برخی گروه های هم عصر امام صادق (ع) و اقدامات امام
انتشار: 10 شهر ماه 1394 ساعت 22:06 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «سلطان بهشت» نوشت:

میزان احساس خطر از سوی خلیفه چنان بود که یاران خلیفه نیز نمی توانستند آن را مخفی کنند. از جمله ربیع حاجب پرده از این واقعیت بر می دارد…به طور خلاصه می توان به ظهور متکلمان (1) ، متصوفه (2) ، زنادقه (3) ، و همچنین نحله هایی چون جبریه، مشبهه، تناسخیه و… که در این دوره به وجود آمده بودند اشاره کرد. اختلاف در قرائت ها در این دوره بیداد می کرد.

00e00f3c4e9f78094efc5d9d54664971_M

5- برخوردهای علمی با گروه ها
امام در کنار این امور خود نیز به مقابله و پاسخ گویی به انحرافات فکری و عقیدتی می پرداخت و عموماً با سران و داناترین های آنان به مباحثه و مناظره می نشست. به نمونه هایی در مورد دو فرقه صوفیه و زندیق ها توجه کنید.

الف- صوفی ها:
سفیان ثوری همراه با گروهی از صوفیان نزد حضرت آمدند. سفیان که لباس پشمی پوشیده بود، به امام که لباس نازکی بر تن داشت، گفت: «امیر مؤمنان همیشه لباس درشت بر تن می کرد… چرا به او اقتدا نمی کنی؟ امام فرمود: «امیر مؤمنان در زمان تنگدستی مسلمانان زندگی می کرد. خداوند دنیا را برای مؤمن آفریده است و کافر نزد او ارزشی ندارد…. امیر مؤمنان ولی و امام بود و بر امام سزاوار نیست بالاتر از فقرا باشد…. ولی من والی نیستم..»
بعد از صحبت طولانی، سفیان را به پیش خود خواند وپیراهن پشمی او را کنار زد. وقتی پیراهن زیرین او که ابریشمی بود، نمایان شد، گفت: ای سفیان! حالا به لباس من نگاه کن. همه دیدند که حضرت زیر لباس نازک، لباس زبری پوشیده است. فرمود:« ای سفیان! این لباس زیرین را برای خدا و پیراهن رویی را جهت ابراز نعمت خداوند پوشیده ام..» (9)

ب- زندیق ها:
یکی ازخطرناک ترین چهره های زندیق ابن العوجا بود که وقتی می خواستند او را گردن بزنند گفت:« حالا دیگر ترس از کشته شدن ندارم چون چهار هزار حدیث جعل کرده ام. من حلال را حرام، حرام را حلال، روزه خواری ماه رمضان را مباح کرده ام و شما را به روزه گرفتن در عید فطر وادار ساخته ام..»
ابن ابی العوجا با چند نفر از دهریون در مکه، پیمانی بستند که بر اساس آن قرار شد، او در سفری به مکه امام علیه السلام را رسوا کند. که البته خودش رسوای عام و خاص شد. (9) ابوشاکر نیز یکی دیگر از زنادقه است که بسیاری از مسلمانان را منحرف کرد. او نیز در مناظره ای با امام رسوا شد. (10)
هشام بن حکم می گوید:« ابو شاکر به من گفت: آیه ای در قرآن هست که نظر و قرائت ما را تأیید می کند. «هو الذی فی السماء اله وفی الارض اله؛ اوست که در آسمان خداست و در زمین خدا»، پس ما یک خدای آسمان و یک خدای زمین داریم. من از پاسخ دادن حیران شدم. تا این که ایام حج فرا رسید. در آن جا با امام ملاقات و مطلب را باز گفتم، فرمود: این سخن، سخن زندیق است. وقتی پیش او رفتی بپرس نام تو در کوفه چیست؟ وقتی جواب داد نامش در بصره را بپرس. او نام دیگری خواهد گفت. تو بگو: خدای ما هم چنین است. خدای ما هم در آسمان «اله» است و هم در زمین «اله». وقتی به کوفه برگشتم بدون توقف نزد ابو شاکر رفتم و آنچه را امام فرموده بود، بی کم و کاست اجرا کردم. ابو شاکردر مانده شد وگفت: این سخن ازحجاز به این جا آمده است..» ()- خشکه مقدسی بودند و می گفتند اسلام آن است که ما می گوییم، این عده طرفداران زیادی داشتند و هر چه می خواستند می گفتند.
2)- گروه متجدد و تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر بودند که عموماً از دیگر کشورها متأثر بودند.
3)- رجال نجاشی، ج1، ص 78 و 79. معجم رجال الحدیث خویی، ج1، شفابخشی 28
4)- رجال کشی، ص 138، 139
5)- بحار الانوار، ج 47، ص 217.
6)-تهذیب الکمال، ج5، ص79؛ سیر اعلام النبلاء ج6، ص 258؛ بحار الانوار، ج47، ص 217.
7)-من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 188، ح569.
8)- اعیان الشیعه، ج 1، ص 660
9)- سفینه البحار، ج2، ص 285.
10)- همان، ج1، ص 474.
11)- همان، ج1، ص 474، مناظره امام با ابوشاکر دیصانی را در احتاج طبرسی، ج2، ص 71، مناظره با ابن ابی العوجارا در کافی ج1، ص 97، بازندیق مصری را در احتجاج، ج2، ص 75 ببینید.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 12.

 

منبع : موعود

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن