حسین (ع) ، محبوب پیامبر (ص)
انتشار: 01 خرد ماه 1394 ساعت 10:03 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «پایگاه مذهبی حضرت مهدی(عج)» نوشت:

1srb5jb56ecafojlfo

«حُسَیْنٌ مِنّى وَ اَنَا مِنْ حُسَیْن».

رسول خدا صلى الله علیه وآله ـ حسن و حسین علیهما السّلام ـ را بسیار دوست مى داشت، و نسبت به آنها فوق العاده اظهار علاقه و عطوفت مى کرد.

روایات و تواریخ بر این اتفاق دارند که آن حضرت على و فاطمه و حسنین علیهم السّلام ـ را از تمام مردم و کسان و نزدیکان خود بیشتر دوست مى داشت و دوستى آنها یک دوستى ساده پدر نسبت به فرزند نبود; بلکه ریشه آن بر علائق و مبانى عمیق و یگانگى روحى استوار، و رمز یک اتحاد و اتصال ناگسستنى معنوى و توافق کامل فکرى بود که تعبیر

«اِنَّهُمْ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُمْ»

ایشان از من هستند، و من از ایشان

یا چنانچه در حدیث زید بن اَرْقَمْ است:

«اَنا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمتُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ»

شما در جنگ و نبرد باشد در تجنگ و نبردم1

و تعبیرات دیگر در ترجمه و تفسیر این رابطه و محبت گزاف و مبالغه نیست; و عین واقع و حقیقت است.

یک اتصال واقعى روحى، و همفکرى تمام عیار ویگانگى خالص لازم است تا پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ وسلّم ـ آن را اینگونه شرح دهد جمله «اَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ» صریح است در اینکه طرز تفکر و سلوک و روش آنها با وضع سلوک و روش پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ یکى است، و هیچ گونه فرق و تفاوتى ندارد، کردار ورفتار و جنگ و صلح آنها دقیقاً همان کردار و رفتار و جنگ و صلح رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلّم ـ است.

ما وقتى این اخبار را مطالعه مى کنیم، و از شدّت علاقه و دوستى پیامبر صلى الله علیه وآله ـ به امام حسین علیه السّلام ـ آگاه مى شویم، نباید فراموش کنیم که گوینده این کلمات و الفاظ، پیغمبر خدا است، و او کسى است که در دوره زندگانى با گزاف گوئى و سخنان دور از حقیقت و مدح بیجا مبارزه داشت; سخنان و کارهایش براى بشر حجت و قانون و شریعت بوده و آنچه فرموده ترجمان

حقیقت است.

پیامبر اعظم غیر از فاطمه سلام الله علیها ـ دختران دیگر، و غیر از على نیز عموزاده ها و خویشاوندان بسیارى داشت، پس چرا اینهمه اظهار علاقه و محبت، مخصوص به فاطمه و على و فرزندان آنها شد؟ و چرا پیغمبر از همه کسان و اصحاب خود، آنها را برگزید؟

براى اینکه این چهار تن نماینده صفات، روحیات، اخلاق و کمالات او بودند.

براى یک نفر مسلمان مؤمن بهترین معرف عظمت امام حسین علیه السّلام ـ همین سخنان پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ است.

از جمله احادیثى که از این دوستى و علاقه پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ حکایت مى کند. حدیث «یعلى بن مره»2 است که در خدمت پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلّم ـ به مجلس میهمانى که به آن دعوت شده بودند مى رفتند ناگاه به حسین برخورد کردند که در کوچه بازى مى کرد پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ جلو همراهان رفت، و دستهاى خود را گشود (بغل باز کرد)، کودک از این سوى به آن سوى مى گریخت، و پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ او را مى خندانید تا وى را گرفت، پس یک دستش را زیر چانه حسین و دست دیگرش را پشت سر او گذارد، و او را بوسید و فرمود:

«حُسَیْنُ مِنّى وَ اَنَا مِنْ حُسَیْن اَحَبَّ اللهُ مَنْ اَحَبَّ حُسَیْناً، حُسَینٌ سِبْطُ

مِنَ الاَسْباط»

دوست داشته باشد. حسین سبطى از اسباط است.

و نیز همین حدیث را بخارى، ترمذى، ابن ماجه و حاکم به این لفظ روایت کرده اند:

مِنَ الاَسْباطِ»3.

«شرباصى» بعد از اینکه از قاموس نقل کرده که:

«حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ الاَْسْباط وَاُمَّهٌ مِنَ الاُْمَمِ»

مى گوید: معناى «سبط»، جماعت و قبیله است، و شاید معناى حدیث این باشد که حسین در رفعت و بلندى مقام، مرتبه یک امّت را دارد; یا اینکه اجر وثواب او مثل اجر یک امت است براى عظمت فضیلت و عظمت کارى که از او صادر شد4.

ابن عبدالبر و مسلم و شبلنجى از ابو هریره روایت مى کنند که پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ در حق حسن و حسین فرمود:

«اللّهُمَّ اِنّى اُحِبُّهُما فَاَحِبَّهُما وَاَحِبَّ مَنْ یُحِبُّهُما»

دوست بدار هر کس که آنها را دوست مى دارد5.

بغوى،ترمذى، سید احمد زینى، ابن اثیر و نسائى از اُسامه روایت کرده اند که گفت: یک شب در خانه پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ براى عرض حاجتى رفتم پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلّم ـ بیرون آمد در حالى که چیزى را در عباى خود پیچیده بود که من ندانستم چیست، چون حاجتم را به عرض رساندم پرسیدم این چیست که عبا بر آن پیچیده اى ؟ عبا را به یک سو کرد، حسن و حسین را دیدم; فرمود:

«هذانِ اِبْناىَ وَ اِبْنَا ابْنَتی اَللّهُمَّ اِنّى اُحِبُّهُما فَاَحِبَّهُما وَ اَحِبَّ مَنْ یُحِبُّهُما»

دوست مى دارد.

و ترمذى از براء نقل کرده که، فرمود:

«اَللّهُمَّ اِنّی اُحِبُّهُما فَاَحِبَّهُما» 6.

ترمذى و بغوى از انس روایت کرده اند که از پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ سؤال شد کدام یک از اهل بیت را بیشتر دوست مى دارى ؟

فرمود: حسن و حسین را.

و سیوطى و مناوى نقل کرده اند که، مى فرمود:

«اَحَبُّ اَهْلِ بَیْتی اِلَىَّ اَلْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ»7.

و نیز ترمذى و بغوى از انس حدیث کرده اند، که: پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ به فاطمه علیها السّلام ـ مى فرمود:

«اُدْعى لی اِبْنَىَّ فَیَشُمُّهُما وَ یَضُمُّهُما اِلَیْهِ8»

مى بوئید و به خود مى چسبانید.

احمد بن حنبل روایت کرده که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم ـ فرمود:

«اَللّهُمَّ اِنی أُحِبُّ حُسَیْناً فَاَحِبَّهُ، وَاَحِبَّ مَنْ یُحِبُّهُ9»

را دوست مى دارد.

ابن ابى شیبه نیز از آن حضرت روایت کرده که فرمود:

«اَللّهُمَّ اِنّى اُحِبُّهُما فَاَحِبَّهُما وَ اَبْغِضُ مَنْ یُبْغِضُهُما10»

دشمن بدار هرکس که آنها را دشمن مى دارد.

صبّان از ابو هریره روایت کرده که، گفت:

«رَأَیْتُ رَسُولَ اللّهِ یَمْتَصُّ لِعابَ الْحُسَیْنِ کَما یَمْتَصُّ الرَّجُلُ الَّتمْرَهَ11»

گونه که مرد خرما را مى مکد).

محّب الدین طبرى از ابن بنت منیع و او نیز از یزید بن ابى زیاد حدیث کرده که گفت: پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ از خانه عایشه بیرون آمد پس بر خانه فاطمه علیها السّلام ـ عبور فرمود صداى گریه حسین را شنید فرمود:

«اَلَمْ تَعْلَمى اَنَّ بُکاءَهُ یُؤذینى12»

(آیا نمى دانى گریه او مرا اذیت مى کند).

از این گونه احادیث بسیار است که براى نمونه آنچه نقل شد کفایت مى کند، و از اخبار دیگر که در فصلهاى بعد مى آوریم نیز محبت و شدت علاقه و جوشش عاطفه پیغمبر صلى الله علیه وآله ـ نسبت به حسین علیه السّلام ـ معلوم مى شود.


 

1ـ سنن ابن ماجه ج 1، باب فضل اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله ـ ، ص 65 و سنن ترمذى، ج 13، ص 248.

2 ـ سنن ابن ماجه، ج 1 ص 65 مصابیح السنه، ج2، ص 281. ترمذى ج 13 ص 195 و196. اسدالغابه، ج 5، ص 130 و574 وج 2 ص 19. کنز العمال، ج 6 ص 233 وج 3 ص 395، و مطالب السؤل، ص 71.

3 ـ الجامع الصغیر ج1، ص 148، کنز العمال، ج 6 ، ص 223، ح 3953. امالى الشریف المرتضى ج 1، ص 219.

4 ـ حفیده الرسول، ص 40.

5 ـ الاستیعاب، ج 1، ص 376. نور الأبصار ص 104. السیره النبویه، ج 3، ص 368.

6 ـ مصابیح السنه، ج 2 ص 280، ترمذى ج 13، ص 192 و193 و198، اسدالغابه، ج 2، ص 11و خصائص نسائى ص 52 و53.

7 ـ (2) و (3) مصابیح السنه، ج 2 ص 281، ترمذى ج 13 ص 194. الجامع الصغیر، ج 1، ص 11، کنوز الحقایق، ج 1، ص 11.

8 ـ ذخایر العقبى، ص 143. نور الابصار، ص 114.

9 ـ کنوز الحقایق، ج 1، ص 44.

10 ـ کنوز الحقایق، ج 1، ص 44.

11 ـ اسعاف الراغبین، ص 182 .

12 ـ ذخائر العقبى، ص 143. نور الابصار، ص 114.
 

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن