داستان عجیب نامگذاری بیماری‌ها (بیماری‌های نام‌گذاری شده بر اساس اسم افراد)
انتشار: 28 دی ماه 1395 ساعت 16:10 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «اریان بلاگفا» نوشت:

7888

هنگامی که یک متخصص اعصاب به نام جورجز جیلز دی لاتور (Georges Gillesde la Tourette) یک حالت پزشکی را در سال 1885 کشف کرد که نشانه‌های آن تیک‌های حرکتی و لفظی غیرارادی بود، احتمالاً او هیچ نظری درباره‌ی اینکه نامش به زودی مترادف این بیماری قرار گیرد نداشت. ولی امروزه، این سندروم (تیک‌های حرکتی و لفظی) نسبتاً رایج به عنوان تورز (Tourette’s) شناخته می‌شود.
صدها بیماری و سندروم (نشانه) به نام اشخاصی که آنها را کشف کرده‌اند، نامیده می‌شوند. چند نمونه شاخص آنها شامل: بیماری کورون (Crohn’s disease)، تومورهای کاپوسی (Kaposi’s sarcoma) و بیماری هاج کین (Hadgking’s disease) تعداد کمی از این نام‌ها هستند به هر حال امروزه سازمان بهداشت جهانی می‌خواهد که این روند نامگذاری حالت‌های پزشکی به تبع افراد (و هم‌چنین حیوانات و مکان) پایان دهد. به چه دلیل؟ گروه (مسئول نام‌گذاری بیماری‌ها) اغلب شکایت‌هایی از افرادی دریافت می‌کند که پس از نامیده شدن بیماری به نام آنها یا خودشان بدنام شده‌اند یا چیزی که برایشان عزیز است بدنام شده است؛ یا افرادی که در نتیجه‌ی این نام‌گذاری دچار ضرر اقتصادی شده‌اند. به طور مثال: آنفولانزای خوکی در حقیقت از طریق خوک انتقال پیدا نمی‌کند، ولی بعد از فراگیر شدن بیماری در سال 2009 بعضی از کشورها واردات گوشت خوک را ممنوع کردند یا پس از آن بیماری با عنوان دسته نوروویروس (Norvirus) نامگذاری شد، باز هم یک شخص ژاپنی به این نام‌گذاری شکایت کرد، چرا که نورو (Noro) در ژاپن یک نام فامیلی رایج است.
افراد دیگرگی هم این‌گونه واکنش نشان دادند که نام‌گذاری یک بیماری به تبعیت از یک شخص یا یک مکان آن را قابل توصیف‌تر می‌کند و بهتر به ذهن می‌ماند و به این ترتیب یک نام فنی به آن تعلق می‌گیرد. همچنین استفاده از نام اشخاص برای بیماری‌ها اغلب یک راه خوبی برای احترام کردن به پزشک یا دانشمندی است که به عنوان اولین شخص آن بیماری را کشف کرده ‌است. اجازه دهید نگاهی به داستان‌هایی که در پشت 10 بیماری وجود دارد که به تبع نام افراد، نام گذاری شده‌اند.

1. بیماری پارکینسون

بیماری پارکینسون از زمان‌های باستان شناخته شده است، از زمانی که در آیورودا (Ayurveda) به آن نام کامپاواتا (Kampavata) داده شد. آیورودا یک سیستم درمانی طبیعی با قدمت 500 ساله است که در هند استفاده می‌شد. (آیورودا یک درمان طبی هندی است که در هند باستان وجود داشته است و در آن افراد از غذاهای خاص گیاهی استفاده می‌کردند و در آن مانند یوگا ورزش‌هایی برای آرام شدن از طریق کنترل افکار و بدن انجام می‌دادند تا به حالتی منظم از سلامتی دست پیدا کنند) در جهان غرب در 175 سال بعد از میلاد مسیح در ادبیات پزشکی به نام شیکینگ پالسی (Shaking palsy) (لرزش بدن) نامیده می‌شد. اما تا سال 1817 توجه خاصی به این وضعیت (بیماری) نشد. تا این که در همین سال، جیمز پارکینسون مقاله‌ای در رابطه با شیکینگ پالس (لرزش بدن) چاپ کرد. پارکینسون امیدوار بود که مقاله‌اش دیگران را برای بررسی این بیماری تحریک کند. او پس از آن که متوجه شد 6 مورد از موارد تحت بررسی‌اش در نزدیکی محله او زندگی می‌کنند، خودش مجذوب (موضوع) گردید. تقریباً 60 سال بعد یک متخصص اعصاب فرانسوی به نام جین- مارتین چارکت (Jean-Martin charcot) به رقابت برخاست و مطالعه را بر روی نشانه‌های این بیماری و تمایز قائل شدن بین آن نشانه‌ها و بیماری گرفتگی متعدد عضلات (بیماری دیگری که چارکت در شناخت آن بیماری مفید واقع شد) را آغاز کرد. این چارکت بود که این بیماری را پارکینسون نامید.
پارکینسون این‌گونه تعریف می‌شود. لرزه‌ها، سفت شدن و کند شدن حرکت‌های فیزیکی وگفتاری، دگرگون شدن نوشتار و مشکل در طرز ایستادن و تعادل. این بیماری بیشتر افراد با سن بالاتر را مورد حمله قرار می‌دهد، و تاکنون کسی علت این بیماری را نشناخته است. دانشمندان می‌دانند که بخش بزرگی از مشکلات به خاطر ناکارایی دوپامین (Dopamin) در مغز است. (دوپامین یکی از مهم‌ترین انتقال دهنده‌های نورون‌های مراکز عصبی است و بسیاری از بیماری‌های عصبی و روانی به اختلال در ترشح و عملکرد آن مربوط است. دوپامین نوعی اسید آمینه شادی‌آور است که در واقع پیام‌رسان عصبی است و در بیشتر مهره‌داران و بی‌مهرگان وجود دارد و نقش فعال کنندگی دارد). سطح پایین دوپامین باعث خرابی و ناکارایی سلول‌های مشخصی در مغز می‌شود. پارکینسون یک بیماری کشنده نیست ولی ذاتاً آهسته پیشرفت می‌کند. اما پیچیدگی در پیشرفت این بیماری می‌تواند مشکلاتی را در بلع (قورت دادن) و زمین خوردن افراد بوجود آورد. و همین پیچیدگی پارکینسون است که باعث شده این بیماری به عنوان چهاردهمین علت مرگ در u.s شناخته شود.

2- بیماری لوگهریگ (Lou Gehrig’s Disease)

بیماری لوگهریگ یا Als (Amyotrophic Lateral selerosis) اسلکروز جانبی آمیوتروفیک یک بیماری نرون‌های حرکتی یا (Motor Neuron Disease یا MND ) است که موجب تخریب پیشرونده و غیرقابل ترمیم در دستگاه عصبی محیطی می‌شود. لازم به ذکر است این بیماری مسری نیست و جزو سرطان‌ها به شمار نمی‌رود. اما این بیماری سبب می‌شود که نرون‌های عصبی به تدریج از بین روند و فرد توانایی عملکرد عضلات خود را از دست می‌دهد که معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زیادی زنده نخواهند ماند). متخصص اعصاب فرانسوی که بیماری پارکینسون را کشف کرد همان شخصی است که بیماری ALS یا همان بیماری لوگهریگ یا بیماری نرون‌های حرکتی را کشف کرد .این یک اختلال عصبی پیش رونده تباه کننده رشته‌های عصبی است که به مرور باعث از بین رفتن بعضی از سلول‌های عصبی می‌شود. سلول‌های تحت تأثیر آنهایی هستند که کنتر بلع و تنفس و علاوه بر آن حرکت‌های اندام‌های زیرین را بر عهده دارند. هم‌چنین پیشرفت این بیماری باعث از دست دادن توانایی حرکت، صحبت کردن، خوردن و در نهایت تنفس کردن می‌شود. متأسفانه، این درد صددرصد کشنده است. افراد مبتلا نهایتاً فقط 2 تا 5 سال پس از تشخیص بیماری می‌میرند. (اما این قانون کلی نیست و موارد متعددی هم وجود داشته که تا 10 سال هم زنده مانده است و یا حتی دانشمند برجسته بریتانیایی به نام استفن‌ها و کینگ که از سن حدود 20 سالگی تا حدود 50 سالگی با این بیماری زندگی کرده است). (باید توجه داشت که) این بیماری تقریباً بدون درد نیست و افراد درد زیادی را تحمل می‌کنند، اما با این وجود حواس و تفکرات (و مغز) این افراد سالم می‌ماند. (همانند استفن هاوکینگ که با وجود داشتن این بیماری و عدم توانایی حرکتی از مغز او استفاده می‌شود). در ایالات متحده آمریکا سالیانه این بیماری در حدود 5000 نفر تشخیص داده می‌شود. چالش معروف سطل آب یخ Als میزان جست و جوهای اینترنتی را میلیون‌ها بار بالا برده است. (چالش سطل آب یخ به این‌گونه است که بسیاری از مشاهیر و پژوهشگران زنده جهان سطلی از آب یخ را روی سر خودشان می‌ریزند. و قبل از آن نام سه نفر دیگر را به زبان می‌آورند و به شرکت در این بازی دعوت می‌کنند که هر یک از این سه نفر باید در ظرف مدت 24 ساعت همین کار را انجام دهد و گرنه باید 100 دلار بپردازند که این مبلغ صرف کمک به مبتلایان ALS خواهد شد).
این بیماری برای اولین بار توسط جین مارتین چارکت (Jean-Martin Charcot) در سال 18699 کشف گردید. ولی این بیماری چندان شناخته شده نبود، تا زمانی که در سال 1939 ستاره‌ی بیس بال لوگهریگ به این بیماری مبتلا شد. گهریگ در آن زمان فقط 35 سال سن داشت و در اوج حرفه‌ی خود بود. وقتی خبرها منتشر شد. او در چهارم ژولای (July 4 سال 1939 سخنرانی خداحافظی با طرفداران را برگزار کرد، در آن زمان او به خاطر داشتن خانواده‌ی شگفت‌انگیز و داشتن توانایی برای بازی حرفه‌ای با توپ خود را «خوشبخت‌ترین مرد بر روی زمین» نامید. دو سال بعد، او درگذشت. بعد از مرگ او، این بیماری به سرعت به نام بیماری لوگهریگ شناخته شد. حداقل در میان آمریکایی‌ها – و دانش درباره‌ی این بیماری بالا رفت. شاید به خاطر گذشت مدت طولانی از مرگ گهریک، بیماری لوگهریک بیشتر با نام ALS شناخت شده است.

3- بیماری پاگت (Paget’s Disease)

سِر جیمز پاگت در میان بیماری‌های مبتنی بر اسم در جهان کمی غیرمعمول است. زیرا او چندین پذیرش نام نسبت به اسمش داشت. او در سال 1814 در انگلیس متولد شد، پاگت یک جراح و یا تالوژیستی (آسیب‌شناسی) بود که هیچ‌گاه به دانشگاه نرفت. در عوض، او در بیمارستان تربیت شده بود، و چیزی که در آن زمان رایج بود. او پدر پاتالوژی انگلیس مطرح می‌شود، او به خاطر توصیف (تشریح) دقیق تعداد زیادی از بیماری‌ها معروف شد که این بیماری‌ها شامل دفرمه شدن و ورم استخوان‌ها، وضعیتی که با تومورهای استخوانی توصیف می‌شود (بیماری پاگت مربوط به استخوان) (در واقع در بیماری پاگت مربوط به استخوان، استخوان‌های جدید ایجاد می‌شوند که این استخوان‌ها به صورت غیرطبیعی بزرگ هستند و ممکن است در هر جایی از بدن رشد کنند. مثلاً در صورت بروز در ستون فقرات و نخاع از میزان فضای موجود در مجرای نخاعی می‌کاهد و حتی ممکن است در صورت پیشرفت سبب قطع نخاع شود. و یا رشد سلول‌های جدید استخوانی در ستون فقرات سبب ضعیف شدن مهره‌ها و ایجاد قوز در افراد گردد). یک سرطان نادر سینه که در خود سینه و اطراف نوک آن آشکار می‌شود (بیماری پاگت مربوط به نوک سینه) (در واقع بیماری پاگت مربوط به نوک سینه، نوعی سرطان سینه است که با ایجاد ترشحات خونی از یک مجرا است. این بیماری جزء بیماری‌های نادر است و در یک درصد از چهار درصد خانم‌هایی که سرطان سینه دارند اتفاق می‌افتد. که نشانه‌های این بیماری شامل قرمز شدگی نوک سینه و هاله‌ی اطراف آن و سوزش و خارش می‌باشد) هم‌چنین یک بیماری نادر که با زخم در قسمت بیرونی آلت تناسلی زنانه و مردانه شناخته می‌شود (بیماری پاگت آلت مردانه و هم‌چنین با نام بیماری خارجی پاگت شناخته می‌شود)؛ و هم چنین بیماری میانگین تراکم رشته عصبی (نشانگان تونل مچ دست یا سندرم کانال کارپ) (در مچ دست مجرا و تونلی وجود دارد که به آن کانال کارپ یا تونل مچ دستی می‌گویند. از درون این کانال 9 تاندون خم‌کننده انگشتان دست و عصب مریان یا میانی عبور می‌کنند. این تاندون‌ها و عصب از ساعد پایین آمده و از داخل تونل عبور کرده و به کف دست می‌رسند، و باعث حرکت انگشتان می‌شوند، که گاهی اوقات بر اثر وجود یک تومور یا کیست یا بد جوش خوردن یک شکستگی مچ دست می‌تواند موج تنگ شدن فضای کانال شده و حرکت انگشتان را مختل می‌کند. هم‌چنین گاهی به علت حرکات مکرر و مداوم مچ دست مانند تایپ زیاد یا استفاده زیاد از پیانو این بیماری ایجاد می‌شود.) این بیماری‌ها به یکدیگر مرتبط نیستند. فقط همگی آنها به طور اتفاقی توسط پاگت کشف شده‌اند. با وجود اینکه اینها قطعاً پیشرفت‌های مؤثری هستند، اما شاید قسمت مهم این باشد که پاکت یک حامی در جهت جای دادن دانش در پزشکی بود، او به پزشک زنان شدن علاقه‌مند بود و در مورد درمان‌های پزشکی جدید روشنفکر و بی‌تعصب بود. او هم‌چنین به عنوان اولین جراح شناخته شده است که سعی کرد از طریق تختخواب‌های حاوی آب دردهای زخم بستر را کم کند. دانشگاه‌های پزشکی آموزشی جیمز پاگت در نورفلک (Nor folk) در انگلیس به افتخار او نام‌گذاری شده‌اند.
منبع تحقیق: How stuffeworks.com

مترجم: محمود کریمی شرودانی

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن