اهداف حضرت مهدی (عج) از زبان پدر ایشان
انتشار: 03 ارد ماه 1394 ساعت 18:02 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ، وبلاگ «پایگاه مذهبی حضرت مهدی(عج)» نوشت:

13920420140516622822694

«ابراهیم بن مهزیار، یکی از نیکبختانی است که در غیبت صغری به زیارت امام زمان خویش نائل آمده است. وی در این تشرّف فرازی از وصیّت های امام حسن عسکری (علیه السلام) به حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را از زبان خود آقا نقل کرده است بدین صورت:

ـ «اِعْلَمْ یا اَبا اِسْحاقَ! اِنَّهُ قالَ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ: یا بُنَّیَّ! اِنَّ اللهَ جَلَّ ثَناءهُ لَمْ یَکُنْ لِیُخَلِّیَ اَطْباقَ اَرْضِهِ، وَ اَهْلَ الْجِدِّ فی طاعَتِهِ وَ عِبادَتِهِ، بِلا حُجَّه یُسْتَعْلی بِها وَ اِمام یُؤتَمُّ بِهِ، وَ یُقْتَدی بِسُبُلِ سُنَّتِهِ وَ مِنْهاجِ قَصْدِهِ».

ـ «ای ابو اسحاق! بدان که پدرم صلوات الله علیه به من فرمود:

ـ «پسرجان!، خدای تبارک و تعالی هرگز اقطار زمین و تلاشگران در عبادت و اطاعت را بدون حجتی نمی گذارد که دانش و ایمان آنها را بالا ببرد، و بدون امامی که به او اقتدا کنند و بدون پیشوایی که راه را به آنها نشان دهد».

ـ «وَ اَرْجُو یا بُنَیَّ اَنْ تَکُونَ اَحَدَ مَنْ اَعَدَّهُ اللهُ لِنَشْرِ الْحَقِّ وَطَیِّ الْباطِلِ، وَ اِعْلاء الدّینِ، وَ اِطْفاءِ الضَّلالِ فَعَلَیْکَ یا بُنَیَّ بِلُزُومِ خَوافِی الاَْرْضِ وَ تَتَبُّعِ اَقاصیها، فَاِنَّ لِکُلِّ وَلِیٍّ مِنْ اَوْلیاء اللهِ عَزَّوَجَلَّ عَدُوّاً مُقارِعاً، وَضِدّاً مُنازِعاً، اِفْتِراضاً لِمُجاهَدَهِ اَهْلِ نِفاقِهِ وَ خِلافِهِ، اُولِی الاِْلْحادِ وَ الْعِنادِ، فَلا یُوحِشَنَّکَ ذلِکَ».

ـ «امیدوارم که فرزندم! تو از کسانی باشی که خداوند آنها را برای نشر حق و برچیدن اساس باطل، اعلای دین و خاموش کردن شعله های باطل، آماده ساخته است».

ـ «ای فرزند! بر تو باد جاهای پنهان و دور دست، که همواره در جاهای دور دست و پنهان زندگی کن، که هر یک از دوستان خدا، دشمنی خطرناک و مخالفی مزاحم دارند، و این واکنش وجوب جهاد با منافقان، مخالفان، ملحدان و منکران است، که این امر موجب وحشت تو نباشد«.

ـ «وَاعْلَمْ اَنَّ قُلُوبَ اَهْلِ الطَّاعَهِ وَ الاِْخْلاصِ، نُزِّعٌ اِلَیْکَ مِثْلَ الطَّیْرِ اِذا اَمَّتْ اوْکارَها، وَهُمْ مَعْشَرٌ یَطْلُعُونَ بِمَخائِلِ الذِلَّهِ وَ الاِْسْتِکانَهِ، وَ هُمْ عِنْدَاللهِ بَرَرَهٌ اَعِزّاءُ یَبْرُزوُنَ بِأنْفُس مُخْتَلَه مُحْتاجه، وَهُمْ اَهْلُ الْقَناعَهِ وَ الاِْعْتِصامِ، اِسْتَنْبَطُوا الدّینَ فَوازَروُهُ عَلی مُجاهَدَهِ الاَْضْدادِ، خَصَّهُمُ اللهُ بِاِحْتِمالِ الضَّیْمِ، لِیشْمَلَهُمْ بِاتِّساعِ الْعِزِّ فی دارِ الْقَرارِ، وَجَبَّلَهُمْ عَلی خَلائِقِ الصَّبْرِ، لِتَکُونَ لَهُمُ الْعاقِبَهُ الْحُسْنی، وَ کَرامَهُ حُسْنِ الْعُقْبی».

ـ «پسرم! دل های مردم دیندار و با اخلاص، مانند پرندگانی که شیفته آشیانه خویش باشند، مشتاق لقای تو هستند. آنها در میان مردم با خواری زندگی می کنند ولی در پیشگاه خداوند عزیز و محبوب هستند. آنها خود را بیچاره و بی نقش نشان می دهند ولی اهل قناعت و خویشتن داری هستند. آنها دین خود را به وسیله مبارزه با ضدّ دین، کامل نگه می دارند. خداوند آنها را با پیکار در برابر بی عدالتی امتیاز داده، تا در سرای جاویدان، مشمول عزت بی کران خود سازد، خداوند آنها را در برابر ناملایمات شکیبا آفریده، تا حسن عاقبت در جهان سرمدی از آنِ آنها باشد».

ـ «فَاقْتَبِسْ یا بُنَیَّ! نُورَ الصَّبْرِ عَلی مَوارِدِ اُمُورِکَ، تَفُزْ بِدَرْکِ الصُّنْعِ فی مَصادِرِها، وَاسْتَشْعِرِ الْعِزَّ فیما یَنُوبُکَ تَحْظَ بِما تُحْمَدُ عَلَیْهِ اِنْشاءَ الله».

ـ «فرزندم! در هر کاری که بر تو پیش آید از نور صبر و مقاومت کسب نور کن، تا به امدادهای غیبی نایل شوی. در هر حادثه ای بر توروی دهد عزت و شرف را پیشه خودساز، تا عاقبتی نیکو و پسندیده از آن تو باشد، انشاءالله«.

ـ «فَکَانَّکَ یا بُنَیَّ بِتَأییدِ نَصْرِاللهِ، قَدْ آنَ، وَ تَیْسیرِ الْفَلَحِ وَ عُلُوِّ الْکَعْبِ قَدْ حانَ، وَ کَأَنَّکَ بِالرّایاتِ الصُّفْرِ، وَ الاَْعْلامِ الْبیضِ، تَخْفُقُ عَلی اَثْناءِ اَعْطافِکَ، ما بَیْنَ الْحَطیمِ وَ زَمْزَمَ، وَ کَأَنَّکَ بِتَرادُفِ الْبَیْعَهِ وَ تَصافِی الْوِلاءِ یَتَناظَمُ عَلَیکَ تَناظُمَ الدُّرِّ فی مَثانی الْعُقُودِ، وَ تَصافُقِ الاَکُفِّ عَلی جَنَباتِ الْحَجَرِ الاَْسْوَدِ».

ـ «فرزندم! چنان می بینم که زمان تأیید تو با امدادهای الهی نزدیک است، پیروزی و سرفرازی تو با مددهای غیبی فرا رسیده است. روزی را با چشم خود می بینم که پرچم های زرد و سفید، در میان حطیم و زمزم (در کنار کعبه) بر فراز دوشهایت به اهتزاز در آمده، دست ها برای بیعت با تو در پی یکدیگر صف کشیده، دوستان در دوستی تو صفا نشان می دهند و کارها را آن چنان به نظم و اسلوب ردیف کرده اند، که همچون دانه های دُرّ گرانبها، که در رشته ای قرار می گیرد، شمع وجودت را احاطه کرده اند و دست هایشان برای بیعت تو، در کنار حجرالأسود به هم می خورد».

ـ «تَلوُذُ بِفِنائِکَ مِنْ مَلأ، بَرَأهُمُ اللهُ مِنْ طَهارَهِ الْوِلاءِ وَ نَفاسَهِ التُّربَهِ مُقَدسهٌ قلوبُهُمْ مِن دَنَسِ النِّفاقِ، مُهَذَّبٌ اَفْئِدَتُهُمْ مِنْ رِجْسِ الشِقاقِ، لَیِّنَهٌ عَرائِکُهُمْ لِلدینِ، خَشِنَهٌ ضَرائِبُهُم عَنِ الْعُدوانِ، واضِحَهٌ بِالقَبُولِ اَوْجُهُهُمْ،نَضِرَهٌ بِالْفَضْلِ عیدانُهُمْ، یَدینُونَ بِدینِ الْحَقِّ وَ اَهلِهِ».

ـ «قومی به آستانه ات گرد آیند که خداوند آنها را از سرشتی پاک وریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است، دل هایشان از آلودگی نفاق وپلیدی شقاق پاکیزه است. به فرمان های دینی خاضع و منقاد هستند، دل هایشان از کینه و عداوت پیراسته است، رخسارشان برای پذیرش حق آماده، سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته است. آئین حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند«.

ـ «فَاِذا اشْتَدَّتْ اَرکانُهُم وَ تَقَوَّمَت اَعمادُهُمْ، قَدَّتْ بِمُکاثَفتِهِم طَبقاتُ الاُْمَمِ، اِذْ تَبِعَتْکَ فی ظِلالِ شَجَرَه دَوْحَه بَسَقَتْ اَفْنانُ غُصونها، عَلی حافاتِ بُحَیْرَهِ الطَّبریَّهِ، فِعِنْدَها یَتَلألأُ صُبحُ الحَقِّ، وَیَنْجَلی ظُلامُ الْباطِلِ، وَ یَقْصِمُ اللهُ بِکَ الطُّغْیانَ، وَ یُعیدُ الایمانَ، وَ یُظْهِرُ بِکَ اَسقامَ الافاقِ وَ سَلامَ الرُفاقِ، یَودُّ الطِفْلُ فِی الْمَهْدِ لَواسْتَطاعَ اِلَیْکَ نُهُوضاً، وَ نَواسِطُ الوُحُوشِ لَو تَجِدَ نَحوکَ مَجازاً».

ـ «هنگامی که پایه های آنها محکم شد و ستون نفرات آنها نیرومند گردید، با حملات پیاپی آنها اجتماعات ملت های جهان در هم می شکند، و آن هنگامی است، که زیر درخت پر شاخ و برگی در کنار دریاچه »طبریّه« (در فلسطین) با تو بیعت کنند، آن گاه صبح حق می دمد و تیرگی باطل رخت بر می بندد. و خدای تبارک و تعالی به دست تو کمر طاغوت ها را بشکند و راه و رسم ایمان را باز گرداند، و بیماری های دیگران و سلامتی دوستان به دست تو آشکار گردد. کودکانی که در آغوش گهواره آرمیده اند، آرزو می کنند که ای کاش می توانستند برخیزند و به سویت بشتابند. درندگان دشت و صحرا آرزو می کنند که ای کاش راهی به کویت باز می یافتند».

ـ «تَهْتَزُّ بِکَ اَطرافُ الدُّنیا بَهجَهً، وَ تَهُزُّ بِکَ اَغصانُ العِزِّ نَضْرَهً، وَ تَسْتَقِرُّ بَوانی العِزِّ فی قَرارها، وَ تَؤُبُ شَوارِدُ الدینِ اِلی اَوْکارِها، یَتَهاطَلُ عَلَیکَسَحائِبُ الظَّفَرِ، فَتُخنِقُ کُلِّ عَدُوٍّ، وَ تَنصُرُ کُلِّ وَلیٍّ، فَلا یَبْقی عَلی وَجْهِ الاَرْضِ جَبّارٌ قاسِطُ، وَ لا جاحِدٌ غامِطٌ، وَ لا شانِیٌ مُبْغِضٌ، وَ لا مُعانِدٌ کاشِحٌ، وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی الله فَهُوَ حَسْبُهُ، اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمْرِهِ، قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شیء قَدْراً«.

ـ «به وسیله تو اقطار و اکناف جهان از کران تا کران نزهت گیرد، و هر شاخه شکسته و خشکیده ای سرسبز گردد، معیارهای عزت و شرف در جای اصلی خود قرار گیرد، آنان که از شاهراه هدایت روی برتافته اند، به آیین آرام بخش خود باز گردند، از ابرهای پیروزی و سرفرازی، باران های نصرت و رحمت فرو بارد، و دشمنان را در دره های هلاکت غرق سازد، و دوستان را به پیروزی و سرفرازی برساند.

دیگر در روی زمین از ستمگر تجاوزگر، منکر عنادگر، دشمن حیله گر، و مخالف بدسیر، اثر و نشانی باقی نباشد. که «هر کس به خداوند توکل کند، خداوند او را بس است. خداوند امر خود را به انجام رسانده است».

آنگاه فرمود: ای ابا اسحاق! این نشست ما در پیش تو مکتوم بماند، مگر از اهل صدق و برادران دینی با صدق و صفا. هنگامی که نشانه های ظهور آشکار شود خودت و برادران ایمانی ات بی درنگ به سوی ما بیایید و همراه با دیگر کسانی که به سوی مشعل یقین می شتابند به سوی انوار درخشان مشعل های دین بشتابید، تا بهحقیقت نائل گردید، انشاءالله«. (1).


(1). بحارالانوار، ج 52 ص 35، بیاد مهدی «عج» ص 257 ـ 253.

(2). سوره نساء، آیه 153، و سوره بقره، آیه 55.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن