خیانت در لوزان…
انتشار: 02 ارد ماه 1394 ساعت 23:02 دیدگاه ها: یکی

به گزارش گلستان بلاگ، وب سایت «مقتدر مظلوم» نوشت:

4bunn4ab (1)

توافق لوزان رقم خورد . دقیقا همان چیزی که  قراربود اسمش توافق کلی بر سر چهارچوب توافق نهایی باشد و اما با دروغگویی و فریب کاری و خیانت شخص جناب ظریف وتیم هسته ای ، نامش بیانیه مطبوعاتی نهاده شد ! .
با چنین توافقی ، دقیقا همان مکانیسم خلاف عقل ، خطرناک و ضدامنیتی توافق دومرحله ای مد نظر آمریکایی ها فعال شد .  دقیقا همان چیزی که به آقایان مدعی قانون و شرع ، از طریق بالاترین مقام قانونی این کشور و نهادهای قانونی مسئول نظام ابلاغ و امر شده بود که مجاز به انجام آن نیستند ، اتفاق افتاد .
این که در این توافق چه مفادی گنجانده شد و چه دستاوردها و چه ستانده هایی داشتیم البته بحث مفصلی است که یقینا خیلی ها بدان پرداخته و در روزهای آینده بدان خواهند پرداخت.
من البته سعی میکنم بیشتر به ابعادی از این ماجرا بپردازم که رسانه های رسمی کمتر به آن می پردازند . شرح ماوقع این خیانت  (و چرایی اطلاق لفظ خیانت بر این اتفاق و مسایل مرتبط با آن ) البته کمی طولانی است ولی خب دلیلی بر کوتاه کردن و عبور گذرا از آن این خیانت تاریخی در این برهه تاریخی نمی بینم .

و اما خیانت لوزان !

به لوزان برویم ، پشت درهای بسته مذاکرات !
طبق خطوط  مدنظر و طرح و نقشه آمریکایی ها و خطوط ابلاغ شده به نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای ، در لوزان ، پروژه آمریکایی مذاکرات عملا بدلیل تناقض چهارچوب خواست طرفین  به بن بست رسیده است !

ازسوی نظام ایران به تیم مذاکره کننده ایرانی ابلاغ شده بود که :

1-      توافقش صرفا در یک مرحله  ( ونه در دو مرحله ی کلی و جزیی ) باشد

2-      توافقش بگونه ای باشد که همزمان با شروع تعهدات ایران ( و نه در حین  و در انتهای اجرای تعهدات )  ، همه ی تحریم های مرتبط با پرونده ی هسته ای
بصورت یکجا ( ونه تدریجی و مرحله ای ) لغو  ( و نه تعلیق ) شود .

3-      تعهدات ایران و طرف مقابل و متن توافق بمانند توافق قبلی منعقد شده در ژنو مبهم ، تفسیرپذیراز سوی طرفین نباشد .
4-      حق تعطیل یا کند کردن حرکت علمی و تحقیق و توسعه  هسته ای را ندارند !
5-      تعهد به آژانس برای بازرسی از برنامه ی هسته ای کشور ، صرفا باید در حد تعهدات متعارف بین المللی باشد و حق گنجاندن هرگونه تعهد و بازرسی فوق العاده و خلاف بازرسی های متعارف آژانس ( نظیر پروتکل فوق العاده الحاقی و بازرسی های بشدت سخت تر از پروتکل الحاقی ) را ندارند .
6-      مذاکره کنندگان حق ورود به مسایل غیرهسته ای و ارائه تعهد به دشمن  در مسایلی نظیر مسائل مرتبط با توان دفاعی و نظامی ایران و بحث موشک های بالستیک را ندراند .
7-      مدت زمان تعهدات ایران در اجرای توافق (مدت زمان پذیرش محدودیت و نظارت در برنامه غنی سازی ) نباید بلند مدت باشد ( زیر 10 سال باشد ).

8-      نیاز عملی کشور ایران برای تامین انرژی هسته ای ، توانایی تولید  حداقل190 هزار سو ( تولید شده توسط  190 هزار سانتریفیوژ نسل یک ) انرژی هسته ای است که توافق هسته ای باید بر حق تاکید کرده و در انتهای اجرای این توافق و عادی شدن پرونده ی ایران ، ایران حق  و قابلیت تولید این میزان انرژی هسته ای را در خاک خود دارا باشد .

9-      ماهیت زیرساخت ها ، تاسیسات و دستاوردهای هسته ای ایران شامل تاسیسات فردو ، نطنز و اراک باید حفظ شوند و به کار خود ادامه دهند .
 
10-  توافق ، مسایل و مذاکرات مرتبط با توافق ، در ضرب الاجل تعیین شده به اتمام برسد ( ضرب العجلی که ابتدا قول داده بودند 6 ماه باشد ، بعد شد 1 سال ، بعد 6 ماه دیگر تمدید شد و به تیر 1394 رسید ) و فضای روانی و پراسترس و نگرانی ( ساخته شده توسط همکاری رسانه ای طرفداران پیوند زدن همه ی مشکلات کشور با نتیجه مذاکرات و همکاران غربی آمریکایی ) سایه افکنده بر زندگی و روان مردم و جامعه ی ایران ، بعد از نزدیک به 2 سال فشار روانی هر روز و هر شب ! ،  به پایان رسد و یک بار برای همیشه تکلیف آحاد مردم ، فعالان اقتصادی و مسئولان چشم دوخته به نتیجه مذاکرات هسته ای روشن شود !  .
و سناریوی مرتبط کردن همه مسایل و مشکلات اقتصادی معیشتی مردم به نتیجه مذاکرات تمام شود !
و سناریوی مرتبط کردن  مذاکرات به مسایل داخلی ، انتخاباتی سیاسی کشور و مشخصا انتخابات مجلس و … تمام شود و
و در سال انتخاباتی ایران ، نبض خیابان های تهران در دست دشمن آمریکایی ومزدورانش و طرف مذاکره کننده ی آمریکایی نباشد که بتوانند با این حربه با تولید فشار خیابانی ، کشور را به عقب نشینی و تسلیم دربرابر دشمن مجبور کنند .
خلاصه این که ، هر کاری که میکنند ، تا پایان مهلت این دور از مذاکراتشان بکنند و قال قضیه را بکنند و تکلیف خودشان و همه را مشخص کنند !

در طرف دیگر اهم اصول و خواست تیم مذاکره کننده آمریکایی این بود که :

1-      توافق دومرحله ای باشد و ابتدا توافقی کلی صورت گیرد و بعد به سراغ نگارش توافق روی جزییات بروند .
2-      سازمان تحریم های موجود علیه ایران حفظ شود ( یعنی مثلا قطعنامه های موجود شورای امنیت علیه ایران حفظ شود و ملغی نشود)
3-      صرفا تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای  در یک چهارچوب زمانی طولانی مدت و مرحله به مرحله بعد از اجرای تعهدات ایران و تایید و راستی آزمایی آژانس از نحوه اجرای این تعهدات ، بصورت برگشت پذیر صرفا بصورت محدود تعلیق شود  .
4-      ایران باید در این توافق نگرانی های مرتبط با PMD  یا مسایل مرتبط با ابعاد نظامی برنامه هسته ای خود ( که از نظر آمریکا شامل مسئله موشک های بالستیک ایران می شود ) را برای طرف مقابل رفع کند ! و یکی از شروط راستی آزمایی و تعلیق تحریم های هسته ای ایران رفع این نگرانی است !
که به قول وندی شرمن این نگرانی صرفا با محدود کردن برنامه نظامی و موشکی ایران و نابودی موشک های استراتژیک ایران برطرف می شود !

5-      محدودیت اعمالی بر برنامه هسته ای و شدید ترین نظارت ها بر آن ، باید برای مدت زمانی دورقمی و در بازه زمانی حدود 20 سال باشد . ایران در این مدت برنامه هسته ای خود را عملا باید فریز کند و عملا به 20 سال قبل و زمان شروع برنامه هسته ای خود عقب نشینی کند .
6-      در این مدت غنی سازی هم در حجم ( رقمی نزدیک به 4000 سانتریفیوژ نسل اول و قدیمی ) و هم در کیفیت ( غنی سازی زیر 5 درصد ) باید بشدت محدود شود وبه عقب بازگردد . ذخایر اورانیوم غنی شده ایران شامل 20 درصد و 5 درصد نیز باید نابود شود .

7-      در این مدت تحقیق و توسعه هسته ای ایران باید فریز یا بشدت کند شود  و در نتیجه این محدودیت عملا ایران در پایان دوره محدودیت ، دیگر با یک صنعت عقب مانده ، عقیم ،غیرکاربردی و زیان ده برای کشور مواجه باشد که خود رغبتی برای دنبال کردن آن و غنی سازی در خاک خود نداشته باشد .
8-      غنی سازی و تحقیق و توسعه در فردو ( که عملا بدلیل آسیب ناپذیری در برابر حملات هوایی آمریکا و اسراییل نقش پدافند غیرعامل برای سایر تاسیسات هسته ای ایران را ایفا می کند ) صورت نگیرد .

9-      تاسیسات هسته ای آب سنگین اراک باید برچیده شود .
10-  ایران به اجرای طرح خطرناک و ضدامنیتی پروتکل الحاقی تن دهد و بازرسی از هر مکان در هر زمان و اجازه بازرسی های سرزده به کلیه تاسیسات هسته ای و تاسیسات مشکوک به فعالیت های مرتبط با هسته ای ( اعم از مراکز سری نظامی ، امنیتی و .. ) را به آمریکا و طرف های غربی بدهد .
…………………

همانگونه که مشاهده می کنید بصورت واضحی خواسته های  تیم مذاکراه کننده ایرانی به نمایندگی نظام جمهوری اسلامی ایران ، با خواسته های تیم مذاکره کننده آمریکایی در کلیدی ترین و اساسی ترین بخش هایش دارای تضاد کامل بود .
خب چه اتفاقی افتاد ؟!
مذاکرات عملا به بن بست رسید ! مذاکرات به بن بست رسید چرا که طرف آمریکایی حاضر نبود ذره ای از اصول و خواسته های غیر منطقی خود کوتاه بیاید . این درحالی بود که از طرفی با شکست مذاکرات ، عملا دولت غر بگرای روحانی و به تبع آن جریان غربگرا و مزدور داخلی که همه اعتبار و آبروی خود را به نتیجه مذاکرات گره زده بود ، شکست میخورد .
از طرفی دیگر شکست پروژه پیچیده و محرمانه ی 12 ساله  مذاکرات هسته ای که مستقیما توسط حلقه صهیونیستی آمریکایی راکفلرها طراحی شده بود ، عملا به معنای شکست تلاش های راهبران این پروژه در دستیابی به اهداف نهایی آن بود .. آن هم درست در سال حیاتی 1394 !
کدام اهداف نهایی ؟! نابودی صنعت هسته ای ایران ؟! نه ! نابودی صنعت هسته ای ایران صرفا هدف میانی و راهبردی این حلقه صهیونیستی آمریکایی بود .
اهداف نهایی چه بود ؟
از منظر آمریکایی ها ، بصورت کلی پرونده  هسته ای ایران بهانه خوبی برای اعمال فشار بر نظام و مردم ایران بود . اما این موضوع  با روی کار آمدن حلقه ای با ترکیبی از تربیت شدگان دانشگاه های کادرساز آمریکایی انگلیسی و دولتی  که شعار اصلیشان بر محور  ” چرخ سانتریفیوژ بچرخد بشرط این که چرخ زندگی مردم نیز بچرخد ” بود ، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت .
عملکرد این دولت ، به همراه سیگنال های و پیام های ارسالی به طرف مقابل ، مجموعا تصمیم سازان آمریکایی را به این تحلیل رساند که این دولت قابلیت تبدیل چالش هسته ای ایران با غرب را به چالش مردم با حاکمیت در تمامی عرصه های مدنظر غرب اعم از هسته ای ، نظامی دفاعی و حمایت از مقاومت … داراست .
از نظر آمریکایی ها این قابلیت ها این فرصت تاریخی را در سال 1394 فراهم می کرد که بتوانند از مسیر مذاکرات هسته ای ، به چالش و تعارض درون  حاکمیت ایران و چالش و تعارض اجتماعی سیاسی ( خصوصا چالش طبقه متوسط شهری و جریان علاقه مند به غرب ) در خیابان های تهران و کلان شهرهای ایران برسند .
بنا بر کدهای بدست آمده  ، در براورد طرف آمریکایی ، این وضعیت در آستانه انتخابات مهم مجلس و خبرگان رهبری در ایران می توانست :
یا به تسلیم و عقب نشینی راهبردی نظام و رهبر ایران در برابر غرب و همزمان تقویت جریان غرب گرا در ایران و ساختارهای قانونی این کشور اعم از مجلس شورای اسلامی و خبرگان منجر می شود و به تبع آن منجر به موج تضعیف منطقه ای حامیان ایران و محور مقاومت در جبهه های نبرد و تغییرمعادلات منطقه بسود متحدان امریکا اعم از اسراییل و عربستان می شود و یا
به چالش اساسی نظام با جریان غربگرا و توده های خواهان رفع تحریم   ( افرادی که با عملیات روانی با منشا داخلی و خارجی و دروغ ها و فریب های دستندرکاران مذاکرات  ، واقعا به این تحلیل غلط و دور از واقعیت رسیده اند که توافق با غرب  قرار است به سرعت منجر به رفع تحریم ها و بهبود مشکلات اقتصادی آن ها شود و در این بین این نظام و نهادهای قانونی و انقلابی مرتبط با نظام هستند که با عدم تن دادن به خواسته های غرب و آمریکا  نظیررفع نگرانی آمریکا در خصوص موشک ها و توان دفاعی ایران ! از تحقق شروط توافق و رویای شیرین و پوچ رفع تحریم ها ومثلا بازگشت دلار به 1000 تومان و پراید به 7 میلیون تومان ! جلوگیری می کنند )در کف خیابان های ایران و ایجاد زمینه براندازی با مدل آزموده شده اخیر در اوکراین منجر می شود .
این می شود که از نظر نظام شیطانی صهیونیستی آمریکا ، روی دیگر مذاکرات ، می شود فرصتی برای تغییر نظام در ایران !

حال مجددا برگردیم سر خیانت لوزان !
همانطور که شرح دادم ، در لوزان ، مذاکرات عملا به بن بستی رسید که از نظر غرب و غرب گرایان نباید می رسید ! برای رفع این بن بست چه تدبیری کردند ؟ خیلی ساده بود !
آمریکایی ها که حاضر به کوچکترین عقب نشینی از خواسته ها و خطوط قرمز ابلاغی خود نبودند و تهدید به شکست مذاکرات کردند .
در نتیجه تدبیر طرف ایرانی این شد که برای عدم شکست مذاکرات و تامین رضایت طرف آمریکایی به تمام خواسته ها ، دقت کنید ! به تمام خواسته های مدنظر آمریکا که در بالا ذکر شد بدون کم و کاست ! تن دادند
اسم این تن دادن هم شد ترجیع بند معروف “ پیشرفت خوب در مذاکرات  ” که در این چند روز مدام اخبارش از لوزان و از زبان منابع غربی ها منتشر میشد : پیشرفت های خوبی داشتیم و اما هنوز باز هم جا دارد  … !

این پیشرفت های خوب در مذاکرات به حدی بود که ” ریچارد هاس ” یهودی و منتقد مذاکرات و رییس شورای روابط خارجی آمریکا که اثرگذارترین و کلیدی ترین اطاق فکر تصمیم ساز در آمریکا است ( که اتفاقا متعلق به راکفلرها نیز هست ) در گفتگو با بی بی سی انگلیسی از دستیابی به این سطح از دستاوردهای آمریکا در مذاکرات ؛ اظهار حیرت و شگفتی کرد و دستاورد این مذاکرات برای آمریکا را اساسی تر از مخیله خود توصیف کرد* !
https://www.youtube.com/watch?v=A8vSyXMrk_c
در نتیجه این تدبیر و این تن دادن و تسلیم محض در برابر خواسته های آمریکا در مذاکرات ، تیم مذاکره کننده ایرانی تقریبا از تمامی خواسته ها ، اصول و خطوط قرمز ابلاغی نظام ایران * ( که در بالا ذکر شد )  به تیم مذاکره کننده ( که نماینده گان جمهوری اسلامی بودند ونه نماینده یک جناح خاص در کشور و شخص جناب روحانی !) *عقب نشینی تاریخی صورت دادند  ! 
نه از یک خواسته و یک خط قرمز عقب نشینی کردند ، بلکه بکل چهارچوبی از خواسته ها و خطوط قرمز را به کل به باد دادند ! و اسم توافقشان را نیز برد- برد گذاشتند !
که متاسفانه و متاسفانه  این تیم به ریاست و مسئولیت شخص ظریف کاملا آگاهانه قدم در مسیری گذاشتند که نتیجه آن جز خیانت به کشورو منافع ملیشان ، مردمشان و نظام اعتماد کرده به آن ها نبود !
آن ها بودند که آگاهانه انتخاب کردند که علی رغم این که می دانستند در مذاکرات چه اتفاقی رخ داده ، با دروغ گویی  و فریب کاری که نظیر آن را قبلا نیز در توافق ژنو به نمایش گذاشته بودند ، برای مردم و نظامشان نمایشی رقت انگیز بازی کنند و مدعی رسیدن به بیانیه ی مطبوعاتی ( اما تعهد آوریی ! ) شوند که خواسته های نظام و مردمشان ( شامل خواسته ها و خطوط قرمز نظام و خواست همگانی لغو یکباره و سریع تحریم ها در هنگام انعقاد توافق ) را تامین می کند !

و این گونه دروغ و فریب و خیانت پیشگی را انتخاب کردند
 و چه بد مسیری را انتخاب کردند ..
برتمامی خطوط قرمز و خواست نظام پا گذاشتند و تلاش کردند با بازی با کلمات و مغالطات بچه گانه و بازی های رسانه ای ؛ بر خیانت و اعتمادی که نظام به آن ها کرده بود پا گذاشتند !
توافق دومرحله ای شد ! مجددا کلی و مبهم و تفسیر پذیر شد ! عملا روند مذاکرات و حواشی تا سالیان دیگر طولانی شد !
خواست لغو یکباره و فوری همه ی تحریم های اصلی اعم از مالی و بانکی در همان زمان انعقاد توافق ، محقق نشد ! لغو تحریم های اصلی ، موکول شد به رفع  مجموعه ای از نگرانی ها مسایل خودساخته آمریکایی ها و کلاف های سردرگمی که رشته اش فقط و فقط در دست آمریکایی هاست و قاضی اش در راستی آزمایی آژانس مزور و فریب کار انرژی اتمی ! . مسایلی که حل آن ها سال ها زمان می برد !
رفع نگرانی آمریکا در مسایل موشکی ، نظامی و دفاعی کشور عملا شرط برداشته شدن تحریم ها قرار گرفت !
امکان مداخله در امور داخلی و به خطر افتادن امنیت کشور با تعهد اجرای پروتکل الحاقی فراهم شد !
نیاز 190 هزار سو انرژی هسته ای ایران عملا بایگانی شد !
تاسیسات اراک عملا با خاک یکسان شد و تغییر ماهیت داد !
فردو عملا اخته شد و تغییر کاربری داد و تبدیل شد به پارک علم و فناوری با ماکت نمایشی 1000 سانتریفیوژی که بدون غنی سازی ، صرفا برای رضای خدا به فعالیت خود ادامه می دهند !
و آقای روحانی با بازی با کلمات مدعی است فردو باقی می ماند ! اراک باقی می ماند ! سانتریفیوژها به چرخش خود ادامه می دهند !  سخنی از حق ایران برای غنی سازی طبق نیازش که 190 هزارسو هست به میان نمی آورند و مجوز چرخیدن نمایشی 5000 هزار سانتریفیوژ نسل اول که 1 درصد از نیاز عملی کشور در انرژی هسته ای را نیز تامین نمی کند را دستیابی و تثبیت حق غنی سازی ایران جار می زنند !
و صنعت هسته ای ایران به صنعتی دکوری و اخته برای عبرت آیندگان تبدیل شد

آقایان با بی شرمی ، برای این که تنور مذاکرات ذلت بارشان خاموش نشود و بتوانند چند صباحی بیشتر مردم بیچاره را با رویای برداشته شدن تحریم ها دنبال خود نگه دارند و برای منتقدانشان در خیابان ها شاخ و شانه بکشند ، مجموعه ای از دستاوردهای دروغین را برای خود جا زدند که خودشان به خوبی می دانستند فریب کاری بیش نیست !
در نمایشی آشکار که سناریو آن را در لوزان نوشتند و نقش های آن را تقسیم کردند ، به متن بی ارزش بیانیه ای رسیدند که صرفا برای بسته شدن دهان منتقدان داخلی خود نگارش یافته بود !
بیانیه ی تفاهمی که هر یک از طرفین بلافاصله تفسیرهای بشدت متفاوت از آن ارائه کرد !
مدعی شدند که توافق کرده اند که در روز انجام توافق همه ی قطعنامه های قبلی  شورای امنیت لغو شود و قطعنامه جدیدی منعقد شود که تعهدات طرفین را در آن مستند کنند !
ادعایی که اگر واقعیت داشت چه شیرین و دلچسب بود !
اما حاشا و کلا که دروغ گویان خود بهتر می دانند ناموس ساختار تحریم های آمریکا اتفاقا به همان قطعنامه های پیشین شورای امنیت گره خورده است و دشمن آمریکا در مذاکراتش به هیچ وجه حاضر به پذیرش لغو آن قطعنامه ها نشده است !
بلکه قرار شده طبق همان راهبرد اعلام شده اش ، ضمنحفظ قطعنامه های تحریمی پیشین شورای امنیت ( بخوانید حفظ ساختار تحریم ) صرفا بعد از رفع کلیه نگرانی هایش در بحث غنی سازی ، فردو ، اراک و ابعاد احتمالی نظامی و شبهات بی در وپیکرش در خصوص برنامه هسته ای ایران ( که طبق براورد خودشان زمان حل این مسایل دوره ای است نزدیک به 4 سال تا برنامه ایران و حسن نیتش در حل مشکلات راستی آزمایی شود !  ) ؛ تا وقتی که آژانس رضایت داد آنگاه قطعنامه جدیدی در شورای امنیت منعقد شود که به منزله پیوست قطعنامه های قبلی عمل کند و تحریم های آن ها را به صورت مرحله ای و در طول مدت چند ساله ، تخفیف داده و موقتا تعلیق و نه لغو کند !
بله 4 سال ! و با این بندهای مبهم و تعهدات بی دروپیکر گنجانده شده که هرکدام چاه ویلی است در مسیر توافق ، چه بسا بیش از 4 سال دیگر !

آیا آقایان جرات و صداقت دارند تا چنین واقعیاتی را به مردم و طرفدارانشان بگویند ؟! همان ها که برای اردوکشی خیابانی تحت قالب جشن هسته ای و .. سازماندهی و هدایتشان می کنند ؟!
یا با بی شرمی در مقابل دوربین می ایستند به مانند سایر دروغ های سابقشان ، این بار هم می گویند که :
آری همه ی تحریم ها قرار است در هنگام اجرای توافق برداشته شود ! فقط یک چند هفته چند ماهی طول می کشد که هر کدام از کشورهای طرف توافق زمینه ی اجرای توافق را در کشورهایشان آماده کنند !! مردم نگران نباشند !!
حالا بروند خوشحال باشند و در خیابان ها جشن ذلت هسته ای برپا کنند و ابزار زورآزمایی خیابانی ما دربرابر نظام و منتقدان گندکاری ما در ژنو و لوزان شوند و پای کار ما باشند تا ما با همین فرمان دروغ گویی و فریب کاری رای انتخابات آینده را نیز از آن خود کنیم و قدرتمان مستدام شود ! برای سال دیگر هم که مشخص شد خبری از رفع تحریم ها و حل مساله غرب ساخته هسته ای نیست ، بهانه ای جور می کنیم و می گوییم سپاه و نظام و رهبری نگذاشتند که نگرانی های آمریکا برطرف شود و تحریم ها رفع شود ؛ ما که توافق کرده بودیم کل تحریم ها الساعه ، با جا برداشته شود !

آری ، این گونه در سکوت انبوه نخبگان و تریبون داران و مسئولان این کشور ، خیانت لوزان رقم خورد …
خیانتی که مستقیما منافع ملی کشور را هدف می گیرد
خیانتی که حاکمیت ملی و نظام را به چالش می کشد ..
خیانتی که بی شرمانه ایستادگی در برابر امام و رهبر قانونی این کشور را دنبال می کند ..
خیانتی که در بطن خود به اعتماد مردم به این نظام خدشه جدی وارد می کند ..
خیانتی که امنیت ملی کشور را مستقیما و غیرمستقیما تهدید می کند ..
خیانتی که استقلال این کشور عزیز و بزرگ را زیر سوال می برد ..
خیانتی که با همراهی و همقدمی با دشمنان این کشور و با تلاش جهت دورزدن و تضعیف نهادهای قانونی برآمده از رای مردم ، به جمهوریت نظام حمله ور می شود ..
خیانتی که آرمان های این انقلاب را به پای منافع حزبی و به پای وندی و جان و باراک ، ذبح می کند ..
خیانتی که به مراتب و به مراتب از جریان نوشاندن جام زهر به حضرت امام روح الله در قطعنامه 598 ، مزورانه تر و خطرناک تر برای کشور جمهوری اسلامی ایران است
خیانتی که عاقبتی جز رودرویی و شمشیر کشیدن بر انقلاب اسلامی و نظام نخواهد داشت ..
آیا ساکتان و نظاره کنندگان دربرابر این خیانت عظیم ، از هر قشر و صنف و دسته و گروه ، حجت و پاسخی برای سکوت خود در این روزهای فتنه گون دارند …

پینوشت :

این نوشتار  صرفا جهت آگاهی بخشی و بصیرت افزایی عموم مخاطبان نسبت به خطر فتنه پیش روی انقلاب  نگاشته شده و هیچ هدفی جهت تهییج افراد برای شکل دهی برهر اقدام غیرقانونی ندارد .
کما این که همانگونه که در این نوشتار نیز توضیح داده شده است ، طبق راهبرد دولبه ی دشمن و مزدوران و فریب خوردگان داخلی اش ، در وضعیت فعلی دشمنان از 2گونه واکنش ما نسبت به مسایل این روزها بشدت استقبال می کند :
1-      انفعال ، سستی ، سرخوردگی و انزوایی که نتیجه اش انزوای امام جامعه و تفکر و اراده اش در میان امت و مسئولان  است
2-      واکنش و حرکات احساسی ، خلاف قانون و رادیکالی که منجر به شکل دهی دوقطبی های احساسی اجتماعی در خیابان ها شود .

در نتیجه هرگونه حرکتی که به هرنحو در کف جامعه ؛ و نه فضای علمی و نخبگانی و دورازهیجان؛  ایجاد دوقطبی های کاذب مخالفان توافق و موافقان توافق در سطح اجتماع  کند ( نظیر اقدام آزمایشی که اخیر در شبکه های اجتماعی جهت فراخوان حامیان ظریف و رفع تحریم ها ! علیه منتقدان در مجلس  برای حضور  در خیابان ها صورت گرفت ) قطعا تکمیل پازل و سناریوی دشمن آمریکایی در سناریوی مذاکرات هسته ای و حرکت دادن ایران به سمت مدل براندازی اوکراین است .
در نتیجه واکنش ما به این تحرکات و تحولات هرچه که باشد اولا نباید انفعالی و احساسی باشد ، ثانیا باید از بستر و مسیر قانون جمهوری اسلامی و نهادهای قانونی کشور بگذرد .

هشیارباشیم و به خدا توکل کنیم که به لطف خدا از این آزمون و فتنه بزرگ نیز سربلند بیرون خواهیم آمد ، ان شا ءالله .

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

یک نظر به "خیانت در لوزان…"

نظر دادن