دروغ بس است، بیلبوردها راست می‌گفتند!
انتشار: 20 خرد ماه 1395 ساعت 15:03 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وب سایت  «دل آباد» نوشت:

ad4d3f40ac4fe7b06bdf53da7133b7e5-XL

از شما چه پنهان، سه سال است که مردم جای حرکت رو به رشد و پیشرفت، از تدبیر و امید فقط فرار رو به جلو می بینند. امروز با اینکه آمار بیکاری زیاد است، اما سه سال است به یمن اعتدال کل مملکت سرکار اند! چه آنها که پیام 24 خرداد را دریافت کرده اند، چه آنها که دریافت نکرده اند! سه سال می شود که هر روز متن سخنرانی های شخص دوم کشور، یا خلاصه در توهین به گذشته است یا تهمت به منتقدان امروز یا رجزخوانی برای انتخابات فردا. سه سال است که جای ایستادگی بر آرمان، با هزار امید نشستند پای دشمن. با اینکه کم نبودند آن ها که به مذاکرات خوشبین نبودند، با این همه اما این سه سال این همه خون و آن همه دست‌رنج و سرمایه و عزت حواله شد، تا امروز بشنویم که طرف غربی در عمل به تعهداتش پایبند نبوده است! برای فهمیدن این قصه و کشف این راز، نیاز به این همه خون، نیاز به آن همه سانتریفیوژ و احتیاج به آن همه بتن و آن همه لبخند نبود! فقط ای کاش سقف بصیرت بعضی ها تا بالای پلی هوایی ها می رسید!

آری، آن روزها که با سرعت غیر مجاز و در حال مستی در مسیر ورود ممنوع می راندید کاش حرف بیلبوردها را می شنیدید! آن روزها که نعره های مستانه برد- برد، گوش فلک را کر کرده بود و از خر شیطان پیاده نمی شدید یادتان هست؟ خاطرتان هست آن همه فحش و فضیحت، به بانی بیلبوردهای صداقت آمریکایی و شمر زمانه نثار شد تا امروز همان فحاشان اعتراف کنند که دیوار تحریم ها مثل گذشته سالم و ساختمان تحریم ها استوار و زنجیر تحریم ها متصل و ارابه تحریم ها می تازد هنوز!

تحریم! و ما ادراک ما تحریم! و تو چه می دانی که تحریم چیست و کاسب تحریم کیست؟ براستی اگر تحریم نبود، چطور می شد این همه روز، با یک واژه سر مردم را این همه شیره مالید! آقای روحانی! اگر تمام مشکلات و مصائب کشور از دارو تا آب خوردن زیر سر تحریم بود، پس چرا هر روز و با هر سخنرانی هر چه کاستی هست را به پیشینیان نسبت می‌دهید؟ مگر ژنو پیروزی تاریخی فتح الفتوح نبود؟ مگر برجام آفتاب تابان نبود؟ مگر نبض تحریم‌ها با بتن کردن قلب اراک نایستاد؟ پس چرا چرخ کارخانه‌ها نمی‌چرخد؟ مگر از امید نمی‌گفتید؟ مگر شما کلید – حل مشکلات – نداشتید؟ چه شد وعده تحول کشور در صد روز؟ بخدا ما هنوز هم که هنوز است امید داریم، اما کی می‌رسد زمان رونمایی از تدبیر؟ راستی کلیدی که سه سال پیش به مردم نشان دادید درکدامین پستوی پاستور پنهان کردید آقای حقوقدان؟

نگاهی به تقویم بیندازید، دوباره خرداد پر حادثه از راه رسیده است. خاطرتان هست سه سال پیش را؟ روزی که رهبر فرزانه انقلاب در همین حرم امام به کاندیداهای انتخابات گفت: «من به نامزدهای گوناگون عرض می‌کنم جوری حرف بزنید که اگر در خرداد سال آینده نوار امروز شما را جلوی خودتان گذاشتند یا پخش کردند، شرمنده نشوید؛ جوری وعده بدهید که اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما کشیدند، مجبور نباشید تقصیر را گردن این و آن بگذارید که نگذاشتند، نشد. کاری را که می‌توانید انجام دهید، وعده بدهید.»

آری، حالا 1089 روز از انتخابات 92 می‌گذرد و شما همچنان مشغول رجزخوانی در سخنرانی‌های عمومی و دادن وعده و وعید در سفرهای استانی هستید! شیخا! فکر نمی‌کنید دیگر حرف بس است؟ نکند خیال می‌کنید هنوز روزهای تبلیغات انتخاباتی است؟ شاید خودتان نیز هنوز باورتان نشده که ناسلامتی خودتان رئیس جمهور این مملکت هستید و دیگر دوران وعده و شعار انتخاباتی تمام و وقت اقدام و عمل رسیده است.

آقای روحانی، باور کنید شما رئیس جمهورید! پس چرا هر شب کابوس انتخابات می‌بینید و هر صبح و عصر در سخنرانی‌ها تعبیرش می‌کنید؟ باز همین چند روز پیش، در ارومیه گفتید مردم در انتخابات به افراط و خشونت نه گفتند! به خدا حیرانم از شنیدن این توهین! شما با پنجاه ممیز هفت دهم درصد، فکر نمی‌کنید با این تعابیر – در بدبینانه‌ترین احتمال – به چهل و نه ممیز سه دهم درصد از مردم توهین می‌کنید؟ براستی چه اصراری است که در ادبیات شما کلیدواژه‌هایی که هماره در ارتباط با تروریست‌های داعش و النصره کاربرد دارند را به منتقدین خود نسبت می‌دهید؟ نکنید خیال می‌کنید اینجا سوریه است و منتقدان شما، تروریست هستند؟ باور کنید با افراطی خواندن و نسبت خشونت دادن به منتقدان و مخالفان، خرداد 96 طرفی نخواهید بست. پاستور دیگر نیازی به سخنران و مردم احتیاجی به رجزخوان ندارند.

از آن همه شعار و رجز، مانده چند فعل در زمان آینده! برای آن همه وعده و وعید نه تدبیری داشتید و نه امیدی! اما براستی اگر به قول وزیرتان مسکن مهر مزخرف و بد و بیابانی بود، مسکن اجتماعی خوب و رویایی شما کجاست؟ اگر یارانه‌ها مصیبت است، پس چرا از تصویب طرح حذف یارانه گله کردید! همین شمایی که یارانه را عوامفریبی تلقی می‌کردید و با دست بردن به هر شاخه ای خواستید که مردم از دریافت آن انصراف دهند! از آمار نجومی ایجاد اشتغال گفتید! الحق که همگی را سرکار گذاشته اید! کاش جای دغدغه رفع حصر کمی هم به فکر رفع فقر بودید. هشت سال پیش از شما هر چه بود و هر که بود گذشت، به قول خودتان بی خیال گذشته‌ها شوید که مبادا زمین بخورید، مگر شما به این امید نیامدید که تدبیر کنید؟ چرا این کلید آکبند مانده هنوز؟ باور کنید الان در پایان سومین سال تکیه زدنتان به مسند قدرت، وقت استفاده از تعابیر و افعال آینده نیست. قید «باید» و «بشود» و «خواهد شد» و «می‌شود» تاریخ مصرف و انقضاء دارد، درست مثل مدت دولت شما.

آری، این شما بودید که خشکسالی را ماستمالی کردید و حل مشکل آب را به آب دهان ارباب بستید. از شما چه پنهان، باران نه به اراده کدخدا، که به دعای مردم و با لطف و رحمت خدا بارید و سدها سرریز شد و سطح آب دریاچه ارومیه بالا رفت. اما شما چه کردید جز گره زدن همه چیز حتی آب به آمریکا و در پی آن انتقال آب سنگین به ایالات متحده؟

گرچه حالا بهار است و زمستان رفت و روسیاهی مثل همیشه به ذغال ماند، اما هنوز از خاطرمان نرفته زجر آن بهمن تلخ که با تدبیر شما در سالروز دهه فجر، پابرهنگانی که بار انقلاب روی دوش آنها بود، پیش چشم هم محلی‌ها و البته جهانیان تحقیر شدند. نه فقط این نبود! عزت به پاسپورت ایرانی برنگشت، هیچ؛ در پسابرجام و زیر آن آفتاب تابان! جیبوتی هم برای ما شاخ شد و مالدیو که روزگاری هفده گل فقط از تیم فوتبال ما می‌خورد، دیدی که چگونه ما را به قطع رابطه تهدید کرد! دیگر از رژیم مرتجع عربستان حرفی نزنم!

می دانید؟ ما همان روزی پذیرای بدترین توهین‌ها و تحقیرآمیزترین تعبیرها شدیم که با افراطی‌گری شعار آشتی با دنیا دادیم، حال اینکه پیش از شما جنگی با دنیا نداشتیم. البته اگر معنای دنیا محصور و مختص به چند کشور مستکبر نباشد. یک دوره یا دو دوره، در هر حال سال‌های ریاست جمهوری شما تمام خواهد شد، اما کاش آن زمان پیش خود پذیرفته باشید که ما اگر در گذشته قدرقدرت نشده بودیم، باور کنید مشت شما پای میز مذاکره خالی می‌ماند و چیزی نبود که به پشتوانه آن در مذاکرات لبخند بزنید و مثل آب خوردن روی فرش قرمزهای خون‌رنگ قدم بزنید.

عوامفریبی بس است. این مملکت از پیش از انقلاب و از بیست و هشت مرداد تا کنون همواره رفتارهای ظالمانه دولت‌های غربی و در رأس آنها آمریکا را تجربه کرده است؛ حال که آن تجربه‌های تلخ را این بار با لبخند تجربه کردید، برگردید. شنیدید که تمام عاید ما از برجام چه بود؟ تقریبا هیچ چیز! اگر به به شما برنمی خورد، این امام خمینی بود که تحریم را هدیه الهی و قطعنامه را کاغذپاره می‌خواند و باور ما می‌توانیم را به ایران اسلامی داد. بیایید در این یکسال باقیمانده پس نفرستید هدیه امام را. چاره رکود و بهبود معیشت و رونق کسب و کار، تحقق اقتصاد مقاومتی است نه توهین و برچسب‌زنی به منتقدان و مذاکرات مناسبتی و عکس یادگاری با دشمنان! دیگر وقتش رسیده آقای رئیس جمهور! برگردید به آرمان‌های امام و رهبری آقای روحانی!

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن