برخورد آیت الله گلپایگانی با حوریان بهشتی در بهشت دوزخی
انتشار: 29 تیر ماه 1394 ساعت 20:04 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «جنبش سایبری موعود» نوشت:

golpaye-hori

وی می فرمودند: روزی نشسته بودم ، ناگاه وارد باغی شدم که بسیار مجلل و با شکوه بود و مناظر دلفریبی داشت، ریگهای زمین آن بسیار دلربا بود و درخت ها بسیار با طراوت و خرم و نسیم های جان فزا از لابه لای آنها جاری بود.

بقیه در ادامه مطلب

من وارد شدم و یک سره به وسط باغ رفتم، دیدم حوضی است بسیار بزرگ و مملو از آب صاف و درخشان ،بطوری که ریگهای کف آن دیده می شد.

این حوض لبه ای داشت و دختران زیبائی که چشم آنها را ندیده ، با بدنهای عریان دور تا دور این حوض نشسته و به لبه دیواره حوض یک دست خود را انداخته و با آب بازی می کنند، و با دست آبهای حوض را بر روی لبه و حاشیه می ریزند

و آنها یک رئیس دارند که از آنها مجلل تر و زیباتر و بزرگ تر بود و او شعر می خواند و این دختران همه با هم رد او را می گفتند و جواب می دادند.

او با آواز بلند یک قصیده طولانی را بند بند می خواند و هر بندش خطاب به خدا بود که :«به چه جهت قوم عاد را هلاک کردی، و قوم ثمود را هلاک کردی و فرعونیان را غرق دریا کردید و…»

و چون هر بند که راجع به قوم خاصی بود تمام می شد این دختران همه با هم می گفتند : به چه حسابی به چه کتابی؟

و همینطور آن دختر رئیس اعتراضات خود را بیان می کرد و اینها همه تاییدا پاسخ می دادند.

من وارد شدم ، ولی دیدم همه اینها با من نامحرمند . لذا دور استخر که حرکت کردم از همان راهی که آمده بودم به بیرون باغ رهسپار شدم.

 

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن