انقلابی که معاملات بشر قرن بیستم را برهم زد!
انتشار: 25 اسف ماه 1394 ساعت 20:12 دیدگاه ها: هيچ

به گزارش گلستان بلاگ،وب سایت «اصحاب عشق» نوشت:

از انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب مهدوی آخرالزمان (۲)

پیروزیهای شگفت انگیز و فتوحات مکرر این قیام که معادلات بشر قرن بیستم را بر هم زد و فصل تازه ای از کتاب اندیشه و اعتقاد را در برابرش گشود؛ آغازگر یک بیداری جهانی شد؛ زیرا بشر دریافت که پای یک حقیقت بزرگ اما ناشناخته در میان است که از قضا امید هم آنجاست.

سمیه علیمردانی
3(5)

در نوشتار پیشین، از دردهای کهنه خلق گفتیم و از انقلابگری که وعده دهندگان راستگو، درمان این دردها را به دست او وعده داده اند. ولی آیا تنها با وجود آن موعود پا به رکاب، آن انقلاب عظیم جهانی رخ خواهد داد در حالی که در این فتح الفتوح، لبیک و همت جهانیان شرط است؟
شرایط لازم جهت یک انقلاب، برای انقلاب جهانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مطرح هستند اما اهمیتشان به تناسب عظمت این قیام جهانی، چه از جهت معنا و چه از جهت جغرافیا، بیشتر می شود. اینک، به بر رسی اجمالی شرایط این انقلاب و وجود یا عدم این شرایط در حال حاضر می پردازیم.

طرح و برنامه آماده

قرآن کریم که هدایت و رحمتی است از سوی خداوند که انسان را آفریده و به تمام ابعاد وجود او آگاه است و نیازها و صلاح و فساد مخلوق را بهتر از خود او می داند و همچنین سیره پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به عنوان طرح و برنامه این انقلاب، اکنون موجودند.(١)

رهبر واقعی نه افسانه ای

رهبر الهی این انقلاب، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، با علم و احاطه به ظاهر و باطن آیات کتاب هدایت و برنامه زندگی و طرح و برنامه انقلاب، و تبعاً عالِم و محیط به وضعیت موجود و علل پیدایش آن و وضعیت مطلوب و راه رسیدن به آن و آگاه نسبت به موانع راه، در حال حاضر، وجود و حضور دارند.
ایشان علم خود را از خالق یگانه هستی دریافت نموده اند، نه از کتب متناقض درسی و تجربیات ناقص و نسخه های بعضاً کشنده بشری که روزی نفی و روز دیگر اثبات می شوند. چنانکه آلوین تافلر، مشاور سیاستمداران آمریکا و صاحب نظریه «موج سوم» اعتراف می کند که «… بارها و بارها، مقررات و قوانین، طرحها و دستور العملهای جدید که همگی به منظور حل مشکلات ما تهیه و تدوین شده اند کمانه می کنند و بر وخامت مشکلات ما می افزایند و این احساس عجز و یأس را دامن می زنند که هیچ فایده ای ندارد و مؤثر نیست. این احساس، برای هر نظام دموکراسی خطرناک است و نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفیدِ ضرب المثلها را هر چه بیشتر دامن می زند.» (٢)

تاریخی که از نو باید ساخت

با این وجود، خبری از ظهور نیست!
تا زمانی که امام، برای حفظ دین، با تحمل درد استخوان در گلو و رنج خار در چشم، مجبور به سکوت شود!
تا زمانی که برای حفظ کیان اسلام، مجبور به قبول آتش بس در برابر منافقین شود!
تا زمانی که بهای بیداری خلق، سر امام بر روی نی و اسارت حرمش به دست مفسدین فی الارض شرابخوار باشد!

پیش چشمان بهت زده دنیا؛ «یک کشور سی و چند میلیونی با اختلاف گروه ها، با اختلاف آمال و آرزوها، با اختلاف فهم و شعور آنها، همه با هم مجتمع شدند و همه با هم دست به هم دادند و یک مطلب را خواستند. این نیست الا اینکه دست غیبی در کار است؛ خدای تبارک و تعالی به وسیله امام زمان سلام الله علیه [این تحول را در مردم پدید آورد].»

تا زمانی که بهای گوشواره دخترکان مردم، گوش دختر امام باشد!
تا زمانی که مردم، امام مطیع بخواهند نه امام مُطاع!
و تا امام، سپر امت باشد نه امت سپر امام…
تا بنای بشر بر تکرار تاریخ است؛ خبری از ظهور حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف و قیامش و بر پایی حکومت عدل الهی و بنای مدینه فاضله نیست!
پس اگر حقیقتاً طاووس می خواهیم باید جور هندوستان کشیم. باید برای رقم خوردن تاریخی نو که به دور از آه و حسرت و شرمندگی برای بشر باشد، در جهت ایجاد دو شرط مفقود آمادگی عمومی و پرورش یارانی مؤمن، مخلص، با بصیرت، شجاع و مطیع که در سربازی ولایت و پاسداری از مرزهای دین؛ از بذل جان، مال، آبرو و هر چه تعلقات دنیوی است دریغ نداشته باشند، تلاش کنیم. هر گاه چنین کردیم؛ می توانیم بر یافتن توفیقِ دیدن طلوع خورشید عدالت، امید ببندیم!
«براى هر کس، مأمورانى است که پى در پى، از پیش رو، و از پشت سر، او را از فرمان خدا [حوادث غیر حتمى] حفظ مى کنند; و خداوند سرنوشت هیچ قومى (و ملّتى) را تغییر نمى دهد مگر آن که آنان آنچه را در (وجود) خودشان است تغییر دهند. و هنگامى که خدا براى قومى (به خاطر اعمالشان) بدى (و عذاب) بخواهد، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد; و جز خدا، (نجات دهنده و) سرپرستى نخواهند داشت.» (٣)

به دنبال مدینه فاضله ی گمشده

حکایت بشرِ گمگشته در بیابان گمراهی و خسته از تازیانه های بی عدالتی اما بی خبر از وجود نازنین آن رحمه للعالمین و نشانی مدینه فاضله او که در ضمیر نا خود آگاه خود، خورشید هدایت، دست نوازشگر و سایه روح افزای پدری مهربان را می جوید و به امید رسیدن به مدینه فاضله ای بی نشان، در پی شعارهای فریبای بشری به راه می افتد و وقتی چشم، باز می کند؛ خود را در خراب آباد می یابد! حکایت انسان خسته گمشده در بیابان و تشنه آب حیات است که بی خبر از وجود چشمه ای چند قدم آن سو تر، به امید رسیدن به آب، به سوی سراب می دود!
با سیری در تاریخ معاصر، نمونه های بارز این واقعیت را می توان مشاهده کرد؛ انسان های بی خبری که یک بار به دنبال شعارهای کمونیستی و وعده جامعه بی طبقه؛ زمانی به دنبال شعارهای لیبرالیستی و وعده آزادی و بار دیگر به دنبال شعار دموکراسی که به رایج ترین سلاح سرد علیه مخالفان استکبار، تبدیل شده است و… به راه افتاده و هر بار نیز بابت فریبی که خورده اند و داشته هایی از دست داده اند و رنجِ افزونی که برداشت کرده اند، انگشت ندامت گزیده اند! ولی باز به خیال رسیدن به آرمان شهر، دست به دست شدن قدرت، میان ایسم های دهان پُر کُنِ تو خالی و دُور باطل آزمودن آزموده ها را به نظاره نشسته اند؛ چرا که جز این مکاتب مادی و الحادی، مکتبی را نشناخته و خود را محکوم به آنها پنداشته اند!

آغازی بر عصر بیداری

این روند، همچنان ادامه داشت تا آنکه در اواخر قرن چهاردهم هجری قمری و قرن بیستم میلادی که بشرِ در مانده در برابر دو قطب شرق و غرب، به انفعال و استضعاف کشیده شده بود؛ در نقطه ای از این عالم، صدا و عَلَمی تازه، بلند شد. عده ای با پای برهنه و دستِ خالی با اقتدا به بزرگ مردی از تبار پاکان، با یک عبای ساده و نعلین، شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی سر دادند.

«بارها و بارها، مقررات و قوانین، طرحها و دستور العملهای جدید که همگی به منظور حل مشکلات ما تهیه و تدوین شده اند کمانه می کنند و بر وخامت مشکلات ما می افزایند و این احساس عجز و یأس را دامن می زنند که هیچ فایده ای ندارد و مؤثر نیست. این احساس، برای هر نظام دموکراسی خطرناک است و نیاز شدید به وجود مرد سوار بر اسب سفیدِ ضرب المثلها را هر چه بیشتر دامن می زند.»

در دنیایی که بشر، جز شرق و غرب، دامانی برای پناه بردن و قدرتی برای اطاعت نمی شناخت؛ چنین شعاری حیرت انگیز و بت شکنانه بود! در زمانی که دین، افیون توده ها و مانع پیشرفت و مایه خجلت، شمرده می شد؛ حتی وقوع چنین انقلابی، محال به نظر می رسید؛ چه رسد به حفظ و دوام آن. اما پیش چشمان بهت زده دنیا؛ «یک کشور سی و چند میلیونی با اختلاف گروه ها، با اختلاف آمال و آرزوها، با اختلاف فهم و شعور آنها، همه با هم مجتمع شدند و همه با هم دست به هم دادند و یک مطلب را خواستند. این نیست الا اینکه دست غیبی در کار است؛ خدای تبارک و تعالی به وسیله امام زمان سلام الله علیه [این تحول را در مردم پدید آورد].» (۴)
چه می دانیم؟ شاید زمان تحقق این روایت امام کاظم علیه السلام فرا رسیده بود که: «مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق، فرا می خوانَد، گروهی گرد او جمع می شوند که [در صلابت] چون پاره های آهن اند، بادهای سهمگین، آنان را نمی لرزاند و از جنگ، خسته نمی شوند و نمی ترسند و بر خدا توکل می کنند و عاقبت از آن متقین است.» (۵)
پیروزیهای شگفت انگیز و فتوحات مکرر این قیام که معادلات بشر قرن بیستم را بر هم زد و فصل تازه ای از کتاب اندیشه و اعتقاد را در برابرش گشود؛ آغازگر یک بیداری جهانی شد؛ زیرا بشر دریافت که پای یک حقیقت بزرگ اما ناشناخته در میان است که از قضا امید هم آنجاست.
مژده باد! که به حول و قوه الهی، بلند همتی لبیک گو پیدا شد تا بلند کند همت و صدای لبیک جهانیان را.
ادامه دارد…


پی نوشت:
۱٫ محمد امین بالادستیان محمد مهدی حائری پور مهدی یوسفیان، نگین آفرینش(درسنامه دوره مفدماتی معارف مهدویت)، قم، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، تابستان ۱۳۹۱، ج ۱، ص ۱۵۸
۲٫ همان، ص ۱۵۹
۳٫ سوره رعد/ آیه ۱۱؛ ترجمه آیت الله ناصر مکارم شیرازی
۴٫ صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رضوان الله علیه، ۱۳۷۸، ج ۷، ص ۵۴
۵٫ علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه، بحارالانوار، ج۵۷، ص ۲۱۶: رجلٌ من أهل قم یدعوا الناس إلی الحق، یجتمع معه قوم کزبر الحدید، لا تزلّهم الریاح العواصف و لا یملّون من الحرب و لا یجبنون و علی الله یتوکلون و العاقبه للمتقین.

به اشتراک بگذارید

  • Facebook
  • Twitter
  • Delicious
  • LinkedIn
  • StumbleUpon
  • Add to favorites
  • Email
  • RSS
  • Google Plus
  • Print
نظرات

نظر دادن