اوضاع و احوال مردم در آخرالزمان
انتشار: 22 آبا ماه 1396 ساعت 12:08 دیدگاه ها: هيچ

گلستان بلاگ منتشر کرد:

سخنان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حجه الوداع

6(5)

از عبد اللَّه بن عباس نقل شده که گفت: با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به زیارت حج رفتیم، همان حجی که بعد از آن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، (و یا به عبارت دیگرحجه الوداع) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت؟ و در آن روز سلمان رضی اللَّه عنه از هر کس دیگر به آن جناب نزدیک تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه داشت: بله یا رسول اللَّه، حضرت فرمود: یکی از علامت های برپایی قیامت این است که نماز ضایع می شود – یعنی از میان مسلمین می رود و از شهوات پیروی می شود و مردم به سوی هواها میل می کنند، مال مقامی عظیم پیدا می کند و مردم آن را تعظیم می کنند، دین به دنیا فروخته می شود، در آن زمان است که دل افراد با ایمان در جوفشان، برای منکرات بسیاری که می بینند و نمی توانند آن را تغییر دهند آب می شود آن چنان که نمک در آب حل می گردد.
سلمان با تعجب عرضه داشت: یا رسول اللَّه: به راستی چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می گیرند امرایی که وزرایی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنایی خائن دارند.
سلمان پرسید: براستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا رسول اللَّه؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می شود، خائن امین قلمداد می گردد و امین خیانت می کند، دروغگو تصدیق می شود و راستگو تکذیب می گردد.
سلمان با حالت تعجب پرسید: یا رسول اللَّه به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت می رسند و کنیزان طرف مشورت قرار می گیرند و کودکان بر فراز منبر می روند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می نماید و ستاره دنباله دار طلوع می کند.
سلمان باز پرسید: یا رسول اللَّه آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می بارد و افراد کریم سخت خشمگین می گردند، مرد فقیر تحقیر می شود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک می شوند وقتی یکی می گوید:” من چیزی نفروختم ” و آن دیگری می گوید: ” من سودی نبرده ام ” طوری می گویند که هر شنونده می فهمد دارد به خدا بد و بیراه می گوید.
سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا رسول اللَّه؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می شوند که اگر لب بجنبانند کشته می شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می کنند تا با بیت المال شان کیسه های خود را پر کنند و به ناموس شان تجاوز نموده، خون شان را بریزند و دل هاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی بینی.
سلمان عرضه داشت: یا رسول اللَّه آیا چنین روزگاری بر مؤمنین خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام چیزی از مشرق می آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربی ها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آری نه صغیری را رحم می کنند و نه پاس حرمت کبیری را دارند و نه از هیچ مقصری عفو می کنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دل هاشان دل های شیاطین.
سلمان عرضه داشت: یا رسول اللَّه آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء می کنند و زنان به زنان و همانطوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج می دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج می دهند، مردان به زنان شبیه می شوند و زنان به مردان وزنان بر مرکب ها سوار می شوندکه از طرف امت من لعنت خدابر آنان باد.
سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول اللَّه آیا چنین وضعی پیش می آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان، در این هنگام مساجد طلا کاری و زینت می شود آن چنان که کلیساها و معبد یهودیان زینت می شود، قرآنها به زیور آلات آرایش و مغازه ها بلند وصف ها طولانی می شود اما با دل هایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان هایی که هر یک برای خود منطقی دارد.
سلمان پرسید: یا رسول اللَّه آیا این وضع پیش می آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را می آرایند و حریر و دیبا می پوشند و پوست پلنگ کالای خرید و فروش می گردد. سلمان پرسید: یا رسول اللَّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان در آن روز ربا همه جا را می گیرد و یک عمل آشکار می شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام می شود و دین-خوار و دنیا بلند مرتبه می شود.
سلمان گفت: یا رسول اللَّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد می شود و هیچ حدی جاری نمی گردد و البته خدای تعالی از این بابت هرگز متضرر نمی شود. سلمان عرضه داشت: یا رسول اللَّه آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این زمان کنیزان آوازه خوان و نوازنده پیدا می شوند و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت می کند.
سلمان پرسید: یا رسول اللَّه آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع اغنیای امت من صرفا به منظور گردش و تفریح به حج می روند و طبقه متوسط برای تجارت و فقرا به منظور خودنمایی و ریا حج می روند، در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می کنند، اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می پردازند اما برای غیر خدا در آن روزگار زنا زادگان زیاد می شوند با قرآن آوازه خوانی می کنند و بر سر دنیا سر و دست می شکنند.
سلمان عرضه داشت: یا رسول اللَّه آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان این وقتی است که حرمت ها و قرق ها شکسته شود و مردم عالما و عامدا در پی ارتکاب گناه باشند و اشرار بر اخیار مسلط شوند، دروغ فاش و بی پرده و لجاجت ها ظاهر گردد و فقرا فقر خود را علنی کنند، مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند تا آنجا که یک فرد با ایمان ذلیل ترین و منفورترین فرد امت شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در ملکوت آسمانها رجس و نجس نامیده می شوند. سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول اللَّه آیا چنین وضعی پیش می آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد، حتی یک سائل در طول یک هفته یعنی بین دو جمعه سؤال می کند و احدی نیست که چیزی در دست او بگذارد.
سلمان باز پرسید: یا رسول اللَّه آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان در این زمان رویبضه تکلم می کنند، پرسید: یا رسول اللَّه پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به سخن در می آید و در امور عامه سخن می گوید که هرگز سخن نمی گفت، در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمی مانند ناگهان زمین نعره ای می کشد و هر قومی چنین می پندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم چنان می مانند و سپس واژگونه می شوند و زمین هر چه در دل دارد بیرون می ریزد (و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را) آن گاه با دست خود به ستون هایی که در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقره ای.

منبع : بحار الأنوار ، علامه مجلسی ، ج 6 ، ص 309 .

متن عربی روایت :

عن عبد الله بن عباس قال : حججنا مع رسول الله صلی الله علیه وآله حجه الوداع فأخذ باب الکعبه ثم أقبل علینا بوجهه فقال : ألا أخبرکم بأشراط الساعه ؟ – وکان أدنی الناس منه یومئذ سلمان رضی الله عنه – فقال : بلی یا رسول الله ، فقال : إن من أشراط القیامه إضاعه الصلاه ، واتباع الشهوات ، والمیل مع الأهواء وتعظیم المال ،وبیع الدین بالدنیا ، فعندها یذاب قلب المؤمن وجوفه کما یذوب الملح فی الماء مما یری من المنکر فلا یستطیع أن یغیره . قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان إن عندها امراء جوره ، ووزراء فسقه ، وعرفاء ظلمه ، وامناء خونه ، فقال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان إن عندها یکون المنکر معروفا ، والمعروف منکرا ، وائتمن الخائنویخون الأمین ، ویصدق الکاذب ، ویکذب الصادق ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان فعندها إماره النساء ، ومشاوره الإماء ، وقعود الصبیان علی المنابر ، ویکون الکذب طرفا ، والزکاه مغرما ، والفیئ مغنما ، ویجفو الرجل والدیه ، و یبر صدیقه ، ویطلع الکوکب المذنب ، قال ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال : أی والذی نفسی بیده . یا سلمان وعندها تشارک المرأه زوجها فی التجاره ، ویکون المطر قیظا ، و یغیظ الکرام غیظا ، ویحتقر الرجل المعسر ، فعندها یقارب الأسواق إذا قال هذا : لم أبع شیئا وقال هذا : لم أربح شیئا فلا تری إلا ذاما لله ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان فعندها یلیهم أقوام إن تکلموا قتلوهم ، وإن سکتوا استباحوهم لیستأثروا بفیئهم ، ولیطؤون حرمتهم ، ولیسفکن دماءهم ، ولتملأن قلوبهم رعبا ، فلا تراهم إلا وجلین خائفین مرعوبین مرهوبین ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال إی والذی نفسی بیده . یا سلمان : إن عندها یؤتی بشئ من المشرق وشئ من المغرب یلون أمتی فالویل لضعفاء أمتی منهم ، والویل لهم من الله ، لا یرحمون صغیرا ، ولا یوقرون کبیرا ولا یتجاوزون عن مسئ ، أخبارهم خناء ، جثتهم جثه الآدمیین وقلوبهم قلوب الشیاطین ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان ، وعندها تکتفی الرجال بالرجال ، والنساء بالنساء ، ویغار علی الغلمان کما یغار علی الجاریه فی بیت أهلها ، ویشبه الرجال بالنساء ، والنساء بالرجال ، ویرکبن ذوات الفروج السروج فعلیهن من أمتی لعنه الله ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ فقال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان إن عندها تزخرف المساجد کما تزخرف البیع والکنائس ، و یحلی المصاحف ، وتطول المنارات ، وتکثر الصفوف بقلوب متباغضه وألسن مختلفه ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . وعندها تحلی ذکور أمتی بالذهب ، ویلبسون الحریر والدیباج ، ویتخذون جلود النمور صفافا ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان وعندها یظهر الربا ، ویتعاملون بالغیبه والرشاء ،ویوضع الدین ، و ترفع الدنیا ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ فقال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان وعندها یکثر الطلاق ، فلا یقام لله حد ، ولن یضر الله شیئا ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان وعندها تظهر القینات والمعازف ، ویلیهم أشرار أمتی ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان وعندها تحج أغنیاء أمتی للنزهه ، وتحج أوساطها للتجاره ، وتحج فقراؤهم للریاء والسمعه ، فعندها یکون أقوام یتعلمون القرآن لغیر الله ، ویتخذونه مزامیر ، ویکون أقوام یتفقهون لغیر الله ، ویکثر أولاد الزنا ، ویتغنون بالقرآن ، ویتهافتون بالدنیا ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان ذاک إذا انتهکت المحارم ، واکتسبت المآثم ، وسلط الأشرار علی الأخیار ، ویفشو الکذب ، وتظهر اللجاجه ، ویفشو الحاجه ، ویتباهون فی اللباس ویمطرون فی غیر أوان المطر ، ویستحسنون الکوبه والمعازف ، وینکرون الامر بالمعروف والنهی عن المنکر ، حتی یکون المؤمن فی ذلک الزمان أذل من الأمه ، ویظهر قراؤهم وعبادهم فیما بینهم التلاوم ، فأولئک یدعون فی ملکوت السماوات : الأرجاس والأنجاس ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ فقال صلی الله علیه وآله : إی والذی نفسی بیده . یا سلمان فعندها لا یخشی الغنی إلا الفقر حتی أن السائل لیسأل فیما بین الجمعتین لا یصیب أحدا یضع فی یده شیئا ، قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله ؟ قال صلی الله علیه وآله ، إی والذی نفسی بیده . یا سلمان عندها یتکلم الرویبضه ، فقال : وما الرویبضه یا رسول الله فداک أبی وأمی ؟ قال صلی الله علیه وآله : یتکلم فی أمر العامه من لم یکن یتکلم ، فلم یلبثوا إلا قلیلا حتی تخور الأرض خوره ، فلا یظن کل قوم إلا أنها خارت فی ناحیتهم فیمکثون ما شاء الله ثم ینکتون فی مکثهم فتلقی لهم الأرض أفلاذ کبدها – قال : ذهب وفضه – ثم أومأ بیده إلی الأساطین فقال : مثل هذا ، فیومئذ لا ینفع ذهب ولا فضه.

روایتی دیگر از این حدیث :

روایتی که قمی آن را در تفسیر خود از پدرش از سلیمان بن مسلم خشاب از عبد الله بن جریح مکی از عطاء بن ابی ریاح از عبد الله بن عباس نقل کرده که گفت : با رسول خدا به زیارت حج رفتیم ، همان حجی که بعد از آن رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) از دنیا رفت ، و یا به عبارت دیگر حجه الوداع – رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) در کعبه را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود : می‏ خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت ؟ و در آن روز سلمان از هر کس دیگر به آن جناب نزدیک‏تر بود ، لذا او در پاسخ رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلّم) عرضه داشت : بله یا رسول الله ، حضرت فرمود : یکی ازعلامت‏های قیامت این است که نماز ضایع می ‏شود – یعنی از میان مسلمین می ‏رود و از شهوات پیروی می‏ شود و مردم به سوی هواها میل می‏ کنند ، مال مقامی عظیم پیدا می‏ کند و مردم آن را تعظیم می‏ کنند ، دین به دنیا فروخته می‏ شود ، در آن زمان است که دل افراد با ایمان در جوفشان ، برای منکرات بسیاری که می‏ بینند و نمی‏ توانند آن را تغییر دهند آب می‏ شود آن چنانکه نمک در آب حل می‏ گردد .
سلمان با تعجب عرضه داشت : یا رسول الله : به راستی چنین روزی خواهد رسید ؟ فرمود : آری ، به آن خدائی که جانم به دست او است ، ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می‏ گیرند امرائی که وزرائی فاسق و سرشناسانی ستمگر و امنائی خائن دارند .
سلمان پرسید : براستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا رسول الله ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم به دست او است ای سلمان در این موقع منکر ، معروف ، و معروف ، منکر می‏ شود ، خائن امین قلمداد می‏گردد و امین خیانت می‏کند ، دروغگو تصدیق می‏ شود و راستگو تکذیب می‏ گردد .
سلمان با حالت تعجب پرسید : یا رسول الله به راستی چنین چیزی خواهد شد ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم به دست او است ای سلمان در آن روزگار زنان به امارت می‏رسند و کنیزان طرف مشورت قرار می‏ گیرند و کودکان بر فراز منبر می‏ روند و دروغ نوعی زرنگی و زکات خسارت ، و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود ، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می‏ نماید و ستاره دنباله دار طلوع می‏ کند .
سلمان باز پرسید : یا رسول الله آیا چنین چیزی خواهد شد ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم به دست او است ای سلمان ! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می‏ بارد و افراد کریم سخت خشمگین می‏ گردند ، مرد فقیر تحقیر می ‏شود ، در این هنگام بازارها به هم نزدیک می‏ شوند وقتی یکی می‏ گوید : من چیزی نفروختم و آن دیگری می‏ گوید : من سودی نبرده‏ ام طوری می‏ گویند که هر شنونده می‏ فهمد دارد به خدا بد و بیراه می‏ گوید .
سلمان پرسید : آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا رسول الله ؟ فرمود : آری به آن خدائی که جانم به دست او است ، ای سلمان در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می‏ شوند که اگر لب بجنبانند کشته می‏ شوند و اگر چیزی نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می‏ کنند تا با بیت المالشان کیسه‏ های خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده ، خونشان را بریزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب کنند و در آن روز مؤمنین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی‏ بینی .

ترجمه المیزان ج : ۵ ص : ۶۴۸ تا ۶۴۹


منبع : موسسه جهانی سبطین

 

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن