بخوانید تا افسوس نخورید!
انتشار: 12 فرو ماه 1395 ساعت 12:01 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اصحاب عشق» نوشت:

یکی از میوه های لذیذ این درخت محکم کاری و استحکام در کار است کسی که دارای این صفت باشد، کارهایش را به گونه ای که استوار و پایدار باشد انجام می َدهد چنین فردی از سستی و سهل انگاری در امور بیزار است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری
24(3)

نظم همردیف ارزش های والای اسلامی و راز و رمز کامیابی انسان های بزرگ و راه غلبه بر سختی ها و یافتن کاستی هاست. انسان باید در زندگی فرصت های نیک را غنیمت بشمارد و به درستی از این فرصت های گرانبها استفاده کند که مبادا روزی دچار آه و افسوس شود.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) در سخنی نورانی می فرماید: بدرستی که خداوند دوست دارد وقتی یکی از شما کاری را انجام می دهد آن را محکم و استوار کند.

نظم در نظر امیرالمؤمنین

با توجه به کلام امیر المؤمنین (علیه السلام): «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم» نظم به چه معناست؟ و نظم چه رابطه ای با تقوا دارد؟ و چرا امیرالمومنین از بین همه مطالب بر نظم تأکید نموده اند؟
مقصود از تقوا نگهداری نفس از انجام معاصی الهی است و حالت درونی است که در انسان متقی باعث می شود که او را از ارتکاب گناه و معصیت باز می دارد. [۱] و مقصود از نظم در کلام امیر المومنین (علیه السلام) عبارت از انجام گرفتن کارها در زمان خود و در جای خود است «که هر چیزی بجای خویش نیکوست»
از نظر مفهومی نظم غیر از تقوا است و هر کدام معنایی جدای از دیگری دارند. ولی از نظر مصداقی گاهی با هم جمع و گاهی از هم جدا می شوند.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) درباره استفاده از فرصت ها می فرماید: آن کس که به رویش در خیری گشوده شد، غنیمت بشمارد و از فرصت استفاده کند، زیرا نمی داند چه وقت آن در به رویش بسته می شود

انجام دادن اعمال واجب و مستحب و دستورات الهی با پرهیز از گناه اگر به صورت منظم انجام گیرد، چنین کاری هم مصداق نظم است و هم مصداق تقوا، و ارتکاب گناه و معصیت و ظلم اگر به صورت دقیق و منظم باشد چنین کاری مصداق نظم است ولی مصداق تقوا نیست.

گاهی موردی ممکن است مصداق تقوا باشد ولی مصداق نظم نباشد مانند این که کسی در زندگی، واجبات را انجام می دهد و محرمات را ترک می کند و مرتکب گناهی نمی شود. ولی کارها و عبادت های او، نظم خاصی ندارد، یک روز اول وقت، یک روز وسط وقت و روزی هم… در این مورد تقوا هست، ولی نظمی وجود ندارد و نظمی قابل ستایش است که در جهت تقوا باشد نه در مسیر معصیت و گناه و خوردن مال مردم. [۲]
امام در این نامه از نهج البلاغه مطالب مهمی را کنار هم ذکر می کند که چه بسا ارتباطی با هم دیگر ندارد و ضرورتی هم ندارد که این مطالب با همدیگر ارتباط داشته باشد زیرا بسا انسان مطالب مهمی را به عنوان امور مهم یاد می کند که با همدیگر ارتباط ندارد.
و شاید سر تأکید امیر المؤمنین روی این جهت باشد که نظم همین نقش عمده نظم در موفقیت انسان در برنامه ریزی کارها و بهره برداری شایان از وسیله ها و ابزارها باشد، و در یک جمله نظم نقش مهمی در پیشرفت انسان ایفا می کند، البته سفارش حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) اختصاص به نظم ندارد، بلکه حضرت در کنار وصیت به تقوا به چند مساله دیگر از جمله نظم اشاره می کند و درباره مسائل دیگر تأکیدات بیشتری دارد، که به خلاصه آن نامه اشاره می شود: «شما را به ترس از خدا و دوری از دنیا و دشمنی با ستمگران، یاری ستمدیدگان و نظم در کارها و آشتی در میان خود سفارش می کنم. خدا را در نظر بگیرید، درباره یتیمان و همسایگان، به قرآن، نماز و جهاد در راه خدا و حج خانه خدا، بر شما باد ارتباط با همدیگر، کمک کردن و دوستی با هم، مبادا با هم قهر کنید. امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید که بدان شما بر شما تسلط می گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانید جواب ندهد.[۳]

در این مجال دو فایده از فواید نظم را مورد بررسی قرار می دهیم:

احترام به حق و حقوق دیگران

از دیگر فواید نظم و انضباط احترام به حقوق دیگران است در پرتو نظم است که حقوق افراد مراعات می شود. انسان منضبط هرگز به خودش اجازه نمی دهد که حق و حقوق دیگران را پایمال سازد و به حقوق خود و دیگران ارج می نهد و در این باره با دقت فراوان به همه امور می نگرد که مبادا حقی از کسی ضایع شود و اسلام ارزش بسیاری بر نظم در امور می دهد و همگان را به رعایت آن دعوت و ترغیب می کند.

استفاده بهینه از فرصت ها

وقت از طلاها هم با ارزش تر است و فرصت ها چون ابر بهاری در آسمان عمر آدمی ظاهر می گردند و به سرعت می گذرند و قابل بازگشت نیستند آن کس که از این فرصت ها استفاده نکند جز افسوس بهره ای نخواهد داشت.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) درباره استفاده از فرصت ها می فرماید: آن کس که به رویش در خیری گشوده شد، غنیمت بشمارد و از فرصت استفاده کند، زیرا نمی داند چه وقت آن در به رویش بسته می شود.

انسان منضبط هرگز به خودش اجازه نمی دهد که حق و حقوق دیگران را پایمال سازد و به حقوق خود و دیگران ارج می نهد و در این باره با دقت فراوان به همه امور می نگرد که مبادا حقی از کسی ضایع شود

انسان باید در زندگی فرصت های نیک را غنیمت بشمارد و به درستی از این فرصت های گرانبها استفاده کند که مبادا روزی دچار آه و افسوس شود که غیر ممکن خواهد بود و آدمی باید خود را از کارهای بیهوده نهی کند. اگر این کار را نکند برای او زیان آور خواهد بودو تباه کردن فرصت ها و روی آوردن به کارهای بیهوده، او را در گروه زیانکاران قرار می دهد.
در آیه نخست سوره عصر می خوانیم «والعصر» سوگند به زمان یکی از معانی زمان، همان وقت است وقت و زمان چنان ارزش دارد که خداوند بدان سوگند می خورد. در آیه ۷۹ سوره مومن می خوانیم «و خسرنا هنا لک المبطلون» در روز قیامت، اهل باطل، زیان خواهند کرد.
در آیه ۵۸ سوره زمر می خوانیم: باید ترسید از آن روز [قیامت یا مرگ] که انسان گوید: افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت از فرمان خدا کردم!».
این آیات و آیات دیگر مانند آن از نعمت عمر و وقت سخن می گویند شایسته است که با سپاس عملی از این نعمت بزرگ، قدر آن را باید بدانیم بدان ارج نهیم.

 

کلام آخر:

وقت گوهر گران بهایی است که ارزشمندتر از آن چیزی نیست بنابراین آن را بیاد شناخت و از هر چه موجب اتلاف وقت می شود مانند سرگرمی های بیهوده، پرداختن به امور بی فایده، همنشینی با دوستان ناباب، بی نظمی در کار و امور دیگر و … خودداری کرد. ارزش وقت و عمر آدمی بسیار بالاتر از طلا است که باید از آن به درستی و به جا استفاده کرد.

پی نوشت ها:
[۱] . راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۳۰٫
[۲] . سبحانی، جعفر، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ص۷۴٫
[۳] . نهج البلاغه، محمد دشتی، همان، ص۵۵۸، نامه ۴۷٫


منابع:
سایت اندیشه قم
شیعه نیوز
نهج البلاغه دشتی نامه ۴۷

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن