ایران مهد اسطوره هاست …
انتشار: 31 تیر ماه 1394 ساعت 12:04 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «گردان سایبری خیبر» نوشت:

در این گیر و دار و شرایط بحرانی فرهنگی کشور ، روز به روز شاهد بد و بدتر شدن سبک زندگی مردم و نوع تربیت و آموزش فرزندان این سرزمین هستیم ، بعضی که کلا ادعای روشنفکریشان گل کرد و و اوضاع رو به این حد رسوند و بعضی ها هم از بی اطلاعاتی ! داستان های تخیلی برای بچه هایمان تعریف میکنم و بعد آنها  کم کم شخصیت تخیلی گرفته و از دنیای واقعی قدم به قدم بیشتر فاصله میگیرند ، داستان های فوق احساسی برایشان تعریف میکنیم باز هم قدم به قدم احساساتشان بر عقلشان تسلط پیدا میکند و غلبه میکند !

همه این داستان هایی که به جرئت میتوانم بگویم اکثرشان یا ترجمه داستان های خارجی است یا الگو برداری شده از داستان های اروپایی ،! قصدی ندارند جز اینکه فرزندان ایران را از همان دوران کودکی از رده و میدان جنگ خارج کنند ، جنگ جنگ است امروز و دیروز هم ندارد مداوم در حال جنگیم ولی اینکه روش آنها نرم تر شده و مردم ما سست تر این باعث نگرانی ماست … !

برای کودکانمان از اسطوره های اروپایی و غربی میگوییم که وجه اشتراک همه ی آنها هم این است ، که هیچ نماد ملی . احساسی وعزت مندی و غیرت مندی آنها با هم سازگاری ندارد ! مخاطب خاص این متن آن دسته افرادی هستند که مدعی روشنفکر بودن هستند و افتخار میکنند بچه هایشان با فرهنگ غربی بزرگ میشوند و ظاهرشان خیلی شبیه آنها خواهد شد متاسفانه بحرانهمنیجاست ! پسراهایشان را در ذات دخترانه به بار میاورند و دخترانشان را در ذات آزادی بی محدود پر از افراط بزرگ میکنند !

مگه ما خودمان اسطوره کم داریم ؟؟ اسطوره هایی که تمام قاعده های عقلی و احساسی و ملی را با هم در آمیختند و امروزه جزء بهترین اسطوره های سرزمین ما هستند ؟؟

“شهید ابراهیم هادی جوانی که با لبان تشنه تا آخرین نفس در کانال کمیل ماند و برای همیشه ستاره ی آنجا شد،کسی که پوست و گوشتش بخشی از خاک کانال کمیل شده است فرهنگ عشق به خدا و آزادگی در راه خالق خود همراه با عزت مندی و غیرت و احساس مسئولیت را در خود گنجانده بود “

“حسین فهمیده، نواجوانی که فهمید اگر از نوجوانی خودش نگذرد نسل بعد نمیتواند آرامش و امنیت را توام با محبت به خدا داشته باشد ، نوجوانی بیش نبود اما از بس در فرهنگ عشق و عزت خود مدال افتخار گرفته بود که با مرگ با افتخار بازی کرد و به زیر تانک رفت تا او هم جزئی از خاکریز مقابل دشمن باشد “

“حاج محمد ابراهیم همت ، یکی از اسطوره های شاخص جنگ ، فرشته ی مرگ دشمن و کابوس شبانه آنها ،سرش را خمپاره با خود برد … ! میگویند چشم های زیبایی داشت انگار خدا چشم هایش را برای خودش برداشته بود ، شخصی که در کمال عارفیت روحانیقرار داشت و عاقبتش بالاخره آزادی شد”

” سه تا برادرم بودن به اسم های علی ، مهدی ، حمید باکری هیچکدوم پیکرشون برنگشت ، از آسایش خودشون گذشت تا ما الان اینطور احساس آرامش و آسایش داشته باشیم “

” مهدی و مجید زین الدین دوتا برادر که تو یه زمان شهید شدن یکیشون از رتبه برتر های کنکور سراسری زمان خودش بود ، اما اونقدر محو حقیقت و اصل خدا بود که خیلی راحت دل از این دنیا کند از جوانی خودش گذشت تا الان جوانان ما بتوانند جوانی کنند … “

“مصطفی چمران “دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا داشت،اومد لباس خاکی پوشید و توی جبهه دهلاویه شهید شد راجبش هیچی نمیگم چون هرچی بگم کم گفتم و در حقش کم لطفی کردیم ، اینطور آدم بزرگی بود این شخص که توصیفش در فهم نمیگنجه …”

پ.ن : کاش توی بچگیمون بجای گنجاندن داستان های تخیلی و بی ارزش ، این قهرمان هایی رو که همه مدیونشون هستیم برامون معرفی میکردند مگه ما خودمون قهرمان واقعی کم داشتیم ؟؟ بعضی وقت ها به حال بعضی ها خیلی عمیق تاسف میخورم با این طرز فکرشون ! (شهدا شرمنده ایم  …)

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن