حکمت زنده ماندن مسیح (ع) دلیل ادامه ی حیات حضرت مسیح تا زمان ظهور
انتشار: 08 اسف ماه 1394 ساعت 21:12 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اریان بلاگفا» نوشت:

 حکمت زنده ماندن مسیح (علیه السلام) تا زمان ظهور چیست؟ و علّت تقارن و بقای ایشان با بقای حضرت مهدی (علیه السلام) که البتّه بعضی منکر آن هستند، چیست؟
2(8)
سبب این امر، تصدیق نبوّت سیّد اُمییّن حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)، خاتم پیامبران و رسول پروردگار عالمیان و نیز آشکار ساختن دعوت باطنی که به عیسی بن مریم (علیه السلام) منتسب می نمایند، است. همچنین با نمازی که پشت سر امام مهدی (علیه السلام) می خوانند، ایشان را تأیید و مردم را دعوت به دین محمّدی که او امام آن است، می نماید. پس بقای حضرت مهدی (علیه السلام) اصل بوده و بقای آن دو، فرع بر بقای ایشان است. بقای دو فرع، بدون بقای اصل آنها درست نیست و اگر اینگونه بود، وجود مسبّب نیز بدون سبب جایز بود و این عقلاً محال است. اینکه ما گفتیم بقای حضرت مهدی (علیه السلام) برای بقای آن دو اصل است، به این سبب است که وجود حضرت عیسی (علیه السلام) به صورت انفرادی و بدون جهت یاری کردن شریعت اسلام و بدون تأیید نمودن امام (علیه السلام)، درست نیست؛ زیرا اگر چنین چیزی صحیح بود، به لحاظ دولت و دعوت مستقل می بود و این موجب ابطال دعوت او می شد؛ زرا در حالی که باید تابع باشد، مورد تبعیّت قرار می گرفت و در حالی که بنا بود فرع باشد، اصل قرار می گرفت؛ در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «لَا نَبِیَّ بَعدِی؛ پیامبری بعد از من نیست.» و فرمودند:
«الحَلَالُ مَا أحَلَّ الله عَلَی لِسَانی إِلَی یَومِ القِیَامَه وَ الحَرَامُ مَا حَرَّمَ الله عَلَی لِسَانِی إِلَی یَومِ القِیَامَه.» فَلَا بُدَّ مِن أن یَکُونَ لَهُ عَوناً وَ نَاصِراً وَ مُصَدِّقَاً وَ إِذَا لَم یَجِد مَن یَکُونُ لَهُ عَوناً وَ مُصَدِّقاً لَم یَکُن لِوُجُودِهِ تَأثِیرُ فَثَبَتَ أنَّ وُجُودَ المَهدِیِّ (علیه السلام) أصلٌ لِوُجُودِهِ وَ کَذَلِکَ الدَّجَّالُ اللَّعِینُ لَا یَصِحُّ وُجُودُهُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ لَا یَکُونُ لِلأمَّه إِمَامٌ یَرجِعُونَ إِلَیهِ وَ وَزِیرٌ یُعَوِّلُونَ عَلَیه؛ (1) «آنچه خدا به وسیله ی من حلال کرده تا روز قیامت حلال و آنچه به وسیله ی من حرام گردانیده تا روز قیامت حرام است.»
پس به ناچار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید یار، مددکار و تصدیق کننده ای داشته باشد و اگر یار، مددکار و تصدیق کننده ای نیابد وجود او تأثیری نخواهد گذاشت. از این رو ثابت می شود که حضرت مهدی (علیه السلام) اصل برای وجود حضرت عیسی (علیه السلام) و دعوت محمّدی است و نیز ثابت می گردد که وجود دجّال ملعون در آخرالزّمان درست نبوده و برای امّت اسلامی، امامی (جز حضرت مهدی (علیه السلام) که مرجع مردم باشد و وزیری که به آن نیازمند باشند، وجود ندارد.
امّا در پاسخ به انکار بقای حضرت مهدی (علیه السلام) در «سرداب»، بدون اینکه کسی اقدام به تأمین غذا و نوشیدنی برای ایشان بنماید، دو جواب وجود دارد:
پاسخ اوّل: همان طور که ادامه ی حیات حضرت عیسی (علیه السلام) در آسمان بدون اینکه کسی موظّف به تأمین غذا و نوشیدنی برای وی که بشری مانند حضرت مهدی (علیه السلام) باشد، ممکن است، برای حضرت مهدی (علیه السلام) نیز ادامه ی حیات در سرداب به همین شکل ممکن است و اگر گفته شود: ربّ العالمین از خزانه ی غیبش او را تغذیه می نماید، در جواب می گوییم: خزائن خداوند با اضافه کردن حضرت مهدی (علیه السلام) در اطعام دادن، کاستی نمی پذیرد و اگر کسی بگوید: حضرت عیسی (علیه السلام) از طبیعت بشری خارج شده است. می گوییم: این ادّعایی باطل است؛ زیرا خداوند تعالی به اشرف پیامبران (علیه السلام) فرمودند:
«بگو جز این نیست که من بشری مانند شما هستم.»
و اگر کسی بگوید: این غذا و نوشیدنی را از عالم اعلا دریافت می نماید، می گوییم: این محتاج به قطعیّت و یقین است و ما راهی به سوی آن نداریم.
پاسخ دوم: اگر ادامه ی حیات دجّال در دیری که از آن سخن گفتیم، آن هم با بسته بودن دستان او با غل و زنجیر به گردنش و بنا بر روایت دیگر در چاه در بند، بدون اینکه کسی غذا و نوشیدنی برای او مهیّا کند، ممکن باشد، چه مانعی برای بقای حضرت مهدی (علیه السلام) که مورد اکرام خداوند است و بدون بسته بودن در غل و زنجیر وجود دارد؟ و از آنجا که همه ی اینها در ید قدرت خدای متعال است، هیچ یک از آنها به لحاظ شرعی و نه عادّی غیر ممکن نیست. (2)
دلیل ادامه ی حیات حضرت مسیح تا زمان ظهور

 دلیل ادامه ی حیات حضرت مسیح تا زمان ظهور

س) چه دلیلی برای ادامه ی حیات مسیح (علیه السلام) تا زمان ظهور وجود دارد؟ و تفسیر این سخن خدای تعالی: «وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیدًا
؛ (3) و هیچ یک از اهل کتاب نیست؛ مگر اینکه قبل از مرگ او، به او ایمان می آورد و روز قیامت بر آنان گواه است.» چیست؟
ج) دلیل بر بقای او همین آیه است؛ زیرا از زمان نزول آیه تا به امروز به او ایمان نیاورده اند. پس به ناچار باید زمان تحقّق این آیه آخرالزّمان باشد و امّا دلیل ما از سنّت، روایتی است که مسلم در «صحیح» خود از نواس بن سمعان در حدیثی طولانی درباره ی ماجرای دجّال نقل می کند، او می گوید:
عیسی بن مریم (علیه السلام) در کنار «مناره ی سفید شرقی دمشق»، در حالی که دو جامه ی بلند به رنگ زرد کم رنگ به تن دارد و دو کف دست خود را بر بال های دو ملک قرار داده، فرود می آید. (4)
نیز از سخنان حضرت نبیّ اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) که فرمودند:
«کیف أنتم إذا نزل ابن مریم فیکم و الأرض منکم؛
حال شما چگونه است؛ آنگاه که فرزند مریم (سلام الله علیها) در میان شما فرود آید در حالی که زمین از آن شما باشد؟» (5)
طبرسی گفته است که اقوال مختلفی در این باره وجود دارد، یکی اینکه هر دو ضمیر به حضرت مسیح (علیه السلام) باز می گردد؛ به این معنی که هیچ یک از یهودیان و نصرانیان از اهل کتاب نیست؛ مگر اینکه قبل از مرگ مسیح (علیه السلام)، هنگا می که خداوند او را در هنگام خروج حضرت مهدی (علیه السلام) در آخرالزّمان برای قتل دجّال فرود می آورد، به او ایمان می آورد. در آن هنگام همه ی ملّت ها تبدیل به امّت واحد، که همان امّت معتقد به دین توحیدی حضرت ابراهیم (علیه السلام) است، می گردند. این تفسیر از ابن عبّاس، ابی مالک، حسن، قتاده و ابن زید نقل شده و ا ین زمانی است که ایمان آنان سودی به حالشان ندارد که طبرسی نیز همین قول را بر می گزیند. سپس روایتی از علیّ بن ابراهیم نقل می کند و می گوید: ابوالقاسم بلخی نیز نظیر این روایت را ذکر کرده است و زجاج این وجه را ضعیف دانسته و می گوید:
کسانی که تا زمان عیسی (علیه السلام) از اهل کتاب باقی بمانند، اندکند و آیه، اقتضای ایمان عموم اهل کتاب را دارد؛ مگر اینکه آیه را بر همه ی آنان اطلاق کنیم که زبان حالشان این باشد: «همانا ما به آن (عیسی (علیه السلام) که در آخرالزّمان فرود می آید، ایمان می آوریم.»
یا اینکه ضمیر موجود در «به»، به حضرت مسیح (علیه السلام) باز می گردد و ضمیر مندرج در «موته» به اهل کتاب، در این صورت معنای آیه این می شود: «هیچ یک از اهل کتاب از دنیا نمی رود؛ مگر اینکه قبل از مرگش، در هنگا می که تکلیف از او ساقط شده و مرگش تحقق یافته، به او ایمان می آورد که د یگر این ایمان سودی به حال او ندارد.»
یا اینکه معنای آیه این باشد که: «اهل کتاب، قبل از مرگشان به محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آوردند»، که این مطلب از عکرمه نقل شده است و اصحاب ما نیز آن را روایت کرده اند. (6)
علاوه بر این از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمودند:
«بین من و عیسی (علیه السلام) پیامبری نیست. او فرود می آید. هنگامی که او را دیدید، بشناسید او مردی متوسط القامه با رنگ پوستی بین سرخ و سفید با دو جامه ی زرد رنگ است. با اینکه هیچ رطوبتی به سر وی نرسیده؛ امّا به نظر می رسد که از سر او آب می چکد. او با مردم به خاطر اسلام پیکار می نماید. آنگاه صلیب را می شکند، خوک را می کشد، جزیه را برقرار می کند و در زمان او خداوند، همه ی ادیان و شرایع را از بین می برد و مسیح دجّال را می کشد. او مدّت چهل سال در میان خویشان خود زندگی می کند. سپس از دنیا می رود و مسلمانان بر او و نماز می گزارند.» (7)

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالأنوار، ج 51، ص 101.
2. همان، ج 15، ص 100.

3. سوره نساء (4)، آیه 159.
4. صحیح مسلم، ج 4، ص 2253؛ بحارالانوار، ج 15، ص 97.
5. صحیح مسلم، ج 4، ص 2256، شماره 2938، کتاب الأربعین، ص 217.
6. مجمع البیان، ج 3، صص 137 و 138؛ بحارالأنوار، ج 41، ص 350.
7. سنن ابی داوود، ج 2، ص 342.

منبع مقاله :
کامل، حیدر؛ (1391)، دجال آخرالزمان، تهران: موسسه فرهنگی موعود عصر (عج)، چاپ اول

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظرات بسته شده اند