حکم حضور در عزای اولیای الهی – برپایی عزاداری در راستای وحدت
انتشار: 26 مهر ماه 1394 ساعت 23:07 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اشراق» نوشت:

24(8)

یکی از شبهاتی که توسط برخی افراد و یا وهابیان مطرح می شود این است که چرا در سوگ اولیای الهی عزاداری می کنیم؟ و چرا در سوگ آن ها می گرییم و مراسم برپا می کنیم؟ چرا به سینه می زنیم و مرثیه می خوانیم؟ و چرا در مورد گذشته ها تجدید خاطره می کنیم؟ آیا آن ها به عزاداری ما احتیاج دارند یا ما به عزاداری برای آن ها محتاجیم؟

وهابیان این عمل را بدعت می دانند و می گویند: هیچ دلیل و مدرکی برای آن ها وجود ندارد و لذا جزء سنت به حساب نمی آید و باید ترک شود. اینک به بررسی این موضوع در سطوح مختلف می پردازیم:

حکم حضور در عزای اولیای الهی
بخاری به سند خود از عایشه نقل می کند: «هنگامی که خبر شهادت زید بن حارثه و جعفر و عبدالله بن رواحه به پیامبر(ص) رسید، حضرت در حالی که آثار حزن در صورتش نمایان بود وارد مسجد شد و در آنجا نشست».1

ابن هشام نقل می کند: «هنگامی که پیامبر(ص) به مدینه بازگشت صدای گریه و نوحه را بر کشته شدگان شنید. آنگاه چشمان پیامبر(ص) پر از اشک شد و فرمود: ولی حمزه گریه کننده ای ندارد. با شنیدن این سخن، زنان بنی اشهل آمدند و بر عموی رسول خدا(ص) گریستند».2

برپایی عزاداری در راستای وحدت
گاهی گفته می شود که برپایی مراسم عزا با وحدت مسلمانان سازگاری ندارد؛ زیرا این مراسم در برگیرنده ی اعتراض و لعن بر برخی از خلفای مسلمانان است، و لذا جهت ایجاد وحدت در بین مسلمین ترک آن لازم و ضروری است.

پاسخ: اولاً: قضیه ی امام حسین(ع) نه تنها به مصلحت شیعه است بلکه به مصلحت مسلمانان و عموم آزادی خواهان عالم است، لذا برپایی مراسم یادبود حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و با ایجاد روحیه ی  شهادت طلبی در راه تثبیت آزادی و ایمان می توان جوامع بشری را از یوغ اسارت و بردگی دیگران رهایی بخشید.

ثانیاً: در ذکر مصیبت امام حسین(ع) چندان سخنی از صحابه  به میان نمی آید. مگر نه این است که عموم صحابه پیامبر(ص)، حضرت امام حسین(ع) را دوست می داشتند و او را احترام می نمودند؟ و حتی برخی از آنان در کربلا در رکاب امامشان به شهادت رسیدند که از آن ها می توان به حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، بریر ببن خضیر همدانی، عروه غفاری و دیگران اشاره کرد.

یادبود عاشورای حسینی هرگز بین مسلمانان ایجاد اختلاف نکرده و نخواهد کرد. آری، یادبود حسینی می تواند بین مسلمانان و منافقان دغل کاری امثال یزید و ابن زیاد و عمر بن سعد و اتباع آنان تفرقه بیندازد.

سینه زنی در سوگ امام حسین(ع)
از برخی از روایات شیعه و سنّی استفاده می شود که سینه زدن در سوگ امام حسین(ع) گرچه موجب قرمز شدن سینه شود، اشکالی نداشته، بلکه امری راجح است.

الف – روایات شیعه
با مراجعه و تأمل در روایات اهل بیت(ع) استفاده می شود که ایشان انواع عزاداری مشروع از قبیل سینه زنی را اجازه داده اند. اینک به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
1- شیخ طوسی از امام صادق(ع) نقل کرده اند که فرمود: «لا شی فی اللطم علی الخدود سوی الاستغفار و التوبه، و قد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمِات علی الحسین بن علی(ع) و علی مثله تلطم الخدود و تشقّ الجیوب؛3
چیزی  در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه نیست، زیرا زنان فاطمی در سوگ حسین بن علی(ع) گریبان چاک داده و به صورت زدند. و بر مثل حسین باید به صورت زده و گریبان چاک داد».

2- در  زیارت ناحیه مقدسه  آمده است: «فلمّا رأین النساء جوادک مخزیّاً… برزن من الخدور ناشرات الشعور، علی الخدود لاطمات و بالعویل ناحیات؛4
زنان چون اسب  زخم خورده تو را دیدند… از پشت پرده ها بیرون آمدند در حالی که موهای خود را پریشان کرده و بر صورت می زند و با صدای بلند نوحه می کردند».

3- و نیز در آن زیارت می خوانیم که امام زمان(عج) خطاب به امام حسین(ع) عرض می کند: «و لأندبنّک  صباحاً و مساءاً، و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً؛5
من صبح و عصر بر تو ندبه می کنم و به جای اشک ها بر تو خون می گریم».

4- از امام رضا(ع) روایت شده که فرمود: «انّ یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا عزیزنا بأرض کرب و بلا، و اورثنا الکرب و البلاء یوم الانقضاء…؛6
همانا روز حسین(ع) پلک های ما را زخم کرده و اشکان ما را ریزان نموده و عزیز ما را در سرزمین کرب و بلا ذلیل کرده است. و غصه و بلا را تا روز قیامت برای ما به ارث گذارده است».

5- شیخ مفید(ره) نقل می کند: چون زینب(س) اشعار برادرش حسین(ع) را شنید که می گوید:«یا دهر اُفٍّ لک من خلیل…» سیلی به صورت زد و دست برد و گریبان چاک داد و بیهوش شد».7
6- سید بن طاووس نقل کرده: «چون اسیران در بازگشتشان به مدینه به کربلا رسیدند، جابر بن عبدالله انصاری را همراه جماعتی از بنی هاشم و مردانی از آل رسول مشاهده کردند که برای زیارت قبر حسین(ع) آمده اند.

همگی در یک وقت به هم رسیدند و شروع به گریه و حزن کرده و بر خود می زدند و چنان عزاداری به پا کردند که جگرها را می سوزاند، زنان آنان سرزمین نیز با آنان همنوا شده و چند روز عزاداری برپا کردند.8

7- ابن قولویه نقل کرده که حورالعین در اعلی علیین بر حسین به سینه و صورت زدند.9

8- کلینی به سند خود ار جابر نقل می کند که به امام باقر(ع) عرض کرد: جزع چیست؟ حضرت فرمود: «اشدّ الجزع الصراخ بالویل و العویل و لطم الوجه و الصدر…؛10
شدیدترین جزع، فریاد و واویلا و صیحه و زدن به صورت و سینه است…».

ب – روایات اهل سنت
اهل سنّت نیز روایاتی را نقل کرده اند که دلالت بر رجحان سینه زنی در سوگ اولیای الهی خصوصاً سالار شهیدان امام حسین(ع) دارد. اینک به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
1- ابن کثیر نقل کرده که چون اسیران را بر امام حسین(ع) و اصحابش مرور دادند زنان شیون کشیده، به صورت خود زدند، و زینب صدا بلند کرد: «یا محمّداه…».11

این در حالی است که هرگز امام سجاد(ع) که همراهشان بود به عمل آنان اعتراض نکرد.

2- زمانی که امام حسین(ع) در کربلا چنین رجز خواند:
یا دهر افّ لک من خلیل                                                 کم لک فی الاشراق و الاصیل

صدا به گوش زینب(س) رسید. در این هنگام پیراهن خود را چاک داده، بر صورت خود زد و سر برهنه از خیمه بیرون آمد و فریاد برآورد: واثکلاه، واحزناه.12

3- از جمله ادله ی عدم حرمت بر سینه و صورت زدن در سوگ انبیا و اوصیا و فرزندان انبیاء، خصوصاً کسانی که بر روی زمین هیچ کس مثل آنان نبوده است، روایتی است که احمد و دیگران به سند صحیح از عایشه نقل کرده اند که گفت: «…رسول خدا(ص) قبض روح شد[…]13،آنگاه سر او را بر بالشتی قرار دادم. در این هنگام من با زنان برخواسته و به خود زده و من به صورت خود می زدم…».14

محمّد سلیم اسد درباره ی سند این حدیث خود می گوید: «این سند صحیح است».15

4- مجرد زدن انسان به خودش در مصیبتی که به او وارد شده، دلیلی بر حرمت آن نیست؛ زیرا احمد بن حنبل به سند خود از ابو هریره نقل کرده که شخصی اعرابی نزد رسول خدا(ص) آمد و شروع به زدن به صورت خود کرد و موی خود را می کند و می گفت: من خودم را هلاک شده می بینم.

رسول خدا(ص) به او فرمود: چه چیز تو را هلاک نموده است؟!! و گفت من در ماه رمضان با همسر خود جماع کردم! حضرت به او فرمود: آیا می توانی یک بنده آزاد کنی؟16

در این حدیث مشاهده می کنیم که پیامبر(ص) بر این کار او اعتراض نکرد و او را از زدن به صورت و کندن مو نهی ننمود.

5- جرحی زیدان می گید: «شکی نیست که ابن زیاد با کشتن حسین(ع) جرم بزرگی را مرتکب شد که فجیع تر از آن در تاریخ عالم واقع نشده است. و لذا باکی نیست بر شیعه که به جهت کشته شدن حسین(ع) اظهار ظلم کرده، بر او در هر سال بگرید، و گریبان چاک دهد، و با اظهار تأسف بر او به سینه های خود زند؛ زیرا او مظلومانه کشته شد».17

بررسی ادله ی مخالفین
مخالفین سینه زنی به ادله ای چند از روایات فریقین تمسّک کرده اند:
الف – روایات عامه
بخاری به سند خود از عبدالله نقل کرده که پیامبر(ص) فرمود: «لیس منّا من لطم الخدود و شقّ الجیوب و دعا بدعوی الجاهلیه»؛18
از ما نیست کسی که به صورت سیلی زده، یقه ها چاک دهد و مدّعی دعوای جاهلیّت باشد».

برخی به این حدیث تمسّک کرده و از سینه زنی و نوحه سرایی در سوگ اولیای الهی خصوصاً سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) منع کرده اند.

پاسخ: این حدیث ناظر به موردی است که کسی این افعال را به عنوان اعتراض به قضای الهی در مقابل مرگ عزیزش انجام دهد. و این نکته ای است که بسیاری از شارحان صحیح بخاری؛ از قبیل: عسقلانی، ملا علی قاری، کرمانی، قسطلانی به آن اشاره کرده اند.19

کرمانی می نویسد: «اگر کسی بگوید: گریبان چاک کردن و به صورت زدن باعث نمی شود که فاعل این دو کار از این امت خارج گردد، پس این نفی چه معنایی دارد، در جواب می گوییم: این به جهت شدت و تغلیظ است، مگر آن که ادعای مطالب جاهلیت را به گونه ای تفسیر کنیم که موجب کفر شود، مانند تحلیل حرام یا عدم تسلیم در برابر قضای الهی، که در این صورت نفی حقیقی است».20

مناوی در ذیل این حدیث می نویسد: «این تعبیر دلالت بر عدم رضایت دارد، و سبب آن چیزی است که این اعمال متضمن آن است که از آن جمله راضی نبودن به قضای الهی است».21

نتیجه این که: این حدیث هرگز ناظر بر سینه زنی در روز عاشورا  و در عزای امام حسین(ع) و دیگر اولیای الهی نیست، عملی که به جهت تعظیم دین و شعائر آن و اظهار محبت نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) انجام می گیرد.

ب روایات اهل بیت(ع)
در منابع شیعی روایاتی وجود دارد که به ظاهر از نوحه سرایی و سینه زنی نهی کرده است؛
1- جابر بن عبدالله انصاری می گوید: از امام باقر(ع) درباره ی (جزع) سئوال کردم؟ حضرت فرمود: «اشدّ الجزع الصراخ بالویل و لطم الوجه و الصدر و جزّ الشعر من النواصی و من اقام النواحه فقد ترک الصبر و اخذ فی غیر طریقه؛22
شدیدترین مرتبه ی جزع عبارت است از فریاد همراه وای گفتن، زدن به صورت و سینه و کندن مو از جلوی سر، و هر کس نوحه گری برپا کند به طور حتم صبر را رها کرده و در راه غیر صبر قرار گرفته است».

2- از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: «نهی رسول الله(ص) عن الرنه عند المصیبه و نهی عن النیاحه والاستماع الیها؛23
رسول خدا(ص) از فریاد برآوردن هنگام مصیبت نهی کرده است. و نیز از نوحه سرایی و گوش دادن به آن نیز نهی نموده است».

3- عمرو بن ابی مقدام می گوید: از امام باقر(ع) شنیدم که درباره ی آیه ی «وَ لَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُ‌وفٍ».24 فرمود: رسول خدا(ص) به دخترش فاطمه(س) فرمود: «اذا أنا متّ فلاتخشمی علیّ وجهاً و لا تُرخی علیّ شعراً و لا تنادی بالویل و لا تقیمنّ علیّ نائحه»؛25
هرگاه من از دنیا رفتم صورت خود را خراش مده، و موی خود را پریشان مساز و برای من نوحه گری نکن».

پاسخ: اولاً: این دسته از روایات اصل برپایی مجالس عزا را نهی نمی کند، بلکه از هر عملی که با قضا و قدر الهی منافات داشته باشد جلوگیری کرده است؛ زیرا برخی در فراغ از دست رفته ی خود شکوه و اعتراض نموده، مقدّرات الهی را زیر سئوال می برند، ولی اگر در نوحه سرایی و مرثیه خوانی برای میّت تنها ذکر فضایل و خوبی های او گفته شود اشکالی ندارد.

ثانیاً: روایات ناهیه مربوط به موردی است که بر نوحه گری و مرثیه خوانی اثری عقلایی مترتب نگردد، در حالی که عزاداری برای اولیای الهی داری آثاری عقلایی است. و نیز به اثبات رساندیم که می توانیم آن را داخل در ادله ی عام کنیم. خصوصاً آن که ثابت شد که سیره ی رسول خدا(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت و صحابه و تابعین و مسلمانان در طول تاریخ بر برپایی مراسم عزا و مرثیه خوانی و نوحه گری  در سوگ اولیای الهی، خصوصاً امام حسین(ع) بوده است.

ثالثاً: در برخی از روایات تصریح به جواز بلکه رجحان نوحه گری و جزع در سوگ امام حسین(ع) شده است؛
1- در روایتی از امام صادق(ع) نقل است که فرمود: «کلّ الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین(ع)؛26
هر جزع و گریه ای مکروه است به جز جزع و گریه امام حسین(ع)».

2- امام رضا(ع) به پسر شبیب فرمود: «…انّ یوم الحسین(ع) اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذلّ عزیزنا بأرض کرب و بلا و اورثنا الکرب و البلاء الی یوم الانقضاء…؛27
همانا روز حسین(ع) پلک های ما را زخم کرده و اشک های ما را جاری ساخته و عزیز ما را در زمین کرب و بلا ذلیل کرده است. و تا روز انقضاء [دنیا] غصه و بلا را برای ما به ارث گذارده است».

3- امام صادق(ع) به عبدالله بن حماد فرمود: «به من خبر رسیده که گروههایی از اطراف کوفه و نقاط دیگر و نیز گروهی از خانم ها در نیمه ی شعبان، کنار تربت پاک حسین بن علی(ع) اجتماع نموده، بر حسین(ع) نوحه سرایی کرده و قرآن تلاوت می کنند و گروهی به نقل تاریخ و برخی دیگر به مرثیه سرایی می پردازند.

حماد عرض کرد: من خود شاهد چنین مراسمی بوده ام. امام فرمود: خدا را سپاس که برخی از مردم را علاقمند ما قرار داده تا به مدح و ستایش ما پرداخته و برای ما سوگواری کنند، دشمنان ما را مورد سرزنش قرار داده، کارهای زشت و ناپسند آنان را آشکار نمایند».28

4- ابن قولویه از مسمع کردین روایت کرده که امام صادق(ع) به من فرمود: «… آیا مصایب کربلا را به یاد می آوری؟» عرض کردم: آری. فرمود: «… آیا جزع و اظهار نارحتی می کنی؟» گفتم: آری، سوگند به خدا! که گریه می کنم. حضرت فرمود: «خدا گریه ات را بپذیرد. آگاه باش! که تو از کسانی هستی که برای مصایب ما اظهار ناراحتی و جزع می کنند. تو از کسانی هستی که در خوشحالی ما خوشحال و در اندوه و حزن ما اندوهناکند…».29

پی نوشت ها
1- ارشاد الساری، ج 2، ص 393.
2- السیره النبویه، ج 3، ص 105.
3- تهذیب الاحکام، ج 8، ص 325.
4- کامل الزیارات، ص 260 و 261.
5- همان.
6- بحارالانوار، ج 44، ص 284.
7- الارشاد، شیخ مفید(ره)، ص 232.
8- لهوف، ص 112 و 113 ؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 146.
9- کامل الزیارات، ص 80 ؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 201.
10- وسائل الشیعه، ج 2، ص 915.
11- البدایه و النهایه، ج 8، ص 210 ؛ مقتل الحسین(ع)، خوارزمی، ج 2، ص 39.
12- تاریخ طبری، ج 4، ص 319؛ کامل ابن اثیر، ج4 ، ص 59؛ ارشاد مفید، ج 2، ص 94.
13- در حالی که در دامن من قرار داشت، (ما نظر اهل سنت را در خصوص این موضوع که بر دامن عایشه بوده صحیح نمی دانیم).
14- مسند احمد، ج 6، ص 274.
15- حاشیه مسند ابی یعلی، ج 5، ص 63.
16- مسند احمد، ج 2، ص 516.
17- تاریخ النیاحه، ج 2، ص 30، به نقل از جرجی زیدان.
18- صحیح بخاری، ح 1220.
19- فتح الباری، ج 3، شرح الکرمانی علی البخاری، ج 7، ص 88؛ ارشاد الساری، ج 2، ص 406؛ عمده القاری، ج 8، ص 87.
20- شرح کرمانی بر بخاری، ج 7، 88.
21- فیض القدیر، ج 5، ص 493.
22- وسائل الشیعه، ج 2، ص 915، باب کراهه الصراخ بالویل و العویل.
23- همان.
24- سوره ممتحنه، آیه 12.
25- وسائل الشیعه، ج 2، ص 915.
26- بحارالأنوار، ج 44، ص 289.
27- همان.
28- کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 539، باب 108.
29- بحارالأنوار، ج 44، ص 289.
منبع: برپایی مراسم جشن و عزا – سلسله مباحث شناخت وهّابیان – علی اصغر رضوانی.

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن