برداشت های انحرافی از انتظار
انتشار: 14 ارد ماه 1394 ساعت 19:02 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «پایگاه مذهبی حضرت مهدی(عج)» نوشت:

1422913123315805_large

بعضى ها انتظار فرج را به این مى دانند که در مسجد، در حسینیه ، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان علیه السّلام را از خدا بخواهند. این ها مردم صالحى هستند که یک همچو اعتقادى دارند، بلکه بعضى از آن ها را که من سابقاً مى شناختم ، بسیار مرد صالحى بود. یک اسبى هم خریده بود. یک شمشیرى هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه السّلام بود. این ها به تکالیف شرعى خودشان هم عمل مى کردند و نهى از منکر هم مى کردند و امر به معروف هم مى کردند، لکن همین . دیگر غیر از این کارى ازشان نمى آمد و به فکر این هم ، که یک کارى بکنند، نبودند.

یک دسته ى دیگرى بودند که انتظار فرج را مى گفتند: این است که ، ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه مى گذرد، بر ملت ها چه مى گذرد، بر ملت ما چه مى گذرد. به این چیزها، ما کار نداشته باشیم . ما تکلیف هاى خودمان را عمل مى کنیم . براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء اللّه درست مى کنند. دیگر ما تکلیفى نداریم . تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کارى به کار آن چه در دنیا مى گذرد یا در مملکت خودمان نداشته باشیم . این ها هم یک دسته اى ، مردمى بودند که صالح بودند.

یک دسته اى مى گفتند: که خوب ! باید عالم پر معصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهى از منکر نکنیم ، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کارى مى خواهند بکنند، گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.

یک دسته اى از این بالاتر بودند. مى گفتند: باید دامن زد به گناه ها. دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه السّلام تشریف بیاورند. این هم یک دسته اى بودند که البته در بین این دسته ، منحرف هایى هم بودند. اشخاص ساده لوح هم بودند. منحرف هایى هم بودند که براى مقاصدى ، به این امر دامن مى زدند.

یک دسته ى دیگرى بودند که مى گفتند: هر حکومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است . آن ها مغرور بودند. آن هایى که بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتى که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت ، آن عَلَم ، عَلَم باطل است . آن ها خیال کرده بودند که نه ، هر حکومتى باشد. در صورتى که آن روایات که هر کس عَلَم بلند کند عَلَم مهدى ، به عنوان مهدویّت بلند کند. حالا ما فرض مى کنیم که یک هم چو روایاتى باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیف مان دیگر ساقط است . یعنى خلاف ضرورت اسلام ، خلاف قرآن ؟ این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب که تشریف مى آورند، براى چى مى آیند؟

براى این که گسترش بدهند عدالت را. براى این که حکومت را تقویت کنند. براى این که فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفه ى قرآن ، دست از نهى از منکر برداریم ، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را براى این که حضرت بیایند. حضرت بیایند چه مى کنند؟

حضرت مى آیند مى خواهند همین کارها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفى نداریم ؟ دیگر بشر تکلیفى ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد! به حسب راءى این جمعیت که بعضى شان بازیگرند و بعضى شان نادان ، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام ! هر کسى نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است ، براى این که حضرت دیر مى آیند! و هرکسى دعا کند به صدام ، براى این که ، این فساد زیاد مى کند. ما باید دعاگوى آمریکا باشیم و دعاگوى شوروى باشیم و دعاگوى اذناب شان ، از قبیل صدام باشیم و امثال این ها، تا این که این ها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟

حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند. همان کارى که ما مى کنیم و ما دعا مى کنیم که ظلم و جور باشد، حضرت مى خواهند همین را بَرَش دارند. ما اگر دست مان مى رسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تکلیف شرعى ماست . منتها ما نمى توانیم . اینى که هست ، این است که حضرت عالم را پر مى کنند از عدالت . نه شما دست بردارید از این تکلیف تان ، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید.(1)

(اگر خود حضرت صاحب علیه السّلام مقتضى بدانند، خوب ، خودشان تشریف بیاورند)! یکى از علما این جورى مى گفت (خدا رحمتش کند) که : (من که دلم بیشتر از حضرت صاحب علیه السّلام براى اسلام نسوخته است . خوب ایشان هم که مى بینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بکنم ؟).

این منطق اشخاصى است که مى خواهند از زیر بار دَر بروند. اسلام ، این ها را نمى پذیرد. اسلام ، این ها را به هیچ چیز نمى شمرد. این ها مى خواهند از زیر بار دَر بروند. یک چیزى درست مى کنند. دو تا روایت از این طرف ، از آن طرف مى گردند، پیدا مى کنند که خیر، (با سلاطین مثلاً بسازید، دعا کنید به سلاطین ). این ، خلاف قرآن است . این ها نخوانده اند قرآن را. اگر صد تا هم چو روایت هایى بیاید، ضرب به جدار مى شود. خلاف قرآن است ، خلاف سیره ى انبیاست یا این که روایتى نیست . شما وقتى ملاحظه مى کنید آن همه روایاتى که اگر کسى میل به این بکند. که روایاتى است که : اگر مایل باشى که زنده باشد این سلطان ، تو هم با او هستى . مسلمان مگر مى شود مایل باشد به این که یکى زنده باشد و ظلم بکند، آدم بکشد؟ رابطه داشته باشد با یک کسى که آدم مى کشد؟ عالِم مى کشد؟ علما را مى کشد؟(2)

این هایى که مى گویند که هر عَلَمى بلند بشود / و هر حکومتى / خیال کردند که هر حکومتى باشد، این برخلاف انتظار فرج است . این ها نمى فهمند چى دارند مى گویند. این ها تزریق کردند بهشان که این حرف ها را بزنند. نمى دانند دارند چى چى مى گویند. حکومت نبودن ؛ یعنى این که همه ى مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند. برخلاف نص آیات الهى رفتار بکنند. ما اگر فرض مى کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مى زدیم ، براى این که خلاف آیات قرآن است .(3)

ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد. در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توى دهنش بزند و نگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد. ما تکلیف داریم آقا! این طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان علیه السّلام هستیم ، پس دیگر بنشینیم در خانه هامان ، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم عجّل على فرجه . عجّل با کار شما باید تعجیل بشود. شما باید زمینه را فراهم کنید براى آمدن او و فراهم کردن این است که ، مسلمین را با هم مجتمع کنید. همه با هم بشوید، ان شاءاللّه ظهور مى کند ایشان .(4)


1- همان ، ج 20، صص 196 – 197.

2- همان ، ج 2، ص 28.

3- همان ، ج 20، ص 198.

4- همان ، ج 18، ص 195.

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن