تقدیم به پرستاران پرستوها، همسران فداکار جانبازان بزرگوار
انتشار: 21 فرو ماه 1395 ساعت 13:01 دیدگاه ها: یکی

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «باران بهشتی» نوشت:

پرستار پرستوها

ای پرستارم… تو در غیاب آجرهای خانه ی تن و روحم، و زخم های مانده بر دیوار جسمم، تراوش کدامین نور را دیده ای که دست هایت این طور عاشقانه و برای خدا، معجزه ی تیمار دارد؟

با ظرف انار و آینه و گل یاس، و با تمام مقدّساتِ آسمان دلت، کنارم، پا به پایم ایستاده ای و قدم به قدم همسفرم هستی.

26(4)

 التیام زخم تن و جانم، اعجاز مهربانی دست های توست و لطف خالق الرحم الراحمین.

رقص  آب فواره ها، انعکاس شعاع شمع های لب حوض، سایه ای از ابرهای سبز که بر روی دلم نشسته…. طرح معماری زیبایی است که تو برایم در زندگی ساخته ای.

ممنونم که نگذاشتی خانه ی دلم، برفی بماند و خورشید امّید، در آسمان مغربی اش، محتضر شود… و امّید جاودانه بماند.

سوختم و سوختی…

نقشینه ی نورانی بر سنگواره ی جسم و روحم نشاندی و نگذاشتی به روی خیال واهی، لبخند بزنم.

در این باران زندگی، چراغ کوچه مان، نورپاشان و قطره چکان است و غبار پشت شیشه، حفره، دخمه و بندرگاهی بی قایق، وجود ندارد و این مرهون ایستادگی توست همسفر خوبم.

می دانی که دشنه ی زخم و درد را تحمل می کنم تا  مولایم (یبن الحسن روحی فداه)، طبیبانه به بالینم بیاید.

و می دانم که این دشنه ی جگرسوز و دردناک، در قلب تو هم فرو رفته و تو هم منتظری که مولایمان طبیبانه به بالینم بیاید…

اما دشنه ی زهرآگین، طعنه و منتی است که در روح هر دویمان می نشیند:- زیاده خواه؟!!!  طلبکار؟!!!!

جانبازیم و با جان خود بازی کرده ایم. چیزی که در قاموس عروسک های خیمه شب بازی شیطان، نمی گنجد… و فقط زبانشان  رفتارشان به طعنه می چرخد!!!

ممنون که بر (زینب بزرگوار سلام الله علیها ) اقتدا می کنی و  این درد را پا به پایم تاب می آوری.

دست پرستار عاشورا به همراهت، ای پرستار پرستوی ایثارگر.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

یک نظر به "تقدیم به پرستاران پرستوها، همسران فداکار جانبازان بزرگوار"

  1. باران بهشتی می‌گه:

    سلام. ممنون بابت نشر این مطلب. بزرگوار

نظر دادن