افرادی بودند که تحت تاثیر روحانیون مبارز باشند… از افراد سیاسی که به واقع حق بزرگی بر گردن انقلاب و انقلابیون داشته ودارندوازسیاسیون واقعی وقت می‌باشندوتحرکات آنان رامدیریت می‌کردندمی‌توان از محمّد محمّدی گرگانی[1] و حسین کبیر نام برد.»

سپس در صفحه 52 و 53 همین فصلنامه ، نویسنده بدون اشاره به انحرافات و ترورها و جنایات منافقین در قبل و بعد از انقلاب، طرفداران امام راحل عظیم الشأن ره را باعث بی‌عدالتی در انقلاب معرفی می‌کند و می‌گوید: « اینها موجب کمرنگی حضور افراد زندان رفته سازمان منافقین در حکومت شدند!»

همچنین این فصلنامه به معرفی چهره‌ای بسیار مثبت از افراد معدوم و وابسته به سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، مثل فاضل کبیر (مسئول سازمان منافقین گرگان و اعدام شده توسط دادگاه انقلاب)، حسن محمدی (عضوارشد سازمان منافقین کشورکه به پادگان اشرف رجوی درعراق پیوست ومعدوم شد)وبرادرش محمد محمدی گرگانی عضو ارشد و سابق مجاهدین خلق و … پرداخته و تنها امثال آنها را انقلابیون واقعی معرفی نموده است.

علاوه بر این در همین شماره 8 ازصفحه 154 تا 158 و صفحه 179 و صفحات دیگر کُلِ ویژه‌نامه شماره 8 مربوط به زمستان‌سال95 قبل از آنکه درباره ترسیم مبارزات همه مردم و اقشار مختلف منطقه در انقلاب اسلامی باشدصرفاًبه بزرگ نمایی نقش مکتب‌علی [کانون نواندیشان] و سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریک ‌های فدایی خلق پرداخته‌است .

  • تمجید از نظام منحوس ستمشاهی پهلوی و تحقیر خدمات جمهوری اسلامی ایران

اقدام دیگر این فصلنامه برجسته نمودن کاذب اقدامات حکومت پهلوی و تحقیر کردن خدمات بی‌شمار جمهوری اسلامی است. مثلا در صفحه 49 شماره 4 مربوط به زمستان 94 – آقای رحمت الله رجایی سردبیر رسمی این فصلنامه، با صراحت به تجلیل از اقدامات رضاخان می‌پردازد و از اینکه نگاه مردم به رضاخان کاملا منفی است اظهار تاسّف می‌کند و می‌نویسد:

«متأسّفانه نگاه ما به تاریخ بخصوص دوره پهلوی علمی و واقع بینانه نیست. نگاهی رسمی، کاملاٌ منفی و ردّ همه چیز حتی برقراری امنیت، ساخت و سازهایی مثل راه آهن، دانشگاه، راه‌اندازی فرهنگستان و… است. در سال‌های اخیر هم نگاه بخشی از مردم عوض شده است. چنانچه جنبه‌های منفی دولت رضا شاه را نمی‌بینند.” [!]

همچنین فصلنامه استارباد طبق نوشته رحمت الله رجایی (در صفحه 124 فصلنامه شماره 6 تابستان 95) نمایندگان حکومت 57 ساله پهلوی را برتر از نمایندگان اصولگرای دوره جمهوری اسلامی می‌داند.

در جای دیگر این فصلنامه آقای رحمت الله رجایی سردبیر آن ، در شماره 8 زمستان 95 به آقای غلامرضا خارکوهی – تاریخ نگار گلستانی انقلاب اسلامی – ایراد گرفته که چرا از خدمات دوران پهلوی اول چیزی ننوشته؟ و در ادامه همین مقاله ، او با نادیده گرفتن جنایات ساواکی‌ها،به دفاع و دلسوزی برای مأموران سازمان اطلاعات و امنیت رژیم ستمشاهی (ساواک ) پرداخته است.

علاوه بر این ، فصلنامه فوق در صفحه 50 شماره 8 ، صراحتاً اقتصاد دوره محمدرضا شاه را بهتر از دوره جمهوری اسلامی معرفی کرده و با نادیده گرفتن فقر و فلاکت مردم در دوره پهلوی ، می‌خواهد چهره حکومت پهلوی را موفق‌تر و محبوب‌تر از جمهوری اسلامی نشان دهد و کارنامه خدمات انقلاب اسلامی را ناموفق جلوه دهد. چنانکه در صفحه 50 فصلنامه استارباد چنین آمده است:

«در دهه پنجاه، ایران، بالاخص شهرگرگان،درشرایط اقتصادی به نسبت آن زمان، در حال رشد به سر می‌برد و فاصله اجتماعی خیلی معناداری بین طبقات فقیروغنی مانند این زمان[دوره جمهوری اسلامی]وجود نداشت.»  [!]

این فصلنامه آنقدر دلبسته دولت شاه است که حتی (در صفحه 79 شماره 7) در فحوای مقاله‌ای که درباره مضرات سیگار کشیدن درج نموده، باز به تعریف و تمجید از حکومت پهلوی پرداخته و مفاسد اجتماعی و اخلاقی و انبوه معتادان آن دوره را ندیده می‌گیرد، و با زیر سوال بردن دوره جمهوری اسلامی می‌نویسد:

« … آیا مصرف قلیان در قبل از انقلاب همین مقدار بود؟ در کدام تِریا یا رستوران در گذشته [در دوره حکومت پهلوی] قلیان ارائه می‌شد و جوانان ما با افتخار سر میزهای خود قلیان می‌گذاشتند؟ چند تن از شاگردان دبیرستان‌ها در گذشته معتاد به سیگار بودند ویا تفریحانه قلیان می‌کشیدند؟… دیروز [در دوره حکومت پهلوی] تعداد معتادان به تریاک و حشیش در دانشگاه ها و پادگان ها بسیار نادر بودند… امّا امروزه [در دولت جمهوری اسلامی] چی؟ اصلاٌ قابل شمارش هستند؟ چرا؟»

  • ترویج احساسات ناسیونالیستی کاذب و باستان گرایی

از نکات تامل برانگیز در عملکرد« فصلنامه اِستارباد» ، این است که آنها با گذشت بیست سال از تأسیس« استان گلستان» ، هنوز نام گلستان را بر این منطقه به رسمیت نمی‌شناسند و بجای آن دائما عنوان« سرزمین گرگان» را در نوشته‌های خود بکار می‌برند! تاکید افراطی آنان روی عنوان « سرزمین گرگان» موجب دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی و مطالبات قومی و جغرافیایی در سایر مناطق استان گلستان خواهد شد که این مخالف سیاست همزیستی و وحدت بخش دولت جمهوری اسلامی است.

یکی دیگر از ویژگیهای فصلنامه استارباد باستان گرایی افراطی است. مثلاٌ در شماره‌های مختلف بطور مکرر به برجسته سازی اساطیر و اعیاد و موضوعات دوره باستان پرداخته، بی آنکه این مباحث ربط مستقیمی به استان گلستان و به قول آنها سرزمین گرگان داشته باشد. مثلا در شماره 5 بهار 95 صفحه 82  مقاله ای تحت عنوان «جشن‌ها در ایران باستان» ، و در شماره 8 زمستان 95 صفحه 7 مقاله دیگری بنام «گذری بر جشن های ایرانیان کهن» به اضافه مطالب مفصل دیگر در شماره های دیگر منتشر نموده است. ازجمله در«شماره 9 فصلنامه استارباد که مربوط به بهار سال 96 » است، گزارش مفصلی در 5 صفحه به قلم آقای رحمت الله رجایی – سردبیر این فصلنامه- با تیتر«کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم» کورش را چهره فرهنگی سال 95 معرفی کرده است. در حالی که« کوروش آسوده بخواب» تیتر اصلی سخنرانی شاه خائن « محمّدرضاپهلوی»درجشن‌های کذایی 2500 ساله مهرماه سال 1350 است. او در این مقاله با ستایش از تجمع غیر قانونی عده ای از جوانان در 7 آبان سال 95 در پاسارگاد استان فارس بر سر مقبره کوروش، نهادهای جمهوری اسلامی را زیر سوال می برد که چرا این تجمع غیر قانونی را منعکس نکردند! در حالی که این مراسم، هم غیر قانونی بود و هم در آن مراسم شعارهایی بر ضد جمهوری اسلامی داده شد؛ و نکته دیگر اینکه مراسم فوق ربطی به گرگان و استان گلستان نداشت، اینکه چرا در فصلنامه محلی«اِستارباد» با آب و تاب گزارش آن را بازتاب یافته، بدلیل نگرش سکولاری و باستان گرایی و معاندتِ دست‌اندرکاران فصلنامه نسبت به جمهوری اسلامی و ارزشهای انقلاب اسلامی است.

این در حالی است که مسئولان« فصلنامه استارباد»کمترین توجهی به انتشار مباحث اسلامی و فرهنگ تشیّع در این نشریه ننموده ، حتی با چاپ برخی مقالات و اشعار ، به مفاهیم اسلامی نیز حمله می‌کنند. مثلا در صفحه 13 شماره 6 تابستان 95«سوره یاسین و حکم قرآنی سنگسار» به استهزاءگرفته می‌شود.

  • تبلیغ اندیشه‌های الحادی مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها

یکی دیگر از ویژگی های« فصلنامه اِستارباد» ترویج و انتشار اندیشه های الحادی مارکسیستی و کمونیستی است. از شماره اول تا کنون بلااستثنا مقالات و مطالبی صریح در تعریف و تمجید از این اندیشه الحادی در این فصلنامه محلی درج شده است. بویژه به قلم دکتر سیّدهاشم موسوی. بطور مثال در صفحات 59 تا 64 شماره 1 – بهار سال 94  مطلبی تحت عنوان«هنروادبیات ازنگاه خسروگلسرخی»،درصفحات 100تا 103 شماره 7 – پائیزسال 95 مطلبی تحت عنوان«خلاصه‌ای از تکامل اجتماعی دوران سرمایه داری و طبقه کارگر جهانی»در صفحات 56 تا 60 شماره 8 – زمستان سال 95 مطلبی تحت عنوان «بیاد نِرژا» و…

فصلنامه استارباد شماره های 3 و 4 در راستای ترویج اندیشه الحادی کمونیستی، حتی به تجلیل ویژه برای افراد وابسته به حزب توده می پردازد مثل آقای قدیر گوگلانی که بیست سال رئیس آموزش و پرورش کلاله در رژیم شاه بوده و به اعتراف خودش مروج اصول انقلاب سفید شاه و جشن تاجگذاری شاه و فرح بوده ، و دیگر تمجیدها که از رژیم پهلوی نموده است.

باز بر اساس آنچه در صفحات 56 تا 60 و صفحات 90 تا 98 فصلنامه استارباد شماره 8 زمستان سال 95 منتشر شده ، این فصلنامه دنبال برجسته سازی نقش کمونیستها و منافقین در مبارزات دوران انقلاب تهران و گرگان است و کمترین نقش را برای طیف مذهبی و روحانیون قائل شده است.

علاوه بر این فصلنامه استارباد در صفحه 68 شماره فوق، به تمجید از «جوانشیر» تاریخ نگار کمونیست عضو حزب توده می پردازد، و در صفحه 128 از پرویز شهریاری یکی از نویسندگان کمونیست عضو حزب توده تجلیل می کند.

این فصلنامه در صفحه 97 شماره 8 زمستان سال 95 نیز از اشرف دهقانی یکی از سران سازمان چریک هایی فدایی خلق و از کسانی که همواره به جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی در ترکمن صحرا و کردستان پرداخته، تمجید می نماید، و در صفحه 98 همین فصلنامه از دو کمونیست معروف بنام خسرو گلسرخی و صمد بهرنگی تجلیل می کند، و در صفحات مختلف و مخصوصا صفحه 95 مظاهر آریانی عضو برجسته و کمونیست حزب توده گرگان را«فعالترین عضو فرهنگی دوران انقلاب» معرفی می کند. آریانی کسی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 62 از آموزش و پرورش اخراج شد و سال ها به زندان افتاد.

  • بزرگداشت یک تشکیلات ضدّ انقلابی و التقاطی

یکی دیگر از اقدامات « فصلنامه اِستارباد» ، بزرگداشت یک تشکیلات ضد انقلابی و التقاطی بنام «کانون نویسندگان و شاعران گرگان»ونشریه این کانون بنام«فصل گرگان»است که از جمله در شماره دوم صفحات 85 تا 89 ، و در شماره سوم صفحه 135 ، و در شماره یک صفحه 69 به این موضوع پرداخته است. در حالی که کانون نویسندگان و شاعران گرگان در سال 58 تاسیس شده و به خاطر داشتن خط مشی سیاسی بر ضد جمهوری اسلامی و تفکرات التقاطی، پس از اعلام جنگ مسلحانه سازمان منافقین در سال 60 تعطیل شد.

این کانون به استناد اطلاعیه ها و مطالبی که منتشر می کرد و در«کتابِ فصل»به چاپ می رساند، مروج جریانات کمونیستی ، مدافع تجزیه طلبان کمونیستِ ترکمن صحرا، و مدافع تجزیه اقوام ایران، و حامی سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین تروریست بود، و دبیر آن کانون مُنحله و«کتابِ فصل»، فردی بنام سید حسین میرکاظمی (داستان نویس) بود که افکار ضدّ انقلابی و کمونیستی داشت.شایان ذکر است این شخص و برخی از اعضای دیگر آن کانون مُنحله ، در حال حاضر از نویسندگان ثابت فصلنامه اِستارباد فعلی هستند.

لازم به ذکر است که آقای سیّد حسین میرکاظمی (داستان نویس) کتاب خاطراتش در دهه چهل توسط رژیم پهلوی به عنوان نمونه انتخاب شد وسپس با هزینه رژیم شاه با تیراژ وسیع منتشر و توزیع گردید. در سرتاسر این کتاب مکتب شاهدوستی و افکار و برنامه‌های شاه در مناطق روستایی ترویج شده است. او در سال 57 به عنوان یک فرد مارکسیست در میان فرهنگیان مبارز وجامعه معلمان شناخته می‌شدوازآن پس مدافع جنگ افروزان کمونیست وتجزیه طلب گنبد کاووس و سازمان منافقین بود. فرد یاد شده از مخالفان دوران دفاع مقدس بوده و در اردیبهشت سال 73 یکی از داستانهایش توسط عباس معروفی (سردبیر مجله ضد انقلابی و توقیف شده گردون که به یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شده) جایزه گرفت. آقای میرکاظمی همواره از عباس معروفی فراری و جایزه اهدایی اوتمجید می کندوگزارش آن راباآب وتاب در فصلنامه استارباد(ش 9 بهار 96 ص133 تا 135)منتشر نموده است.

  • سیاه نمایی و مخالفت با روحانیت انقلابی تاریخ معاصر و تناقض گویی

یکی از ویژگی‌های« فصلنامه اِستارباد» مخالفت با روحانیت انقلابی است .این فصلنامه علاوه بر موارد متعدّد و مکرّر توهین به امام راحل عظیم الشأن (ره) و طرفدارانش، به روحانیون مبارز قبل از نهضت امام راحل (ره) نیز اهانت کرده و به شدّت آنان را مورد حمله و هجمه  را قرار داده و در عوض ازروشنفکران و سیاسیون ملی‌گرا و سکولار و غرب‌زده یا کمونیست به شدّت تمجید می‌نمایند. مثلاٌ در صفحه 63 شماره 4 زمستان سال 94 ضمن حمله و هجمه شدید به آیت‌الله کاشانی در عوض از ملی‌گراها و مصدق و حتی حزب توده تمجید می‌کند.

آنها در این مقاله آیت‌الله‌کاشانی را روحانی‌ای شاهدوست، قدرت طلب ، ناپاک ، بی‌صداقت، ترسو، ناسلامت و اطرافیانش را اَرازل واُوباش و چاقوکشان شاهدوستی مثل شعبان بی‌مخ می‌نامند. نویسنده استارباد، در ادامه همین مقاله آیت‌الله کاشانی را طرفدار آلمان‌نازی یعنی مدافع حکومت فاشیست هیتلر معرفی می‌کند ودشمنی کاشانی را با انگلیسی‌ها صرفاً کینه شخصی دانسته است! فصلنامه فوق درادامه علّت اتحاد کاشانی ودکتر مصدّق را ترس کاشانی ازدستگیر شدن توسط قوام‌السلطنه( نخست وزیر وقت) می‌داند. این فصلنامه در ادامه آیت الله کاشانی را یک روحانی «معامله گر سیاسی»و «حق سکوت بگیر» و « قدرت طلب» معرفی نموده ولی دکتر مصدّق را « مردی وطن‌پرست، پاک، باصداقت، و شخصیتی کاملا ٌملی و شجاع و مخالف شاه معرفی می‌کند. از نظر این فصلنامه مصدق «به هیچ وجه قابل خرید نبود و رای و عقیده‌اش را نمی‌فروخت»، اما در مورد آیت‌الله کاشانی می‌نویسند: «می‌شود او را با پول خرید» !

« فصلنامه اِستارباد» سپس در ادامه همین مطلب (صفحه65) آیت الله سید جعفر بهبهانی را بدون هیچ سند و اَدله‌ای «آخوند درباری انگلیسی»می‌نامد و در صفحه بعد« آیت الله‌ها» را «شارلاتان» و «حقّه‌باز» و «طرفدار شاه» می‌نامد و طرفدارانشان را اَرازل و اُوباش و چاقوکشانی مثل شعبان بی‌مخ !

مخالفت مسئولان فصلنامه استارباد با روحانیت و همدست نشان دادن روحانیت و فئودال‌ها ،نشانگر شدّت تنفّر آنها از روحانیت است. بطور مثال فصلنامه شماره 6 تابستان سال 95 – در صفحات 67 تا 72- با درج مقاله‌ای تحت عنوان «روحانیت، زمین‌داران و خوانین در نهضت مشروطه خواهی استراباد»می‌خواهد چنین القاء کند که روحانیون و فئودال‌ها مدافع حاکمان مستبد بودند و با تجدّد و تحول  و قیام و خواسته‌های عامه مردم مخالف بودند. و آنها باز در جای دیگر علاوه بر این شیخ فضل‌الله نوری را طرفدار استبداد معرفی می‌کند.

  • انتشار اَشعار غیر اخلاقی

یکی دیگر از اقدامات جهت دارد و غیر اخلاقی « فصلنامه استارباد »چاپ اشعار غیر اخلاقی و مبتذل است. مثل شعری که در  صفحه 14 شماره 6 تابستان سال 95 چاپ شده به این شرح است:

« من خراب حال مژگانت شدم/ مُرده بودم زنده از آنت شدم / در خم زلف پریشانت بُتا!/ حلقه در گوش، بند پیمانت شدم/ در کنار آتشِ مهر تو باز/ والِه عشق گدازانت شدم/ از لبِ لعلِ گهربارِ تو من/ مست و شیدا غرقِه در جانت شدم / با نگاهی زیر لب خواندی مرا/ عاشق چشمان طنازت شدم/ با صدای مخمل چنگ و رباب/ نرم نرمک رامِ دستانت شدم/ در حریمِ اَمن آغوشت شبی/ لحظه ای ناخوانده مهمانت شدم».

مطالبی که عنوان گردید تنها بخشی از مطالب سراسر موهن ، ضدانقلابی ، مخالف حضرت امام عظیم الشأن (ره)، همسو با جریانات برانداز نظام وتقویت کننده و تطهیر کننده تروریست های  قاتل مردم انقلابی و اشاعه دهنده مطالب غیر اخلاقی است که در سایه تساهل دستگاه های اجرائی حوزه مطبوعات اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان گلستان اجازه نشر یافته است .

 

————————-

(1) آقای محمّد محمّدی گرگانی از عناصر اصلی گروهک های معاند نظام  مانند« جنبش مسلمانان مبارز » و « جنبش مجاهدین گرگان »بوده و پس از محاکمه و محکومیت ظاهراٌ توبه نموده و به برکت رحمت و رأفت  نظام به تحصیل ادامه داده و مدرک دکتری اخذ نموده و آقای حسین کبیر برادر آقای فاضل کبیر از معدومین جریانات برانداز می باشد

 

صفحه ما در اینستا گرام https://www.instagram.com/golestanblog/

https://twitter.com/golestanblog آدرس توییتری ما

گروه تلگرامی گلستان بلاگ    https://t.me/joinchat/AAAAAECk6fQ17SlVhnADIA

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن