بی دلیل نیست که لبخندش دل رو میبره…
انتشار: 30 فرو ماه 1394 ساعت 21:01 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وبلاگ «دیده بان فکه» نوشت:

99939c20aa359ddf0d4210394222a82dfbe5d12d

 بی دلیل نیست که لبخندش دل رو میبره…

 

 من از تو مزد نوکریم را نخواستم…تنها مرا بخاطرکم کاریم ببخش…

 

 

 

داییش تلفن زد و گفت:
 
 
حسین تیکه و پاره رو تخت بیمارستان افتاده، شما همینطور نشستین!؟
گفتم: نه، خودش تماس گرفته و گفته دستش یه خراش کوچیک برداشته، پانسمان میکنه میاد!!!
گفت: چی رو پانسمان میکنه؟! میگم دستش قطع شده!
همون شب رفتیم بیمارستان یزد. به دستش نگاه کردم و گفتم: این یه خراش کوچیکه؟!
خندید و گفت: دستم قطع شده، سرم که قطع نشده!
 
 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن