در راه کربلا…
انتشار: 22 مهر ماه 1394 ساعت 17:07 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اشراق» نوشت:

در-راه-کربلا

هاتف غیبی
امام حسین(ع) پس از خروج از مکه و در مسیر کربلا، منازلی را طی نمود تا آنکه به منزل «خزیمه» وارد شد و یک شبانه روز در آن توقف نمود. در این منزل بود که هنگام صبح، زینب کبری به خدمت ایشان آمد و و عرضه داشت: آیا آنچه را که دیشب شنیده ام بازگو نمایم؟ حضرت فرمود: چه شنیده ای؟ عرض کرد: دیشب برای کاری از خیمه ها بیرون آمدم، شنیدم هاتفی ندا می داد:

ألا یا عین فاحتفلی بجهد                            فمن یبکی علی الشهداء بعدی
علی قوم تسوقهم المنایا                           بمقدار إلی إنجاز وعد
ای چشمان من با تلاش فراوان آماده گریه کردن باش، زیرا چه کسی به جز من برای شهدا گریه خواهد نمود.
گریه بر گروهی که خطرات بر طبق مقدّرات، آنها را به سوی وفای به عهد سوق می دهد!

امام حسین(ع) ذر پاسخ خواهرش فرمود:

«یا أختاه! کلّ ما قضی فهو کائن».1
خواهرم آنچه که مقدّر شده است اتفاق خواهد افتاد».

نکته ها:
1- از آیات قرآن به روشنی استفاده می شود که آدمی علاوه بر چشم و گوش ظاهر که همگان و حتی حیوانات نیز دارند، از چشم و گوش دیگری نیز برخوردار است که در نتیجه ی تربیت و فعالیت های ارادی و در سایه ی مراقبت و پارسایی گشوده می شود و ارتباط با ملکوت هستی و حقایق پشت پرده ی جهان مادی توسط آن دو برقرار می گردد.

«لَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَا»2
آنان چشمانی دارند که با آن نمی بینند و گوشهایی دارند که با آن نمی شنوند!

بدون تردید حضرت زینب(س) از کسانی است که چشم دلش باز بود و گوش دلش می شنید، در مورد باز بودن چشم دلش در بخشی که جمله ی معروف «ما رأیت ال جمیلاً» که فرموده اند مستتر است، و امّا بازبودن گوش باطنی حضرت و شنیدن نداهای ملکوتی در همین فرازی که نقل شد به خوبی منعکس گشته است.

آری تمام هستی مملو از نداهای ملکوتی است و هیاهوی عجیبی در پشت این پرده ی به ظاهر ساکت و آرام برپاست که اهل دل امکان دریافت آنها را دارند:

«تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْ‌ضُ وَم َن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَـٰکِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ»3
آسمان های هفتگامه و زمین و هر آنچه در آنهاست همه خداوند را تسبیح می گویند، و موجودی نیست در عالم جز آنکه خدا را تسبیح و حمد می گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید.

اگر در روایات بطور مکرر به نداهای آسمانی اشاره شده است و مضمون بعضی از آنها نیز نقل شده است، به این معنی است که شنوندگانی نیز هستند که مخاطب آن نداها بوده و حتی در صدد لبیک گویی به آنها نیز برمی آیند.

و با توجّه به مقام بلند حضرت زینب(س) جای هیچ تعجبی نخواهد بود که آن بزرگوار مخاطب آن نداها بوده و حتی در صدد لبیک گویی به آنها نیز بر می آیند.

و با توجه به مقام بلند حضرت زینب(س) جای هیچ تعجبی نخواهد بود که آن بزرگوار مخاطب ندای آسمانی باشد، و اگر تعجبی هست از ما خواهد بود که با داشتن الگوهایی چون زینب کبری نتوانسته ایم خود را بگونه ای تربیت کنیم که ما هم مستمع نداهای ملکوتی باشیم!

2- با توجه به رسالت عظیم و سنگین حضرت زینب در این حرکت سرنوشت ساز، آماده نمودن ایشان برای انجام بهتر وظایف و ایجاد زمینه برای پذیرش مشکلات و مصائب، برنامه ی مستمری بود که به اشکال مختلف اجرا می شد، بخشی از این برنامه توسط حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) اجرا شده بود و بخش دیگری توسط حضرت سیّدالشهداء(ع) در مراحل مختلف انجام گرفت و گاهی نیز منادی غیبی این مسئولیت را بر عهده می گرفت و بدین گونه زمینه سازی می کرد.

اگر خداوند وعده ی نصرت و یاری به مؤمنان داده است:

«إِنَّا لَنَنصُرُ‌ رُ‌سُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ»4
ما به یقین رسولان خود و اهل ایمان را هم در زندگی دنیا یاری می کنیم و هم در روز قیامت که گواهان به پا خیزند.

بخشی از یاری خداوند عبارت است از ایجاد آمادگی و تقویت روحیه برای اسیتادگی در میدان مبارزه و انجام تکلیف، و این نصرت الهی از مجاری مختلفی نازل می شود که یکی  از آنها همین نداهای غیبی است که حضرت زینب(س) یکی از آن موارد را برای برادرش نقل می کند.

3- جریان کربلا یک انتخاب آگاهانه بود، همه کسانی که در کنار سیّدالشهداء(ع) جانفشانی کردند و تمام کسانی که بعد از شهادت آن عزیز با پرچم اسارت به تبلیغ پیام عاشورا پرداختند، همگی می دانستند که چه راهی را انتخاب کرده اند و چه سرنوشتی در انتظار آنهاست، و ارزش والای کار آنان نیز به دلیل همین آگاهی بود، و تأثیر ژرف و شگرفی هم که جریان کربلا در تاریخ اسلام داشت مرهون همین انتخاب آگاهانه می باشد.

امام حسین(ع) و یارانش می دانستند که در جریان نهضت الهی خود در نهایت کشته خواهند شد، و با این علم بود که با آغوش باز به استقبال شهادت رفتند و برای بقای دین خداوند جان خویش را فدا ساختند. زینب کبری و همراهان کاروان حسینی نیز می دانستند که بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش، اسارت آنها قطعی است و در قالب این اسارت وظیفه ی سنگینی را عهده دار خواهند شد، و با این علم بود که سختی ها و تلخی های فوق العاده ای را پذیرا شدند و برای انعکاس مظلومیت سیّدالشهداء(ع) همه تلخی ها را به جان خریدند و اولین پرچمداران نهضت سرخ حسینی شدند.

ابیاتی را که حضرت زینب(س) از هاتف غیبی می شنود، تأکیدی است بر این نکته که حرکت کاروان حسینی توأم با آگاهی و انتخاب آگاهانه بود و پاسخ امام(ع) به خواهرش نیز تأیید دیگری بر همین نکته بشمار می رود.

4- پاسخ امام(ع) در عین کوتاه بودن بسیار تسلی بخش و آرام کننده بود.

«یا أختاه! کلّ ما قضی فهو کائن»
خواهرم آنچه که مقدّر شده است اتفاق خواهد افتاد.

مهم ترین ویژگی اولیای الهی تسلیم بودن آنان در برابر خواست خداوند متعال است، آنان با دیدگان ژرف نگر خویش طراحی دقیق هستی را می نگرند و زیبا بودن نظام احسن را با تمام وجود درک می کنند، و با جانی سرشار از یقین در مقابل نظام احسن سر تسلیم فرود آورده و خود را با آن تطبیق می دهند و در حالی که رضا و تسلیم را در هم می آمیزد، حقیقتی به نام عبودیت را در جان خویش تثبیت می کند.

لازم به ذکر است که قضاء الهی منافاتی با اختیار و اراده انسان ندارد و بلکه آن بخش از برنامه ریزی ها که مرتبط با انسان است، با در نظر گرفتن اختیار آدمی برنامه ریزی می شود و در اجرا نیز اراده و انتخاب آدمی کاملاً محفوظ است و به همین دلیل نیز ارزش پیدا می کند و موجب تعالی و رشد می گردد.

توضیح این بحث در این مختصر ممکن نبوده و علاقمندان می توانند به کتابهای کلامی و اصول عقاید مراجعه نمایند.

5- نکته قابل توجهی که در ابیات هاتف غیبی به چشم می خورد توصیفی است که از یاران سیّدالشهداء(ع) به عمل آمده است و آنان را به عنوان کسانی که در مسیر وفای به عهد پیش می روند معرفی نموده است. و به راستی که این ویژگی برترین و ارزشمندترین خصلت آنان می باشد.

در شب عاشورا هنگامی که امام حسین(ع) خواستند مدال افتخاری بر سینه یاران خویش بزنند و مهم ترین امتیاز آنان را بر زبان آورند، به همین نکته اشاره کردند و فرمودند:

«إنی لا أعلم أصحابا و لا خیرا من أصحابی، و لا أهل بیت أبرّ و لا أوصل من أهل بیتی»5
من اصحابی و یارانی باوفاتر و نیکوتر از یاران خود سراغ ندارم و اهل بیت و خاندانی بهتر و صدیقتر از اهل بیت خود نمی شناسم.

حضرت حسین(ع) از یاران پیامبر(ص) خبر داشت و همچنین یاران امیرالمؤمنین(ع) را از نزدیک مشاهده کرده بود و با این علم و آگاهی به صراحت بیان می نماید که من یارانی باوفاتر از یاران خودم سراغ ندارم.

پی نوشت ها:
1- مقتل خوارزمی، ج 1، ص 324، مناقب (ابن شهر آشوب)، ج 4، ص 95، بحارالأنوار، ج 44، ص 372.
2- سوره اعراف، آیه 179.
3- سوره اسراء، آیه 44.
4- سوره غافر، آیه 51.
5- الارشاد، ج 2، ص 91.
منبع: اگر زینب نبود… – سخنان شیوای حضرت زینب علیها السلام در حادثه با عظمت عاشورا – محمد محمدیان. 

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن