بررسی حلالیت «تبـرّک» در نزد مسلمین و حرمت آن در نزد وهّابیان – بخش اول
انتشار: 07 بهم ماه 1394 ساعت 12:11 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اشراق» نوشت:

تبرّک به صالحین و اخیار از امّت و اماکن و مشاهد مقدسه و آثار وابسته به آنان، از ناحیه ی وهّابیان به شدت انکار شده و آن را از مصادیق شرک شمرده اند و با کسانی که قصد تبرّک جستن از آثار انبیاء و صالحان را داشته باشند، مقابله و مبارزه می کنند. از همین رو، تبرّک یکی از مسائل اختلاف برانگیز بین وهّابیان و مسلمین است. به همین جهت جا دارد که در این مسئله دور از تعصّبات و جنجال ها بحث نماییم تا حقیقت مطلب روشن گردد.

فتاوای وهّابیان در حرمت تبرّک
1- صالح بن فوزان از مفتیان وهّابیان می گوید: «سجده کردن بر تربت اگر به قصد تبرّک به این تربت و تقرب به ولی باشد، شرک اکبر است و اگر مقصود از آن تقرب به خدا با اعتقاد به فضیلت این تربت باشد، همانند فضیلت زمین مقدس در مسجد الحرام و مسجد نبوی و مسجد الأقصی، بدعت است…».1

2- ابن عثیمین می گوید: «تبرّک جستن به پارچه ی کعبه و مسح آن از بدعت هاست؛ زیرا در ابن باره از پیامبر(ص) چیزی نرسیده است».2
3- شورای دائمی مفتیان وهابی می گویند: «... توجه پیدا کردن مردم به این مساجد و مسح نمودن دیوارها و محراب ها و تبرّک به آن ها بدعت و نوعی شرک و شبیه به عمل کفار در جاهلیّت است».3
4- بن باز می گوید: «قرار دادن قرآن در ماشین به جهت تبرّک، اصل و دلیلی بر آن نبوده و غیر مشروع است».4
5- ابن فوزان می گوید: «تبرّک به معنای طلب برکت و آن به معنای ثبات خیر و طلب خیر و زیادتی آن است و این طلب باید از کسی باشد که مالک آن بوده و بر آن قدرت دارد و او همان خداوند سبحان است که برکت نازل کرده و ثبات می دهد. هیچ مخلوقی قدرت بر بخشش، برکت، ایجاد و ابقا و تثبیت آن ندارد. لذا تبرّک به اماکن و آثار و اشخاص – از زندگان و مردگان – جایز نیست؛ زیرا یا شرک است و یا…».5
6- ابن عثیمین نیز می گوید: «برخی از زائرین دست به محراب و منبر و دیوار مسجد می کشند، تمام این ها بدعت است».6

معنای تبرّک
تبرّک در لغت به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیادت و رشد یا سعادت است.7 تبرّک به چیزی؛ یعنی طلب برکت از طریق آن شیء. و در اصطلاح به معنای طلب برکت از طریق چیزها یا حقیقت هایی است که خداوند متعال برای آن ها امّتیازها و مقام های خاصی قرار داده است؛ همانند لمس کردن یا بوسیدن دست پیامبر(ص) یا برخی از آثار آن حضرت بعد از وفاتش.

تبرّک در قرآن کریم
کلمه ی برکت در قرآن کریم با الفاظ گوناگونی به کار رفته است؛ برای افاده ی این معنا که برخی از اشخاص یا مکان ها و زمان های معینی را خداوند متعال به جهات خاصی نوعی برکت افاضه کرده است.
الف) برکت در اشخاص1- خداوند متعال درباره ی حضرت نوح(ع) و همراهانش می فرماید:

«اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِّنَّا وَ بَرَ‌کَاتٍ عَلَیکَ وَ عَلَىٰ أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَکَ»؛8
ای نوح! از کشتی فرود آی که سلام ما و برکات و رحمت ما بر تو و بر آن اُمم و قبایلی که همیشه با تو هستند.

2- همچنین درباره ی حضرت عیسی(ع) می فرماید:

«وَ جَعَلَنِی مُبَارَ‌کًا أَینَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیا»؛9
و مرا هر کجا باشم برای جهانیان مایه ی رحمت و برکت گردانید و تا زنده ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد.

3- در مورد حضرت موسی(ع) می فرماید:

«فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِی أَن بُورِ‌کَ مَن فِی النَّارِ‌ وَ مَنْ حَوْلَهَا؛10
چون موسی به آن آتش نزدیک شد او را ندا کردند. آن کس که در اشتیاق این آتش است یا به گردش در طلب است…».

4- و درباره ی حضرت ابراهیم و فرزندش اسحاق(ع) خداوند متعال می فرماید:

«وَ بَارَ‌کْنَا عَلَیهِ وَ عَلَىٰ إِسْحَاقَ»؛11
و مبارک گردانیدیم بر او و بر اسحاق».

5- همچنین درباره ی اهل بیت پیامبر اعظم(ص)، یا اهل بیت ابراهیم(ع) می فرماید:

«رَ‌حْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَ‌کَاتُهُ عَلَیکُمْ أَهْلَ الْبَیتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَّجِیدٌ»؛12
رحمت و برکات خدا مخصوص شما اهل بیت رسالت است؛ زیرا خداوند بسیار ستوده و بزرگوار است.

ب) برکت در زمان و مکان
لفظ برکت و مشتقّات آن در مورد برخی از اماکن و بخش هایی از زمین یا زمان به کار برده شده است:
1- خداوند متعال راجع به مکه ی مکرمه می فرماید:

«إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَ‌کًا وَ هُدًى لِّلْعَالَمِینَ»؛13
همانا اولین خانه ای که برای مکان عبادت مردم بنا شده مکه است که در آن برکت و هدایت خلایق است.

2- در رابطه با مسجدالأقصی و اطراف آن می فرماید:

«سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَ‌ىٰ بِعَبْدِهِ لَیلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَ‌امِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَ‌کْنَا حَوْلَهُ»؛14
پاک و منزه است خدایی که در شبی بنده ی خود را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سوق داد که پیرامونش را مبارک و پرنعمت ساخت.

3- و درباره ی شب قدر می فرماید:

«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیلَهٍ مُّبَارَ‌کَهٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِ‌ینَ »؛15
همانا ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم، ما همواره انذار کننده بوده ایم.

تبرّک در روایات
با مراجعه به روایات با طیف بسیاری از کلمات نبوی و اهل بیت(ع) مواجه می شویم که سخن از تبرّک به میان آورده و محمّد و آل محمّد(ص) را اشخاص مبارک، معرفی نموده اند:
1- پیامبر(ص) در کیفیت صلوات چنین دستور داده اند که بگویید:

«اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد کما صلّیت علی ابراهیم، و بارک علی محمّد و علی آل محمّد، کما بارکت علی ابراهیم فی العالمین انّک حمیدٌ مجید والسلام کما قد علمتم».16

2- در صحیح بخاری در کیفیت صلوات به رسول خدا(ص) چنین آمده است:

«اللّهم صلّ علی محمّد عبدک و رسولک، کما صلّیت علی ابراهیم و بارک علی محّمد و آل محمّد کما بارکت علی ابراهیم».17

تبرّک در تاریخ
آیا تبرّک به مفهوم اصطلاحی آن یک واقعیت تاریخی است و در بین امّت های صاحب شریعت رایج بوده، تا از سیره و روش آنان کشف کنیم که تبرّک در بین امّت های دینی پیشین نیز امری مشروع بوده است؟

در پاسخ این سئوال می گوییم: تبرّک به آثار انبیاء، از جمله مسائلی است که در امّت های دینی پیشین نیز سابقه داشته است، اینک به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
1- خداوند متعال در مورد تبرّک حضرت یعقوب(ع) به پیراهن فرزندش حضرت یوسف(ع) می فرماید:

«اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیرً‌ا»؛18
پیراهن مرا نزد پدرم [یعقوب] برده بر روی او افکنید تا دیدگانش بینا شود.

برادران حضرت یوسف(ع) امر برادر خود را امتثال نموده و پیراهن را برداشته و بر صورت یعقوب(ع) انداختند. پدری که در فراق فرزندش بر اثر شدّت حزن و زیادی اشک، نابینا شده بود. در این هنگام به اذن خداوند متعال چشمان پدر به برکت پیراهن یوسف(ع) بینا شد. البته خداوند متعال قدرت دارد که این عمل را مستقیماً انجام دهد، ولی از آنجا که عالم، عالَم اسباب و مسببات است و اسباب نیز برخی مادی و برخی معنوی است، حکمت الهی بر این تعلق گرفته که در انبیاء و صالحین و آثارشان برکت قرار دهد تا از این طریق مردم به آنان اغتقاد پیدا کرده و به آنان نزدیک شوند و در نتیجه با الگو قرار دادن آنان به خداوند تقرب پیدا کرده و به ثواب او نایل آیند.

2- از جمله موارد دیگری که قرآن در مورد امّت های دینی پیشین به آن اشاره کرده، تبرّک جستن بنی اسرائیل به تابوتی است که در آن آثار آل موسی و آل هارون بوده است. خداوند متعال در قرآن کریم قصه ی پیامبر بنی اسرائیل را که بشارت به پادشاهی طالوت داد، این چنین حکایت می کند:

«إِنَّ آیهَ مُلْکِهِ أَن یأْتِیکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَهٌ مِّن رَّ‌بِّکُمْ وَ بَقِیهٌ مِّمَّا تَرَ‌کَ آلُ مُوسَىٰ وَ آلُ هَارُ‌ونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِکَهُ»؛19
نشانه ی پادشاهی او این است که آن صندوق [عهد] که در آن آرامش خاطری از جانب پروردگارتان، و بازمانده ای از آنچه خاندان موسی و هارون [در آن] بر جای نهاده اند؛ در حالی که فرشتگان آن را حمل می کنند به سوی شما خواهد آمد».

این تابوت همان تابوتی است که مادر حضرت موسی(ع) به امر خدا فرزندش را در آن قرار داد و بر روی آب رها نمود، این تابوت در بین بنی اسرائیل احترام خاصی داشت؛ به حدّی که به آن تبرّک می جستند. حضرت موسی(ع) قبل از وفاتش، الواح و زره خود و آنچه از آیات نبوّت بود در آن قرار داد و نزد وصی اش یوشع به ودیعه گذارد. این صندوق نزد بنی اسرائیل بود آن را از دید مردم پنهان نگه می داشتند. بنی اسرائیل تا مادامی که تابوت نزدشان بود در عزّت و رفاه بودند، ولی هنگامی که گناه کرده و به تابوت بی احترامی کردند، خداوند آن را مخفی نمود. آنان بعد از مدّتی، آن را از یکی از انبیایشان خواستند؛ خداوند متعال طالوت را پادشاه آنان کرد و نشانه ی ملک او، همان صندوق [عهد] بود.

زمخشری می گوید: «تابوت، صندوق تورات بوده است، و هرگاه حضرت موسی(ع) در صدد جنگ بر می آمد آن را بیرون آورده و در منظر بنی اسرائیل قرار می داد تا با دیدن آن آرامش پیدا کرده و در جهاد سست نگردند…».20

از این داستان استفاده می شود که بنی اسرائیل نیز از تابوتی که آثار حضرت موسی(ع) در آن بوده تبرّک می جستند و برای آن احترام خاصی قائل بوده اند.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن